Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
job output stream
مسیل خروجی برنامه
Search result with all words
output stream
مسیل خروجی
output stream
نهر خروجی
Other Matches
up stream
بالارود در قسمت بالای نهر
to go with the stream
همرنگ جماعت شدن
against the stream
<adv.>
مخالف جریان
against the stream
بر ضد جریان اب
stream
مسیل
on stream
درحال فعالیت
on stream
در حال عمل درعمل
stream
جریان طولانی داده سری
stream
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
stream
جریان اب
stream
سیلان
stream
جماعت
stream
رود جوی
stream
نهر
stream
جریان
stream
نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
stream
روانه
stream
جریان اب ابیاری جویبار
stream
جوب
stream
رودخانه ابراهه
stream
جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
stream of consciousness
جریان فکر
stream lines
خطوط جریان
stream line
خط هدایت جریان
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
data stream
سیر داده
data stream
مسیل یا نهر داده
stream day
روز کاریاگردش ماشین
stream corridor
دالان رود
stream centerline
اسه ابراهه
stream of consciousness
تسلسل روانی
to strive against the stream
<idiom>
بر خلاف جریان آب شنا کردن
[اصطلاح مجازی]
stream of income
جریان درامد
stream of consciousness
سیلان ذهن
bit stream
رشته ذره یی
bit stream
بیتهای متوالی
bit stream
مسیل بیتی
stream routing
روند روانه
bit stream
نهربیتی
bit stream
گروه بیتی
stream routing
روند رود
stream bed
بستر ابراهه
stream anchor
anchor kedge
traffic stream
جریان رفت و امد
transport stream
ستون سیال خودروهای حمل و نقل خط سیال خودروهای حمل و نقل
input stream
جریان سیر ورودی
input stream
مسیل ورودی
tidal stream
current tidal
jet stream
تند باد
jet stream
جریان باد جت استریم درطبقه استراتوسفر که دارای فشار و سرعت زیاد میباشد
job stream
مسیل برنامه ها
To jump across the stream.
ازروی نهر آب پریدن
traffic stream
جریان امد و شد
to rush a stream
از نهری تند گذشتن
side stream
ریزابه
ephemeral stream
رود فصلی
ephemeral stream
رودی که درموقع بارندگی اب در ان جریان دارد
free stream
جریان ازاد
stream anchor
لنگر ضد جریان اب
subterranean stream
طوفانزیرزمینی
sluggish stream
رودخانه با جریان کند
head stream
سرچشمه رودخانه
tributary stream
ریزابه
in stream procedure
رویه با مسیل
stream of money
جریان پول
stream takeoff
حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
stream turbine
توربین بخار
Gulf Stream
جریان اب گرم گلف استریم
blood stream
جریان خون
job stream
ورودی برای سیستم عامل مسیل عملیات
to be exposed to a constant stream of something
در معرض چیزی به طور مداوم بودن
[بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
input job stream
مسیل برنامه ورودی
job input stream
مسیل ورودی برنامه
Only dead fish swim with the flow
[stream]
.
<proverb>
در زندگی باید بجنگیم.
[ضرب المثل]
output
تولیدی
output
کارکرد فرفیت
output
تولید
output
برون گذاشت برونگذار
output
بازده
output
انرژی خروجی
output
محصول
output
ستانده
output
برون داد
output
بازداده
output
برون ده
output
برونداد محصول
output
خروجی
output
برونداد
output
حالت کامپیوتر که داده از فضای ذخیره سازی داخلی یا CPU به وسیله خارجی منتقل شود
output
مجموعه رکوردها که کاملا طبق پارامترهای مختلف پردازش شده اند
output
1-نرم افزار فرمت کردن داده یا برنامه
output
به طوری که با گونه دیگر رسانه ذخیره سازی سازگارند 2-بخشی از کلمه پرداز که متن را طبق دستورات تو کار فرمت میکند
output
وسیلهای که
output
امکان نمایش اطلاعات میدهد
output
1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
output
ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
output
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
output
اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
output
ارسال داده از یک کامپیوتر به صفحه نمایش یا چاپگر
output
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خروجی یا ارسال داده به وسیله یا ماشین دیگر میدهد
output
داده یا اطلاع تولید شده پس از پردازش با کامپیوتر.
output
بخشی از حافظه که حاوی داده ارسالی به وسیله خروجی دیگر است
output
که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
output
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
output
ثباتی که داده خروجی را ذخیره میکند تا گیرنده آماده شوند یا کانال خالی شود
output
برونداد بروندهی
output impedance
ناگذرایی خروجی
output device
دستگاه خروجی
output equipment
تجهیزات خروجی
output bound
وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را باسرعتی کمتر از ورود داده هاانجام بدهد
output area
ناحیه خروجی
output jack
جکخروجی
output electrode
الکترد خروجی
output capacitance
فرفیت خروجی
output channel
مجرای خروجی
output channel
کانال خروجی
output circuit
مدار خروجی لامپ الکترونی
output buffer
میانگیر خروجی
output box
جعبه فیوز
output data
داده خروجی
output control
تنظیم انرژی خروجی
output bound
کران خروجی
output listing
سیاهه خروجی
output devices
شیوههایتولید
output unite
واحد خروجی
output variability
تغییرات تولید
output voltage
ولتاژ خروجی
output voltage
ولتاژ ثانویه فشار الکتریکی ثانویه
voice output
خروجی صوتی
peak output
حداکثر تولید
per capita output
تولید سرانه
potential output
تولید بالقوه
power output
توان خروجی
rate of output
نرخ تولید
rate of output
میزان تولید
rated output
توان نامی
reactor output
توان راکتور
output impedance
امپدانس خروجی
voice output
خروجی به صورت صدا
output tube
لامپ خروجی
output triode
لامپ تریود خروجی
output meter
سنجه انرژی خروجی
output pentode
لامپ پنج قطبی خروجی
output per head
تولید سرانه
output per head
بازده سرانه
output power
توان خروجی
output process
فرایند خروجی
output rate
نرخ تولید
output resonator
همنواگر جعبهای خروجی
output routine
روال خروجی
output shaft
محور خروجی
output speed
سرعت خروجی
output stage
مرحله خروجی
output state
حالت خروجی
output transformer
مبدل خروجی
tatal output
خروجی کل
input output
ورودی خروجی
guarded output
خروجی حفاظ دار
[مهندسی برق]
[الکترونیک]
average output
محصول متوسط
generator output
قدرت مولد
input/output
سیگنال قضعه از رسانه جانبی یا برای بیان اینکه نیاز به یک عمل ورودی یا خروجی است
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
input/output
اتصال بین پردازنده و وسیله جانبی که امکان ارسال داده را فراهم میکند
input/output
وسیله هوشمند که جریان داده را بین CPU و وسایل ورودی /خروجی
input/output
بررسی
input/output
مدیریت و کنترل میکند
input/output
وسیله جانبی
input/output
مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
battery output
توان برونداد باطری
increase of output
افزایش توان
actual output
دبی موثر
graphic output
خروجی گرافیکی
effective output
خروجی موثر
effective output
بازداده موثر
effective output
دبی موثر
output media
رسانه خروجی
cardiac output
بازده قلبی
cardiac output
برونده قلبی
best profit output
profit best
best profit output
محصول در بیشترین مقدارسود
total output
تولید کل
aggregate output
تولید کل
input/output
پردازندهای که ارسال ورودی /خروجی را برای CPU انجام میدهد شامل DMA و امکانات تصحیح خطا
monopoly output
تولید انحصاری
motor output
قدرت خروجی موتور
motor output
توان موتور
national output
تولید ملی
output monitor
صفحهنمایشگرخارجی
net output
تولید خالص
optimum output
تولید بهینه
optimum output
تولید مطلوب
output amplifier
تقویت کننده خروجی
output area
ناحیه
output area
خروجی
maximum output
خروجی حداکثر
marginal output
تولید نهائی
input/output
استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
input/output
آدرس فعلی آن در حین اجرا وارد میشود
input/output
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com