Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English
Persian
jar ram molding machine
دستگاه قالبریزی حرفهای
Search result with all words
core molding machine
دستگاه ریخته گری هسته
hand operated molding machine
دستگاه قالبریزی دستی
molding machine
دستگاه قالب گیری
shell molding machine
دستگاه قالب گیری پوستهای
Other Matches
molding
قالبگیری
bed molding
گچ بری و تزئینات نزدیک سقف
cast molding
قالبگیری ریخته گری
molding box
جعبه قالب گیری
molding operation
فرم کاری
template molding
قالب گیری شابلونی
boxless molding
تکنیک فرم دهی بدون جعبه
transfer molding
قالب ریزی انتقالی
transfer molding
ریخته گری انتقالی
hand molding
قالبریزی دستی
injection molding
ریخته گری تزریقی
loam molding
قالب گیری ماسهای
belt molding
زه روکوب اتومبیل
molding operation
قالب کاری
injection molding
قالبگیری تزریقی
sell molding
قالب گیری پوستهای
molding shop
کارگاه قالب گیری
compression molding
ریخته گری فشاری
compression molding
قالبگیری فشاری
molding sand
ماسه قالب گیری
molding pressure
فشار پرس
molding pressure
فشار قالب
loam molding
قالبریزی شنی
plate molding shop
مدلسازی
loam molding shop
قالب گیری ماسهای
dry sand molding
قالبریزی ماسهای خشک
shell molding process
فرایند قالب گیری پوستهای
comppression molding compound
قالب گیری تراکمی
compression molding compound
قالب گیری تراکمی
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
green sand molding
قالب ریزی تر
hand molding shop
قالبریزی دستی
croning molding process
فرایند قالب گیری کرونینگ
shell molding type foundry
ریخته گری نوع قالب گیری پوستهای
molding sand preparation plant
واحد تهیه ماسه قالب گیری
machine
ماشین
machine
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine sensible
قابل درک توسط کامپیوتر
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
two way machine
ماشین دو راهه
machine
ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
machine
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
machine
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine
نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machine
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
machine
بیت اجرا میشود
machine
کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machine
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machine
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine
بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
machine
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine
تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
machine
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machine
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machine
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine
خطای ناشی از خرابی قطعه
machine
خطای ناشی خرابی سخت افزار
machine
دستگاه
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machine
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machine
تراشکاری کردن صیقل کردن
machine
شیارانداختن روی فلز
machine
براده برداشتن
machine
تراشیدن ماشین
machine
سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
mowing machine
علف چین
mowing machine
ماشین علف چینی
planing machine
ماشین کندگی
printer machine
ماشین چاپ
printer machine
دستگاه چاپ
machine time
زمان ماشین کاری
punching machine
ماشین سوراخکن
punching machine
دستگاه منگنه
planer machine
ماشین صفحه تراش
machine welding
جوشکاری ماشینی
open machine
ماشین باز
mortising machine
دستگاه کام کنی
multi way machine
دستگاه چند راهه
milling machine
دستگاه فرز
object machine
ماشین مقصود
milling machine
ماشین تراش
milking machine
ماشین قابل حمل که داده ماشینهای مختلف را می پذیرد و به کامپیوتر بزرگتر ارسال میکند
milling machine
ماشین فرز
machine word
کلمه ماشین
machine time
وقت ماشین
machine down time
زمان معطلی دستگاه
machine dependent
وابسته ماشین
machine cycle
چرخه ماشین
machine intelligence
هوش ماشین
machine interupption
وقفه ماشین
machine language
زبان ماشین
machine dependent
وابسته به ماشین
machine instruction
دستورالعمل ماشین
machine designer
طراح ماشین
machine equipment
تجهیزات ماشین
machine error
خطای ماشین
machine fault
عیب ماشین
machine fault
نقص ماشین
machine foundation
پایه دستگاه
machine frame
چارچوب دستگاه
machine gunner
مسلسل چی
machine down time
زمان توقف ماشین
machine learning
فراگیری ماشین
machine column
پایه یا ستون دستگاه
machine readable
خواندنی توسط ماشین
machine readable
قابل خواندن توسط ماشین
machine recognization
بازشناختی توسط ماشین
machine representation
نمایش ماشیی
machine ringing
زنگ ماشینی
machine run
رانش ماشین
machine run
اجرای ماشین
machine independent
مستقل از ماشین
machine oriented
ماشین گرا
machine operator
متصدی ماشین
machine operator
اپراتور ماشین
machine number
عدد سرعت هواپیما
machine number
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
machine check
برسی ماشین
machine capacity
فرفیت ماشین
machine oil
روغن ماشین
machine operating
عملکرد ماشین
machine operator
کارگردان ماشین
machine operator
اپراتوردستگاه
machine shop
کارگاه محاسبات ماشینی
pinball machine
ماشین پینبال
rowing machine
ماشینپایی
kidney machine
ماشینکمکیبرایافرادبیمار
cog in the machine
<idiom>
قطرهای از دریا
plaiting machine
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
pleating machine
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
plaiting machine
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
pleating machine
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
machine hall
راهرویماشین
fuelling machine
ماشینسوخت
pinball machine
ماشین ساچمه پران
sub-machine gun
مسلسل دستی
sub-machine gun
تیربار دستی
sub-machine gun
تیربار خودکار
sub-machine guns
مسلسل دستی
sub-machine guns
تیربار دستی
sub-machine guns
تیربار خودکار
accept machine
دستگاه پذیرنده
fax machine
فاکس
drilling machine
دریل
[ابزار]
facsimile (machine)
دستگاه فکس
fax (machine)
دستگاه فکس
freezing machine
فریزر
[غذا و آشپزخانه]
boring machine
دریل
[ابزار]
drilling machine
مته برقی
[ابزار]
dyeing machine
ماشین رنگرزی
sweeper
[machine]
ماشین خاکروب
boring machine
دستگاه مته
[ابزار]
drilling machine
دستگاه مته
[ابزار]
boring machine
مته برقی
[ابزار]
punching machine
دستگاه پانچ
smart machine
ماشین هوشیار
snow machine
ماشین ایجاد کننده برف مصنوعی
sowing machine
ماشین تخم کاری
sowing machine
بذر افشان
spininning machine
ماشین یا دستگاه ریسندگی
spreading machine
مقسم بتن
sunchronous machine
ماشین سنکرون
swaging machine
حلبی خمکن
synchronous machine
ماشین همگام
shaping machine
دستگاه صفحه تراش
sequential machine
ماشین ترتیبی
reaping machine
ماشین درو
reeling machine
ماشین نخ پیچی
reeling machine
چرخک
sandblast machine
ماشین ماسه پاش
sanding machine
ماشین سنباده زنی وصیقل کاری
scouring machine
ماشین سایش
scouring machine
ماشین سمباده
seaming machine
ماشین درزگیری
seeding machine
ماشین تخم کاری
synchronous machine
ماشین همزمان
tabulating machine
جدول بند
tabulating machine
جدول نویس
turing machine
مدل ریاضی یک وسیله که میتواند داده را بخواند و بنویسد بر یک نوار ذخیره سازی قابل کنترل با تغییر وضعیتهای داخلی آن
turning machine
ماشین تراش
two phase machine
ماشین دو فازه
virtual machine
ماشین مجازی
virtual machine
دستگاه مجازی
weighing machine
ترازوی ماشینی ماشین سنجش قنطارکش
winding machine
دستگاه سیم پیچی
winnowing machine
ماشین باد افشانی
turing machine
ماشین تورینگ
transfer machine
دستگاه انتقال
talking machine
گرامافون
talking machine
دستگاه ضبط صوت
teaching machine
ماشین اموزش
teaching machine
ماشین تدریس
the machine is in operation
ماشین در گردش است ماشین دایر است
three phase machine
ماشین سه فازه
threshing machine
ماشین غله پوست کنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com