English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English Persian
inverted opening گشایش معکوس
Other Matches
inverted وارونه
inverted commas نام این دو نشان که در سوی عبارات نقل قول شده می گذارند
inverted file فایل معکوس
inverted file فایل معکوس شده
inverted engine موتور وارون
inverted cross بالانس صلیب
inverted converter تبدیلگر وارون
inverted camel نوعی چرخش در حالی که پای ازاد مستقیم است
inverted arch طاق وارونه
inverted file فایل وارونه
inverted l antenna انتن معمولی رادیو
inverted pleat چینوارونه
inverted arch قوس وارونه
inverted vault طاق قوسی وارونه
inverted structure ساختار معکوس
inverted siphon شتر گلوی وارونه
inverted siphon سیفون
inverted vee engine موتور خورجینی وارون
for opening برایبازکردن
the opening الفاتحه
opening شروع
opening گشایش
opening جای خالی سوراخ
opening شکافتن دفاع
opening سوراخ
opening چشمه
opening افتتاح گشایش
opening سراغاز
opening دهانه
saragossa opening گشایش ساراگوسا
reti opening گشایش رتی شطرنج
ponziani's opening گشایش پونتسیانی
polish opening لهستانی
polish opening گشایش
paris opening گشایش پاریس شطرنج
scotch opening گشایش اسکاتلندی
sokolsky opening گشایش سوکولسکی
opening of negotiations افتتاح مذاکرات [معاملات]
opening time زمانشروعبکارمغازهبانککتابخانهو...
opening night شباولیناجراییکقطعههنری
opening hours ساعاتی که بانک، کتابخانه و سایر مراکز باز می شود.
pulmonary opening دهانهدیوی
genital opening دهانهیدستگاهتناسلی
joke opening گشایش مضحک
excretory opening مجرایدفع
wall opening روزنه دیوار
the opening chapter فاتحه
the opening chapter نخستین فصل
sokolsky opening گشایش لهستانی
outward opening دهانه خارجی
opening leaf لنگه واشو
circuit opening حالت قطع مدار
circuit opening حالت مدارباز
alapin's opening گشایش الاپین
anderssen opening گشایش اندرسن
benko opening گشایش بنکو
bird's opening گشایش برد
bishops opening گشایش فیل شطرنج
blocked opening در مسدود
his opening remarks نخستین گفتههای وی
blocked opening درگاه بسته
opening capital سرمایه اولیه
joint opening دهانه یک درز
normal opening گشایش نرمال یا فرانسوی
opening joints درز گشایی
discharge opening راهگاه تخلیه
larsen's opening حمله نیمزوویچ
larsen's opening گشایش لارسن
discharge opening مجرای تخلیه
joke opening دفاع مدرن شطرنج
english opening گشایش انگلیسی
delayed opening سیستم پرتاب چتر با باز شدن تاخیری سیستم تاخیر در بازشدن چتر
opening bank بانک باز کننده اعتبار
gates opening indicator شاخص باز شدن دریچه ها
lock filling opening قفلبازکنندهمکش
fire place opening اتشخان اجاق
orang utan opening گشایش اورانگوتان
elasticized leg opening کشلبهشورت
trimmed opening in a floor قیف اشغالرو
orang utan opening گشایش لهستانی
orang utan opening گشایش سوکولسکی
queen's pawn opening گشایش پیاده وزیر شطرنج
ring opening polymerization بسپارش حلقه گشا
ring opening reaction واکنش حلقه گشا
ruy lopez opening گشایش روی لوپس
the opening chapter of the quran فاتحه الکتاب
trimmed opening in a floor قیف زغالرو
lock filling and emptying opening قفلبازوبستهکردنوتخلیهوپرکردن
We have no vacant position ( opening ) in this company . دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
bail arm opening mechanism ماشینبازکنندهبازویمتحرک
casement window opening inwards پنجرهدودر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com