Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
internal torque
گشتاور نیروی درونی
Other Matches
torque
گشتاور
torque
گشتاور نیرو
torque
گشتاورچرخشی
torque
کارایی یک نیرو برای به گردش دراوردن جسم
torque
لنگر پیچشی
torque
گشتاور پیچشی
torque
طوقه
torque
چنبره طوق
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
torque
نیروی پیچشی گشتاوری
driving torque
گشتاور پیچشی گرداننده
lock torque
قفل پیچش
torque wrench
اچار ترک
no load torque
گشتاور پیچشی بی باری
running torque
گشتاور پیچشی حرکت
stalling torque
گشتاور پیچشی ناتوان
starting torque
گشتاور پیچشی راه انداز
starting torque
کشتاور راه اندازی
synchronizing torque
گشتاور پیچشی همزمان
torque converter
مبدل گشتاور پیچشی
torque effect
اثر ترک
torque or torc
طوق خبیرهای
torque regulator
تنظیم کننده گشتاور پیچشی
torque twist curve
منحنی گشتاور و پیچش
anti-torque tail rotor
دم چرخانضدلفزش
internal
ناشی ازدرون
internal
درایو دیسک سخت درون پوشش اصلی کامپیوتر
internal
باطن
internal
باطنی ناشی ازدرون
internal
داخلی
internal
باطنی
internal
روش نمایش داده و دستورات در CPU یا پشتیبان
internal
درونی
internal
نوشتاری که در Rom چاپگر ذخیره شده است
internal
زمانی در سیستم کامپیوتری که تحت کنترل مستقیم اپراتور نیست
internal
عملیات ریاضی ALU
internal
نمایش حروف در یک سیستم عامل مشخص
internal
و نه یک برنامه جداگانه
internal
دستوری که بخشی از سیستم عامل است
internal power
توانی که داخل هواپیما تولیدمیشود
internal power
مصرف داخلی
internal pole
قطب داخلی
internal pressure
فشار درونی
internal programme
برنامه داخلی
internal phase
فاز درونی
internal security
امنیت داخلی عملیات ضد شورشی
internal security
تامین داخلی
internal secretion
ترشح درونی
internal secretion
هورمون
internal rhyme
قافیه ماقبل اخر
internal ruling
نظامنامه داخلی
internal reflector
رفلکتور داخلی
internal report
گزارش داخلی
internal resistance
مقدار مقاومت داخلی
internal resistance
مقاومت داخلی
internal reflection
انعکاس درونی
internal ophthalmia
ورم غائرمقله
internal ophthalmia
اماس درونی تخم چشم
internal wiring
سیم کشی داخلی
internal impedance
مقاومت داخلی
internal heating
گرمایش خودی
internal heating
گرمایش داخلی
internal furnace
کوره درونی بوته درونی اشتعال درونی
internal impedance
امپدانس داخلی
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
internal loss
تلف داخلی
internal medicine
طب داخلی
internal memory
حافظه داخلی
internal furnace
کوره داخلی
internal memory
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal modem
مودم روی کارت اضافی که به اتصال وصل میشود و اطلاعات را به پردازنده منتقل میکند از طریق باس و نه پورت سریال
internal modem
مدم داخلی
internal modem
تلفیق و تفکیک کننده درونی
internal modulation
مدولاسیون داخلی
internal installation
سیم کشی داخلی
internal security
امنیت داخلی
internal vibrator
لرزاننده درونی
internal voltage
ولتاژ داخلی
internal voltage
نیروی الکتروموتوری
internal work
کار درونی
internal sort
جور کردن داخلی
internal boundary
مرزداخلی
internal structure
سازه داخلی
Internal energy
انرژی درونی
[فیزیک]
internal conception
تصور
internal conception
فکر
internal conception
درک
internal conception
اندیشه
internal conception
زاییده افکار
internal conception
عقیده
internal transactions
معاملات داخلی
internal trade
تجارت داخلی
internal trade
بازرگانی داخلی
internal shield
غلاف داخلی
internal shield
زره درونی زره داخلی
internal sort
مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
internal sort
مرتب کردن درونی
internal sort
مرتب سازی داخلی
internal storage
حافظه ی داخلی
internal storage
حافظه داخلی
internal storage
انباره داخلی
internal store
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal stress
تنش داخلی
internal structure
ساختار داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
internal supercharger
سوپرشارژر داخلی
internal temperature
دمای درونی
internal temperature
درجه حرارت داخلی
internal timer
زمان سنج داخلی
internal conception
انگاره
internal friction
وشکسانی ویسکوزیته
internal discharge
تخلیه جزیی داخلی
internal conversion
تبدیل درونی
internal consumption
مصرف داخلی
internal consistency
سازگاری داخلی
internal consistency
هماهنگی درونی
internal connection
اتصال داخلی
internal conductor
سیم هادی
internal conductor
سیم داخلی
internal conductance
اندوکتیویته ی داخلی
internal conversion
تبدیل باطنی
internal crack
ترک داخلی
internal discharge
تخلیه داخلی
internal commerce
تجارت داخلی
internal development
توسعه داخلی
internal development
رشد داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
internal defense
دفاع داخلی
internal damping
میرایی داخلی
internal current
جریان داخلی
internal conductance
اندوکتانس داخلی
internal command
فرمان درونی
internal combustion
درونسوز
internal boffles
تیغههای داخلی
internal battery
مقاومت داخلی باطری
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
internal armature
ارمیچر داخلی
internal angle
زاویه ی داخلی
internal inhibition
بازداری درونی
internal transmittance
ضریب انتقال
internal revenue
درامد داخلی
internal brake
ترمز داخلی
internal bus
مسیر داخلی
internal combustion
احتراق داخلی
internal clock
ساعت داخلی
internal circuit
حلقه داخلی
internal circuit
مدار داخلی
internal characteristic
منحنی مشخصه داخلی
internal capacitance
فرفیت سیم پیچی
internal capacitance
فرفیت الکترودها
internal bus
گذرگاه داخلی
internal ear
گوش داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
internal friction
گرانروی
internal friction
سایش درونی
internal energy
انرژی داخلی
internal force
نیروی داخلی
internal friction
مالش درونی سایش داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
internal friction
اصطکاک داخلی
internal evidence
مدارک یاگواه درونی
internal electrode
الکترود داخلی
internal evidence
مدارک یا گواهی که از درون چیزی بدست میاید
internal energy
انرژی درونی
internal door
در داخلی
internal friction
اصطکاک درونی
internal diseconomies
عدم صرفه جوئیهای داخلی
internal economies
صرفه جوئیهای داخلی
internal font
فونت درونی
internal efficiency
راندمان داخلی
internal force
نیروی درونی
internal diseconomies
زیانهای داخلی
internal friction
چسبندگی
internal drainage
ابریز بسته
internal voltage drop
افت ولتاژ داخلی
internal base resistance
مقاومت داخلی بیس
internal impedance drop
افت ولتاژ داخلی
internal bound block
قرقره مغز فلز
internal hard disk
دیسک سخت درونی
internal gear pump
پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
internal combustion engine
موتوردرونسوز
internal combustion engine
موتور درون سوز
internal combustion engines
موتور احتراقی داخلی
internal combustion engines
موتوردرونسوز
internal combustion engines
موتور درون سوز
angle of internal friction
زاویه اصطکاک داخلی
coefficient of internal friction
ضریب اصطکاک داخلی
internal combustion engine
موتور احتراقی داخلی
internal jugular vein
شاهرگگردندرونی
internal iliac vein
سیاهرگداخلی
internal iliac artery
سیاهرگداخلی
internal filum terminale
ترمینالداخلیلیفهای
internal combustion engine
موتور احتراق داخلی
internal combustion engines
موتور احتراق داخلی
internal emitter point
نقطه امیتر داخلی
internal stored program
برنامه ذخیره شده به صورت داخلی
internal photoelectric effect
اثر فتوالکتریکی داخلی
internal consistency coefficient
ضریب همسانی درونی
internal electerical potential
پتانسیل الکتریکی داخلی
internal conversion coefficient
ضریب تبدیل داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com