English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
intensity of sound شدت صوت
Search result with all words
sound intensity شدت نور
Other Matches
Sound mind in a sound body. <proverb> عقل سالم در بدن سالم.
intensity اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور
intensity سختی
intensity شدت فزونی
intensity نیرومندی
intensity شدت اتش حجم
intensity زیادی
intensity قوت کثرت
intensity شدت
intensity of gravity شدت با زیادی جاذبه
intensity maximum حداکثر شدت
integrated intensity شدت کل
dual intensity تاکید علائم خاص
flux intensity شدت میدان مغناطیسی
field intensity شدت میدان مغناطیسی
field intensity شدت میدان
intensity of heat شدت گرما
intensity level سطح روشنایی
intensity amplifier تقویت کننده شدت روشنایی
intensity control پیچ رنگ
intensity control کنترل شدت
intensity decrease کاهش شدت
intensity maximum پیشینه نور ماکسیمم نور
current intensity شدت جریان
labor intensity کاربری
acoustic intensity شدت صوتی
acoustic intensity شدت اکوستیکی
intensity of gravity گرانی یا جاذبه زیاد
intensity of current شدت جریان الکتریکی
intensity of illumination شدت روشنایی
intensity of load شدت بار
intensity of luminescence شدت پرتوافکنی
intensity of magnetization شدت مغناطیس گری
intensity of magnetization شدت مغناطیس کنندگی
intensity of noise شدت پارازیت
intensity of radiation شدت تشعشع
average intensity شدت جریان متوسط
intensity of current شدت جریان
magnetic intensity شدت میدان مغناطیسی
intensity distribution پخش شدت
luminous intensity شدت نورانیت
maximum of intensity حداکثر شدت
radiant intensity شدت تابش
radiation intensity شدت تشعشع اتمی
radiation intensity شدت تابش
rainfall intensity شدت بارندگی
response intensity شدت پاسخ
traffic intensity شدت عبور و مرور
stress intensity شدت تنش
stimulus intensity شدت محرک
magnezation intensity شدت مغناطیس کنندگی
luminous intensity شدت روشنایی
integrated intensity شدت انتگرال گرفته شده
labor intensity کارطلبی
light intensity شدت نور
instantaneous acoustic intensity شدت صوت لحظهای
electric current intensity شدت جریان الکتریکی
intensity distribution curve منحنی پخش شدت
field intensity measurement دستگاه اندازه گیری شدت میدان
intensity electric field شدت میدان الکتریکی
intensity distribution curve منحنی پخش نور
instantaneous luminous intensity شدت نور لحظهای
intensity of rain fall شدت بارندگی که بامیلیمتردرساعت مشخص میشود
intensity of the magnetic field شدت میدان مغناطیسی
magnetic flux intensity شدت فلوی مغناطیسی
electric field intensity شدت میدان الکتریکی
magnetic field intensity شدت میدان مغناطیسی
intensity of electric field شدت میدان الکتریکی
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
sound <adj.> بی عیب و نقص
sound <adj.> بی عیب
sound off قدم شماری درهنگام رژه رفتن
sound off باصدای بلند صحبت کردن
sound off مزه دهان کسیرافهمیدن
sound off ازادانه بیان کردن
sound off فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
to sound an a شیپوراشوب زدن
sound off <idiom> عقاید را بیان کردن
sound out <idiom> سین جین کردن
sound <adj.> بدون مشکل
sound موج صوتی
sound کیلوهرتز
sound تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sound کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
sound پوششی که صدا را در چاپگر پر و صدا قط ع میکند
sound فایل ذخیره شده روی دیسک که حاوی داده صوت است
sound طنین
sound صدا دادن
sound صوت صد
sound اندازه گیری عمق اب
sound عمق یابی کردن
sound گمانه زدن
sound ژرفایابی کردن
sound بی عیب
sound زدن
sound سالم
sound صدا دادن صداکردن
sound اوا
sound مفهوم
sound بی خطر دقیق
associated sound صدای همراه
sound استوار
sound درست بی عیب
sound صوت
sound بطورژرف
sound ژرفاسنجی کردن
sound صدا
sound به نظر رسیدن بگوش خوردن
sound نواختن
sound بصدادراوردن
sound کاملا
background sound موسیقی متن
sound ranging مسافت یابی صوتی
Sound Recorder امکانی در ویندوز ماکروسافت که به کاربر امکان اجرای فایلهای صورت ای دیجیتالی یا ضبط صوت روی دیسک و اجرای ویرایش ابتدایی میدهد
sound spectrograph طیف نگار صوتی
sound takeoff صداگیری
sound vibration ارتعاش صوتی
sound velocity سرعت حرکت صوت در اب دریا
sound propagation انتشار صوت
sound proof ضد صوت
sound channel مسیرعبور صوتی
background sound موسیقی پس زمینه
sound powered وسیله صوتی
sound powered صوتی
background sound موزیک متن
sound pressure فشار صوت
sound probe گیرنده صوتی
sound hole حفرهصدا
sound an alarm زنگ خطر را به صدا در آوردن
to sound a trumpet شیپورزدن
sound console پایه صدا
sound desk میزصدا
sound effect جلوههایصوتی
sound monitor صفحه نمایشگر صدا
sound receiver دریافتگر صدا
sound practices شیوه های درست
I heard a sound . صدائی به گوشم خورد( رسید )
sound alarm اعلام صدا
production of sound تولیدات صدا
transmission of sound انتقال یاعبورصدا
the sound of a bugle صدای شیپور
to sleep sound خواب راحت یاسنگین رفتن
to sound a parley با زدن شیپور
to sound a parley بگفتگوخواندن
to sound a retreat شیپور عقب نشینی زدن
to sound the retire شیپور عقب نشینی زدن
sound technician تکنسین صدا
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
sound signal علائم صدا
impact sound صدای برخورد
sound wave موج صوتی
magneticd sound صوت مغناطیسی
safe and sound صحیح وتندرست
volume of sound شدت صوت
sound frequency بسامد صوتی
sound absorbing صدا گیری
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
sound absorption جذب صدا
sound wave صوت
sound waves موج صوتی
fish sound بادکنک ماهی
complete sound فشنگ کامل
aduacent sound صدای مجاور
accompanying sound صدای همراه
sound barrier مانع صوتی
sound effects عوامل صوتی که در رادیو وتلویزیون وفیلم سینمایی وغیره موجب صدامیشود
sound effects صدا سازی
sound waves صوت
sound absorption جذب صوت
sound bars نوارهای صوتی
sound discipline انضباط صوتی
sound judgement عقل سلیم
sound level شدت صوت
sound economy اقتصاد قوی
sound discipline انضباط صدا یا جلوگیری ازسر و صدا
sound insulation صدابندی
sound distortion شکستگی صدا
sound distortion اعوجاج صوت
sound insulation عایق صدا
sound hood صداپوش
sound frack محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
sound energy انرژی صوتی
sound channel کانال صوتی دریایی
sound level شدت نسبی صوت
sound camera دوربین فیلمبرداری مجهزبدستگاه ضبط صوت
sound box جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
sound carrier حامل صوت
sound money پول قوی
sound bow کاسه زنگ اخبار
sound money پول سالم
Sound Blaster و پس اجرای آن
Sound Blaster نوعی کارت صوتی برای PC سازگار ساخت Creative habs که امکان ضبط صدا روی دیسک را میدهد
The sound rings in the ears. صدا در گوش می پیچد
acoustical sound enclosure روپوش صوتی
high frequency sound موج صوتی فرکانس بالا
split sound system کانال صوتی دوگانه
sound level meter شدت صوت سنج
sound powered telephone تلفن صوتی
acoustical sound enclosure محفظه عایق صوتی
wundt sound pendulum پاندول صوتی وونت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com