English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
intrinsic function تابع فطری
Other Matches
intrinsic درونی
intrinsic ذاتی
intrinsic اصلی
intrinsic طبیعی ذهنی
intrinsic روحی
intrinsic حقیقی
intrinsic مرتب شایسته
intrinsic بیواسطه
intrinsic value ارزش ذاتی
intrinsic value عزت نفس
intrinsic باطنی
intrinsic motivation انگیزش ذاتی
intrinsic properties خواص ذاتی
intrinsic approach رهیافت سرشتی
intrinsic conductivity رسانندگی ذاتی
intrinsic energy انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
intrinsic mass جرم لختی [فیزیک]
intrinsic approach رهیافت درونی
intrinsic mass جرم ماند [فیزیک]
intrinsic velocity گرانروی ذاتی
intrinsic motivation انگیزش درونی
intrinsic semiconductor نیمرسانای ذاتی
intrinsic semiconductor نیم رسانای ذاتی
intrinsic quantum number عدد کوانتومی ذاتی
intrinsic fatigue strength استحکام فرسودگی ذاتی
the essential [inherent] [intrinsic] task کار مهم و ضروری [یا اساسی]
function عمل
neither nor function تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
function تابع [ریاضی]
NOR function = مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
zero of a function صفر یک تابع [ریاضی]
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
even function تابع زوج
zero of a function ریشه تابع [ریاضی]
to function as something به کار رفتن به عنوان چیزی
function انجام عمل به درستی
OR function پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
NOT function تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
NOT function معادل تابع NAND
NOT function مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
NOR function = تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
function کارکرد
function نقش
function دستورالعمل
function فعالیت
function ایین رسمی
function وفیفه
function کار
function کارویژه
function پیشه
function مقام
function ماموریت عمل
function ایفاء
function عمل کردن کارکردن
function وفیفه داشتن
function وفیفه عمل کردن
function کارایی
function خاصیت وجودی
function مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
function تابع
function چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
function مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
function مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function کار کردن
function طرزکار تابع
total function تابع کامل
trial function تابع ازمایشی
trigonometric function تابع مثلثاتی
transfer function تابع انتقال
transformation function تابع تبدیل
stress function تابع تنش
utility function تابع مفید
utility function تابع کاربردی
wave function تابع موجی
weight function تابع وزنی
well behaved function تابع خوشرفتار
work function انرژی خروج
threshold function تابع استانهای
temperature function تابع دما
revenue function تابع درامد
recursive function تابع بازگشتی
real function تابع حقیقی
quadratic function تابع درجه دوم
propositional function امر حسی
propositional function وفیفه حسی
proper function مشخصه تابع
proper function ویژه تابع
production function تابع تولید
probability function تابع احتمال
preference function تابع ترجیح
preference function تابع رجحان
saving function تابع پس انداز
saving function صورت مقدار پس انداز درامدشخص
secondary function کارکرد ثانوی
tax function تابع مالیات
tact function کارکرد نامیدن
switching function تابع راه گزین
supply function تابع عرضه
step function تابع پلکانی
step function تابع پلهای
state function تابع حالت
standard function تابع استاندارد
sine function تابع سینوسی
sheffer function تابع شفر
well defined function تابع خوش تعریف
sediment function تابع بده مواد جامع
predefined function تابع از پیش تعریف شده
smooth function تابع همواری [ریاضی]
frequency function تابع تکرار [ریاضی]
inverse function تابع معکوس [ریاضی]
inverse function تابع وارون [ریاضی]
continuity of a function پیوستگی تابعی [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
root of a function صفر یک تابع [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
injective function تزریق
generalized function تابع تعمیم یافته [ریاضی]
generalized function توزیع [ریاضی]
arithmetical function تابع حسابی [ریاضی]
arithmetic function تابع حسابی [ریاضی]
root of a function ریشه تابع [ریاضی]
holomorphic function تابع هولومورفیک [ریاضی]
domain of a function دامنه یک تابع [ریاضی]
continuous function تابع پیوسته [ریاضی]
linear function نگاشت خطی [ریاضی]
function selectors عاملانتخابکننده
function selector انتخابگرکارآمد
function keys کلیدهایانجام وفایف
function keys کلیدهاتابع
function display نمایشگرتابع
function button دکمهردیاب
work function تابع کار
trigonometric function تابع های مثلثاتی [ریاضی]
differentiable function تابع مشتق پذیر [ریاضی]
transcendental function تابع غیرجبری [ریاضی]
absolute value function تابع قدر مطلق [ریاضی]
sine function تابع سینوس [ریاضی]
cosine function تابع کسینوس [ریاضی]
work function انرژی ازاد در ترمودینامیک
power function تابع قدرت
function key یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
function key کلید وفیفهای
function invocation احضار تابع
function generator مولد تابع
function generator تابع زا
function codes کدهای کار
function code کد تابع
function code رمز وفیفه نما
frequency function تابع بسامد
external function تابع برونی
exponential function تابع نمایی
function key کلید عملیاتی کلید تابعی
function subprogram ریزبرنامهای که مقدارمنفردی را برمی گرداند
increasing function تابع صعودی
increasing function تابع فزاینده
impluse function تابع ضربهای
implicit function معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد
impedance function تابع امپدانس
hyperbolic function تابع هذلولی
hamiltonian function تابع هامیلتونی
hamiltonian function تابع هامیلتون
gibbs function تابع گیبس
generating function تابع زاینده
generating function تابع مولد
function word کلمه دستوری
function types سنخهای کارکردی
function table جدول تابعی
exponential function تابع نمائی
elementary function تابع ابتدایی
ego function کارکرد خود
coincidence function پردازش دو یا چند سیگلنال ورودی و خروجی آنها تابع AND آنها باشند
characteristic function مشخصه تابع
characteristic function ویژه تابع
characteristic function تابع مشخصه
built in function تابع توکار
boolean function تابع بولی
approximation function تابع تقریب
approximating function تابع تقریب
analytical function تابع تحلیلی
allocation function تابع تخصیص
aggregate function عمل جمعی
Ackerman's function تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
acid function یون هیدروژن
coincidence function دروازه منط قی که تابع AND منط قی روی سیگنالهای الکتریکی ایجاد میکند
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
distribution function تابع توزیع
discriminant function تابع تشخیص
discontinuous function تابع ناپیوسته
density function تابع چگالی
demand function تابع تقاضا
defined function تابع تعریف شده
decreasing function تابع نزولی
decimal function کسر اعشاری
decimal function کسردهدهی
cost function تابع هزینه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com