Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (3 milliseconds)
English
Persian
integrated
یکپارچه
integrated
جامع
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
integrated
پایگاه داده که قادر به تامین اطلاعات برای نیازهای مختلف بدون داده افزودنه است
integrated
روش سازمانی برای بازیابی و ورود داده با بیشترین کارایی
integrated
برنامه مقلد که با سیستم عامل چند رسانهای کار میکند
integrated
نوعی طراحی مدار که قادر به تولید قط عات با توان پایین و کوچک است
integrated
مودمی که بخش درونی سیستم باشد
integrated
NDSI
integrated
محیط اداره که همه عملیات با کامپیوتر مرکزی انجام می شوند
integrated
ای که حاوی گرده وسایل جانبی است که با هم سیستم کامپیوتری را تشکیل می دهند
Other Matches
integrated intensity
شدت انتگرال گرفته شده
integrated intensity
شدت کل
integrated program
برنامه مجتمع
integrated program
برنامه مرتبط
integrated revision
بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
integrated software
نرم افزار مجتمع
integrated staff
ستاد توام
integrated staff
ستاد یکپارچه ستاد التقاطی
integrated training
اموزش توام
integrated defense
پدافند ازمناطق توام دفاعی
integrated defense
پدافند هوایی توام
integrated aircraft
هواپیمای یک پارچه
integrated circuit
مدار مجتمع
integrated circuit
مدار مجتمع IC
integrated circuit
ای سی
integrated circuit
مداری که همه قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک نیمه هادی کوچک قرار دارند به وسیله روشهای حکاکی و شیمیایی
computer integrated manufactureing
کارخانه کاملا" اتوماتیک
integrated accounting package
بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
integrated reservoir operation
بهره برداری توام از چندمخزن
integrated computer package
software integrated
integrated data processing
پردازش داده مجتمع
integrated injection logic
IIL
monolithic integrated circuit
مدار مجتمع یکپارچه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com