Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
English
Persian
insulation protection
حفافت عایق بندی
Other Matches
insulation
عایق گذاری
insulation
روپوش کشی عایق کردن
insulation
عایق کاری
insulation
عایق
insulation
عایق کاری یا عایق بندی ایزولاسیون
insulation measurement
سنجش و ازمایش ایزولاسیون
insulation loss
تلف عایق بندی
insulation of concrete
عایق کاری بتن
breaking down of insulation
فرو ریختن نارسانایی
insulation resistance
مقدار مقاومت نارسانا
insulation resistance
مقاومت عایق بندی
insulation resistance
مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
insulation against vibration
حفافت در برابر ارتعاش
insulation shielding
زره پوش کردن عایق بندی
insulation strength
استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
insulation level
سطح ایزولاسیون
insulation tester
دستگاه ازمایش عایق بندی
insulation fault
نقص عایق بندی
humidity insulation
نم بندی
humidity insulation
اب بندی
insulation board
صفحه عایق
heat insulation
عایق کاری حرارتی
grid insulation
ایزولاسیون شبکه
form insulation
عایق کاری قالب
insulation class
کلاس ایزولاسیون
insulation class
کلاس عایق بندی
insulation current
جریان ایزولاسیون
insulation defect
نقص عایق بندی
insulation defect
نقص ایزولاسیون
electrical insulation
برق بندی
electrical insulation
عایق سازی الکتریکی
insulation detector
دستگاه ازمایش عایق بندی اشکارساز ایزولاسیون
insulation fault
خرابی نارسانا
insulation fault
نقص عایق کاری
insulation test
ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
vinyl insulation
عایقوینیلی
sound insulation
عایق صدا
sound insulation
صدابندی
thermal insulation
گرمابندی
thermal insulation
عایقکاری در برابرگرما
thermal insulation
عایق کاری گرمایشی
winding insulation
عایق بندی سیم پیچی
blanket insulation
پوششعایق
board insulation
عایقتختهای
foam insulation
عایقاسفنجی
moulded insulation
عایققالبی
surface insulation
جداکنندهسطح
slot insulation
عایق شیار
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
insulation voltage
ولتاژ عایق بندی
insulation indicator
دستگاه ازمایش عایق بندی
insulation voltage
ولتاژ ایزولاسیون
insulation voltage
فشار ازمایش
air insulation
نارساناگری با هوا
foam-rubber insulation
عایقاسفنجیلاستیکی
loose fill insulation
عایقخاکریز
insulation breakdown test
ازمایش شکست عایق
pipe-wrapping insulation
عایققنداقپیچلوله
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
insulation testing apparatus
عایق سنج
insulation power factor
ضریب قدرت عایق بندی
insulation power factor
زاویه ی تلفات
sprung strip metal insulation
نوارفلزی
sprung strip metal insulation
عایقفنری
over protection
تقویت
self protection
برقراری تامین از خود
self protection
صیانت نفس حفافت از خود
self protection
دفاع از نفس
under protection
تحت الحمایه
self protection
حفافت از خود
protection
نیکداشت
protection
خط امان
protection
نگهداری
protection
سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection
پشتیبانی
protection
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
protection
تیمارداری
protection
مانع کپی گرفتن شدن
protection
عمل حفافت
protection
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection
اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection
حفافت
protection
محافظت
protection
حراست حمایت
protection
حفظ
protection
تامین نامه
protection
حمایت
protection
کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
protection key
کلید حفافت
rust protection
حفافت در برابر زنگ زدگی
protection ring
حلقه حفافت
protection level
سطح حفافت
software protection
حفافت نرم افزاری
storage protection
حفافت انباره
head protection
محافظسر
hand protection
محافظدستی
environmental protection
حفاظت محیط زیست
feet protection
محافظپا
eye protection
محافظچشم
ear protection
محافظگوش
x ray protection
حفافت رونتگن
toe protection
پاشنه بندی
thermal protection
محافظت حرارتی
data protection
حفافت داده ها
storage protection
حفافت حافظه
Under the protection of the law.
درپناه قانون
protection hood
کلاهک یا روپوش محافظ
bank protection
ساحل داری
copy protection
جلوگیری از اعمال کپی
consumer protection
حمایت از مصرف کننده
collective protection
حفافت جمعی
collective protection
حفافت گروهی
cell protection
حفافت سل
cathode protection
حفافت کاتدی
block protection
حفافت بلوک
copy protection
محافظت از کپی
copy protection
حفافت دربرابر کپی
impedance protection
حفافت امپدانس
flood protection
حفافت در مقابل طغیان
file protection
حفافت فایل
file protection
حفافت پرونده
environmetal protection
حمایت محیط زیستی
distance protection
وسیله حفافت فاصله
degree of protection
میزان تامین درجه حفافت
bank protection
ساحلبانی
degree of protection
میزان حفافت
password protection
حفافت به کمک کلمه رمز
protection from sin
عصمت
overvoltage protection
حفافت فشار زیاد
overload protection
حفافت بار زیاد
over voltage protection
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
memory protection
پشتیبانی ازحافظه
memory protection
حفافت حافظه
armor protection
حفافت زرهی
lightning protection
با خاموش کننده مغناطیسی
anodic protection
حفافت اندی
bank protection
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
anticorrosive protection
حفافت در برابر خوردگی
armor protection
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
high tension protection
حفافت فشار قوی
protection and indemnity club
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
The Physics of Radiation Protection
فیزیک محافظت از پرتو
The Physics of Radiation Protection
فیزیک بهداشت
frost protection preparation
ضدیخ
power system protection
حفافت سیستم قدرت
positional protection device
دستگاه حفافت درگاه
respiratory system protection
حافظدستگاهتنفسی
overflow protection switch
کلیدحافظآبهایاضافی
rust protection paint
رنگ ضد زنگ
indirect bank protection
کناره بندی غیر مستقیم
line differential protection
حفافت دیفرانسیلی خط
anti skid protection
حفافت از لغزش
The Physics of Radiation Protection
بهداشت پرتوی
Protection money. Racket money.
باج سبیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com