English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (8 milliseconds)
English Persian
invalidation of company بطلان شرکت
Other Matches
invalidation لغو
invalidation فسخ
invalidation باطل سازی
invalidation ابطال
invalidation بطلان
invalidation حذف
associated company شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
in company دسته جمعی
to keep company with همراه بودن با
Two is company , three is none . <proverb> دو نفر تعاون ,سه نفر تفرقه .
Come along and keep me company. بامن بیا تا تنها نباشم
to w up a company امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
to keep company باهم بودن
to keep company باهم امیزش کردن
in company درجمعیت
in company باجمع
in company with همراه
in company with باتفاق
associated company شرکت وابسته
company کمپانی
company همراه
company دسته هیئت بازیگران
company گروهان همراه کسی رفتن
company مصاحبت کردن با
company شرکت
company گروهان
company گروه
company شریک
company انجمن
company جمعیت
company تجارتخانه
stock company شرکت سهامی
service company گروهان خدمات
software company شرکت نرم افزاری
ship's company پرسنل ناو
shipping company شرکت کشتیرانی
shipping company شرکت کشتی رانی
ship's company خدمه ناو
shipping company شرکت حمل و نقل
separate company گروهان مستقل
parent company شرکت مادر شرکت مرکزی
to part company with any one رفاقت را با کسی بهم زدن
proprietary company شرکتی که سهام ی ن دردسترس عموم گذارده نشده است
private company شرکت خصوصی
parent company شرکت اصلی
proprietary company شرکت خصوصی
subsidiary company شرکت فرعی
supply company شرکت تامین کننده
to break company جدایی کردن
to have a holding in a company در شرکتی دارائی سهام داشتن
a stand-alone company یک شرکت مستقل
directorate [of a company] هیئت مدیره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
directorate [of a company] هیئت نظاره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
aircraft company شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
Company town شهرک کارگران
offshore company شرکت صندوق پستی در خارج از کشور [ برای سود در مالیات]
to join company with somebody به کسی ملحق شدن [همراه کسی شدن]
to keep a person company پیش کسی بودن وبا او وقت گذراندن
we underwrite the company ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
to overcapitalize a company سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
to request the company of: حضور کسی را خواستن
trading company شرکت تجارتی
trust company شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
unlimited company شرکت با مسئولیت نامحدود
He is a new face in the company . چهره تازه ای درشرکت است
He has no influence in this company . دراین شرکت کاره ای نیست
That evening we had company . آن روز بعد از ظهر مهمان داشتیم
What's your insurance company? شرکت بیمه شما کدام است؟
to shake up [a company] <idiom> سازمان [شرکتی را ] اساسا تغییر دادن
parent company شرکت مادر
public company شرکت سهامی عام
company secretary منشی شرکت
company team تیم گروهانی
company team تیم مرکب
company union اتحادیه شرکت
constituent company شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
controlled company شرکتی که تحت کنترل شرکتی باشد
controlling company موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany
controlling company holdingcompany
cooperative company شرکت تعاونی
mutual company شرکت تعاونی
dissolution of a company انحلال شرکت
winding up of a company انحلال شرکت
doctor to the company پزشک شرکت
company secretary مسئول مالی و حقوقی شرکت
company seal مهر شرکت
company network شبکه شرکت
acting company شرکت عامل
affiliated company شرکت وابسته
article of a company اساسنامه شرکت
branch of a company شعبه شرکت
carrier company تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
commercial company شرکت تجاری
company commander فرمانده گروهان
company funds اعتبارات گروهانی
company grade در رده گروهان
company grade پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
company law قوانین شرکت
company law قوانین مربوط به شرکتها
company network شبکه همکار
electric company شرکت برق
headquarters company گروهان ارکان
insurance company شرکت بیمه
holding company شرکت مالک
incorporated company شرکت ثبت شده
holding company شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
holding company شرکت در سرمایه گذاری درسهام
holding company شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
holding company شرکت مرکزی
holding company کمپانی مسلط
holding company شرکت صاحب سهم
headquarters company گروهان قرارگاه
holding company شرکت سرمایه گذاری درسهام
growth company شرکت در حال گسترش
fire company شرکت اتش نشانی
liquidation of company تصفیه امور شرکتها
limited company شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
finance company شرکت تامین مالی
To lay the foundation of a company. پایه واساس شرکتی راریختن
joint-stock company شرکت سهامی
limited liability company شرکت با مسئوولیت محدود
Iran Carpet Company شرکت سهامی فرش ایران
limited liability company شرکت با مسئولیت محدود
joint stock company شرکت سهامی
non-resident company [British E] شرکت غیر ساکن
letter-box company شرکتی [درپناهگاه مالیاتی] که تنها صندوق پستی دارد
part company with a person رفاقت را با کسی بهم زدن
a company of good standing شرکتی با اعتبار
Our company is oprerating in several countries . شرکت ما درچندین کشور عمل می کند
consumers cooperative company شرکت تعاونی مصرف
extend the life of the company امتداد مدت شرکت
standard oil company استاندارد اویل کمپانی
unlimited liability company شرکت تضامنی
standard oil company شرکت نفت استاندارد
head office of company مرکز اصلی شرکت
terminal service company گروهان خدمات بارانداز یاسکوی نظامی
computer serrices company شرکت خدمات کامپیوتری
Our company has some pecuniary difficulties . شرکت ما گرفتاریهای مالی پیدا کرده است
The hell with the company (office). گور بابای شرکت ( اداره )
quasi public company شرکت نیمه دولتی
producers cooperative company شرکت تعاونی تولید
computer leasing company شرکت اجاره دهنده کامپیوتر
public joint stock company شرکت سهامی عام
We dont have qualified personnel in this company. دراین شرکت آدم حسابی نداریم
private joint stock company شرکت سهامی خاص
He has a poor service record in this company. دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
We have no vacant position ( opening ) in this company . دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
employer's liability insurance company شرکت بیمه
I have a position ( post ) of great responsibility in this company . دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
This company guarantees prompt delivery of goods. این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
Saving your presence . present company excepted . بلانسبت شما !
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com