English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (3 milliseconds)
English Persian
intermediate approach مسیر تقرب فرعی
Other Matches
approach approach conflict تعارض گرایشی- گرایشی
intermediate فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
intermediate میانه
intermediate متوسط
intermediate درمیان اینده مداخله کننده
intermediate واسطه
intermediate میانجی
intermediate میانین
intermediate کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
intermediate عضو میانی
intermediate مجموعه رکوردهایی که حاوی دادههای پردازش شده هستند که در زمان دیگری برای تکمیل کار استفاده می شوند
intermediate فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
intermediate router یا وسیله دیگری که شبکه یا کاربر را به اینترنت وصل میکند
intermediate پروتکل OSI که امکان انتقال داده بین router ها را فراهم میکند
intermediate آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
intermediate در میان واقع شونده
intermediate طبقه میانی
intermediate oscillation نوسان میانی
intermediate office مرکز میانی
intermediate phase فاز میانی
intermediate link حلقه میانی
intermediate plate صفحه میانی
intermediate frequency فرکانس میانی
intermediate objective هدف واسطه
intermediate layer قشر واسطه
intermediate layer لایه میانی
intermediate lampholder سر پیچ متوسط
intermediate goods کالاهای واسطهای
intermediate image تصویر میانی
intermediate hurdles مسابقه دو 004 متر با مانع
intermediate hurdle مانع متوسط
intermediate grid شبکه واسطه
intermediate goods کالاهای واسطه
intermediate grid شبکه کمکی
intermediate frequency فرکانس میانه
intermediate complex کمپلکس واسطه
intermediate anneal التهاب میانی
intermediate repeater تقویت کننده میانی
intermediate amplifier تقویت کننده میانی
intermediate band باند میانی
intermediate area منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
intermediate compound ترکیب واسطه
intermediate contact کنتاکت میانی
intermediate contact کنتاکت واسطه
intermediate contingency قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
intermediate contour میزان منحنی واسطه
intermediate contrast تغایر متوسط
intermediate coupling پیوست واسطه
intermediate hurdler دونده دو 004 متر با مانع
intermediate exchange مرکز
intermediate exchange واسطه
intermediate field میدان میانی
intermediate field میدان واسطه
intermediate fuse فیوز میانی
intermediate points جهات میانی
intermediate structure ساختمان داخلی
intermediate switch کلید صلیبی
intermediate temperature درجه حرارت متوسط
intermediate temperature درجه حرارت میانی
intermediate terminal ترمینال میانی
intermediate transformer مبدل یا ترانسفورماتور میانی
intermediate transmitter فرستنده واسطه
intermediate transmitter فرستنده میانی
intermediate world عالم برزخ
intermediate zone ناحیه ی میانی
intermediate storage انباره واسط
intermediate stock کالاهای نیمه تمام
intermediate pressure فشار متوسط
intermediate product محصول نیم ساخته
intermediate product محصول واسطه
intermediate product فراورده واسطه
intermediate range سلاح برد متوسط
intermediate range با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
intermediate reaction واکنش واسطه
intermediate scale نقشه مقیاس متوسط
intermediate sight توسط دید عقب و جلو یک نقطه در نقشه برداری
intermediate stock موجودی کالاهای درحال ساخت
to approach به طرف کسی رفتن برای برخورد
to approach somebody [something] نزدیک شدن به کسی [چیزی]
to approach somebody [something] نزدیک آمدن به کسی [چیزی]
to approach somebody [something] به سمت کسی [چیزی] رفتن
to approach به طرف کسی رفتن
to approach something نزدیک آمدن به چیزی
to approach something نزدیک شدن به چیزی
to approach one another به هم نزدیک شدن [همچنین اصطلاح مجازی]
approach برداشت روش
approach نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach نزدیک شدن
approach حرکت به سمت جلو
approach معبر
approach پرواز هواپیما درست قبل ازفرود
approach دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approach دورخیز
approach ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
approach مسیر فرود
approach دیدگاه
approach رسیدن
approach نزدیک امدن معبر
approach فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approach مشی
approach برخورد
approach شیوه
approach رویکرد
intermediate roll stand مقام نورد میانی
intermediate frequency transformer مبدل بسامد واسطه
intermediate power transistor ترانزیستور با قدرت متوسط
intermediate booster station ایستگاهواسطهایپرفشاربرق
intermediate frequency stage طبقه ی فرکانس میانی
intermediate distribution frame مقسم میانی
reactive intermediate species گونههای واسطهای واکنش پذیر
intermediate frequency sensitivity حساسیت فرکانس میانی
intermediate frequency transformer مبدل فرکانس میانی
intermediate aperiodic circuit مدار میانی اپریودیک
intermediate frequency amplification تقویت فرکانس میانی
intermediate frequency amplifier فزونساز بسامد واسطه
insulated intermediate layer لایه میانی عایق
intermediate frequency amplifier تقویت کننده فرکانس میانی
intermediate frequency section مقطع فرکانس میانی
intermediate frequency breakdown شکست فرکانس میانی
angle of approach زاویه تند
intrinsic approach رهیافت درونی
intrinsic approach رهیافت سرشتی
radio approach دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
approach ramp شیب ورودی
landing approach مسیر تقرب
angle of approach زاویه تقرب هواپیما
approach channel کانال ورودی- نهر ورودی
angle of approach زاویه حاده
angle of approach زاویه فرود هواپیما
to approach [a topic] ذکر کردن [موضوعی]
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
line of approach راه وصول
quantitative approach دیدگاه کمی
hump approach برآمدگیکناری
underpass approach نشیب پیوند
underpass approach سرازیری پیوند
systems approach رویکرد نظام نگر
radio approach دستگاه تقرب رادیویی
velocity of approach سرعت متوسط اب هنگام رسیدن به تاج سرریز یا سد
quantitative approach روش کمی
power approach تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
missed approach فرود اضطراری
missed approach فرود ناقص
line of approach مسیر تقرب یا فرود
line of approach راه تقرب به دشمن
approach chart نقشه مسیر فرود
initial approach تقرب اولیه هواپیما
avenues of approach راههای نفوذی مسیرهای تقرب
avenues of approach معابر وصولی
approach wall دیواره ورودی
approach transition تبدیل ورودی
expenditure approach روش هزینه
approach time زمان نزدیک شدن به باند
approach time زمان تقرب هواپیما
approach sequence ترتیب توالی تقرب هواپیماها
clinical approach روش بالینی
counter approach استحکامات متقابله
commodity approach بررسی بازار با مطالعه مسیرتولید تا مصرف
initial approach مسیر تقرب اصلی
information approach روش کسب اطلاعات
final approach مسیرنهایی فرود هواپیما
final approach مسیر نهایی فرود
expenditure approach روش مخارج
covered approach راه نفوذی پوشیده
covered approach پیشروی پوشیده معابر مخفی
covered approach مسیر پوشیده
approach schedule برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
approach route مسیرفرود به باند
approach lane مسیر تقرب
approach chart نقشه تقرب هواپیما
approach gradient شیب گرایش
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
approach line خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
approach end ابتدای باند فرود
approach end نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
approach clearance اجازه تقرب
approach clearance اجازه فرود
approach lane مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
approach parapets جان پناه دیوار
approach line خط تقرب به باند
approach route مسیر تقرب به باند
approach ramp فرازای ورود
approach march راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
approach ramp فرازورودی
approach ramp سربالائی ورودی
intermediate range ballistic missile موشک بالستیک میان برد
intermediate high voltage line خط فشار متوسط
intermediate frequency tank circuit مدار تانک
intermediate type submarine cable کابل ساحلی
intermediate frequency band filter صافی باند فرکانس میانی
intermediate frequency tank circuit فرکانس میانی
automatic approach and landing روش کنترل خودکار سرعت ومسیر هواپیما در تقرب
approach avoidance conflict تعارض گرایشی- اجتنابی
income and expenditure approach مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
ground controled approach دستگاه فرود خودکار هواپیما
ground controled approach دستگاه تقرب خودکار
closest point of approach نزدیکترین نقطه گذر
target approach point اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com