Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (6 milliseconds)
English
Persian
intercalary years
سال های کبیسه
Other Matches
We don't know what the world will be like in 20 years, to say nothing of in 100 years.
ما نمی دانیم دنیا در ۲۰ سال آینده چه جور تغییر می کند چه برسد به ۱۰۰ سال آینده.
intercalary
زائد
intercalary
اندر جاه
intercalary
اضافی افزوده
intercalary
کبیسه
intercalary
مندرج
the intercalary month
ماه اضافی
the intercalary month
ماهی است درتقویم بنی اسرائیل که درهرروزه نوزده ...خورشیدی
intercalary year
سال کبیسه
these two years
این دوساله
in years
سالخورده
in years
مسن
I've been doing it for nine years.
من این کار نه سالی هست که انجام میدهم.
getting on in years
پا به سن گذاشتن
my a is 0 years
سن من 04سال است
my a is 0 years
من 04سال دارم
my a is 0 years
چهل سال ازعمرمن می گذرد
three whole years
سه سال تمام
I am over 50 years old.
من ۵۰ سال بیشتر دارم.
get on in years
<idiom>
به سن پیری رسیدن
the last two years
دوسال اخیر یا گذشته
he is 0 years old
او ده ساله است
he is 0 years old
او ده سال دارد
years
حق رقبی
years
حق انتفاع محدودبه چند سال
about two years
تقریبا`
about two years
تقریبا` دو سال
We'll need 10 years at a
[the]
minimum.
ما کمکمش به ۱۰ سال
[برای این کار]
نیاز داریم.
You are 5 years younger than me.
شما ۵ سال جوان تر از من هستید.
fiscal years
سال مالی
Many years passed .
چندین سال گذشت
To be gettingh on in years.
پا به سن گذاشتن
I have been working here for years.
سالهاست دراینجا کار می کنم
Seven solid years.
هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
not in a thousand years
<idiom>
صد سال آزگار
leap years
سال های کبیسه
leap years
سال کبیسه
a few years back
<adv.>
چند سال پیش
light-years
سال نوری
fiscal years
سال مالی سال جاری
financial years
سال مالی
to wear one's years well
ماندن
to wear one's years well
خوب ماندن جوان
to grow in years
پابسن گذاشتن
of ripe years
کامل
of late years
دراین چند سال گذشته
application years
عمر مفید یک دستگاه
man years
نفر در سال
application years
مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
estate for years
حق رقبی
full of years
سالخورده
of mature years
سالخورده
stricken in years
سالخورده
grow in years
سالخورده شدن
he is years senior to me
اودوسال ازمن بزرگتریاجلوتراست
in subsequent years
د رسالهای بعد
he is scarcely 0 years old
جخت اگر بیست سال د اشته باشد
of ripe years
پابسن گذاشته
fiscal years
دوره مالی
to grow in years
سالخورده شدن
tenant for years
شخص دارای حق رقبی
ten years old
ده ساله
some years ago
چند سال پیش
past years
سالهای گذشته
over a number of years
در طی چند سال
The contract has a few years to run .
به انقضای قرار داد چند سال مانده
He has been a beggar for a hundred years; yet he d.
<proverb>
صد سال گدائى مى کند هنوز شب جمعه را نمى داند .
The law prescribes a prison sentence of at least five years for such an offence.
قانون کم کمش پنج سال حکم زندان برای چنین جرمی تجویزمی کند.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com