Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (5 milliseconds)
English
Persian
intermediate
میانه
intermediate
متوسط
intermediate
درمیان اینده مداخله کننده
intermediate
در میان واقع شونده
intermediate
واسطه
intermediate
میانجی
intermediate
میانین
intermediate
عضو میانی
intermediate
طبقه میانی
intermediate
مجموعه رکوردهایی که حاوی دادههای پردازش شده هستند که در زمان دیگری برای تکمیل کار استفاده می شوند
intermediate
فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
intermediate
router یا وسیله دیگری که شبکه یا کاربر را به اینترنت وصل میکند
intermediate
پروتکل OSI که امکان انتقال داده بین router ها را فراهم میکند
intermediate
فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
intermediate
کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
Other Matches
intermediate office
مرکز میانی
intermediate oscillation
نوسان میانی
intermediate phase
فاز میانی
intermediate plate
صفحه میانی
intermediate points
جهات میانی
intermediate pressure
فشار متوسط
intermediate product
محصول نیم ساخته
intermediate objective
هدف واسطه
intermediate link
حلقه میانی
intermediate layer
قشر واسطه
intermediate layer
لایه میانی
intermediate image
تصویر میانی
intermediate hurdles
مسابقه دو 004 متر با مانع
intermediate hurdler
دونده دو 004 متر با مانع
intermediate hurdle
مانع متوسط
intermediate grid
شبکه واسطه
intermediate grid
شبکه کمکی
intermediate product
محصول واسطه
intermediate product
فراورده واسطه
intermediate range
سلاح برد متوسط
intermediate world
عالم برزخ
intermediate transmitter
فرستنده میانی
intermediate transmitter
فرستنده واسطه
intermediate transformer
مبدل یا ترانسفورماتور میانی
intermediate terminal
ترمینال میانی
intermediate temperature
درجه حرارت میانی
intermediate temperature
درجه حرارت متوسط
intermediate switch
کلید صلیبی
intermediate structure
ساختمان داخلی
intermediate storage
انباره واسط
intermediate stock
کالاهای نیمه تمام
intermediate stock
موجودی کالاهای درحال ساخت
intermediate sight
توسط دید عقب و جلو یک نقطه در نقشه برداری
intermediate scale
نقشه مقیاس متوسط
intermediate reaction
واکنش واسطه
intermediate range
با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
intermediate zone
ناحیه ی میانی
intermediate goods
کالاهای واسطه
intermediate band
باند میانی
intermediate field
میدان واسطه
intermediate field
میدان میانی
intermediate exchange
واسطه
intermediate exchange
مرکز
intermediate coupling
پیوست واسطه
intermediate contour
میزان منحنی واسطه
intermediate contingency
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
intermediate contact
کنتاکت واسطه
intermediate contact
کنتاکت میانی
intermediate compound
ترکیب واسطه
intermediate complex
کمپلکس واسطه
intermediate area
منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
intermediate approach
مسیر تقرب فرعی
intermediate anneal
التهاب میانی
intermediate repeater
تقویت کننده میانی
intermediate frequency
فرکانس میانه
intermediate contrast
تغایر متوسط
intermediate frequency
فرکانس میانی
intermediate amplifier
تقویت کننده میانی
intermediate goods
کالاهای واسطهای
intermediate lampholder
سر پیچ متوسط
intermediate fuse
فیوز میانی
intermediate frequency transformer
مبدل بسامد واسطه
intermediate frequency transformer
مبدل فرکانس میانی
intermediate aperiodic circuit
مدار میانی اپریودیک
intermediate frequency section
مقطع فرکانس میانی
insulated intermediate layer
لایه میانی عایق
reactive intermediate species
گونههای واسطهای واکنش پذیر
intermediate frequency stage
طبقه ی فرکانس میانی
intermediate frequency sensitivity
حساسیت فرکانس میانی
intermediate frequency amplification
تقویت فرکانس میانی
intermediate frequency amplifier
فزونساز بسامد واسطه
intermediate frequency amplifier
تقویت کننده فرکانس میانی
intermediate distribution frame
مقسم میانی
intermediate booster station
ایستگاهواسطهایپرفشاربرق
intermediate frequency breakdown
شکست فرکانس میانی
intermediate roll stand
مقام نورد میانی
intermediate power transistor
ترانزیستور با قدرت متوسط
intermediate range ballistic missile
موشک بالستیک میان برد
intermediate frequency band filter
صافی باند فرکانس میانی
intermediate type submarine cable
کابل ساحلی
intermediate frequency tank circuit
مدار تانک
intermediate frequency tank circuit
فرکانس میانی
intermediate high voltage line
خط فشار متوسط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com