English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English Persian
jump through a hoop <idiom>
Other Matches
hoop حلقه بسکتبال
hoop دروازه کروکه
hoop میله عمودی کروکه
hoop دروازه
hoop احاطه کردن
hoop حلقه زدن به
hoop تسمه زدن
hoop تسمه
hoop انگشتر
hoop حلقه
hoop-la بازی پرتاب حلقه
hoop-la هیاهو
hoop-la جنب و جوش
hoop-la جار و جنجال
cock-a-hoop شادی کنان
hoop stress تنش مماسی
cock a hoop لافزن
well lining hoop کول
hoop-las جار و جنجال
hoop-las جنب و جوش
hoop-las هیاهو
hoop-las بازی پرتاب حلقه
hula hoop هولاهوپ
hoop earrings گوشوارهحلقهای
hoop stress تنش دایرهای
hoop iron تسمه اهنی
cock a hoop سرمست
cock a hoop شادومغرور
cock-a-hoop بادکنان
well lining hoop لوله چاه اب
hoop drop relay رله سقوطی قلاب دار
jump پریدن
jump off شروع حمله
jump خیز زاویه پرش لوله توپ
jump پرش
jump all over someone <idiom>
jump at <idiom>
jump وفق دادن
jump تغییرمسیر دادن و منحرف شدن
jump off اغاز حمله
jump خیز زدن
jump جهش افزایش ناگهانی
jump ترقی
jump پراندن جهاندن
jump جوردرامدن
jump off پرش
jump off اغاز
jump off شروع بحمله
jump پرش به هوا با هر دوپا
jump جستن
jump جهش
jump جهیدن
to jump up at somebody به کسی پریدن [مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
to jump on somebody به کسی پریدن [زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
jump جهت
jump حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jump پریدن با چتر پرش اسب از مانع
jump on someone <idiom>
waltz jump پرش والس
unconditional jump جهش غیر شرطی
scissors jump پرش قیچی در اسکیت
split jump پرش از لبه عقبی یک پا بانیم چرخش و پرتاب پا به بالا وبرگشت
split jump پرش روسی
water jump چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
two state jump جهش دو حالتی
water jump مانع ابی
step jump پرش و برگشت روی همان پا
strong jump جهش ابی شدید
subroutine jump جهش زیرروال
squat jump کلاغ پر
jump suit روپوش
jump bail <idiom>
jump on the bandwagon <idiom> [پیوستن به گرایش یا فعالیتی محبوب]
jump out of one's skin <idiom>
jump the gun <idiom>
to line-jump داخل صف زدن
jump to conclusions <idiom>
to jump at something [colloquial] به چیزی واکنش نشان دادن
go jump in a lake <idiom> رفتن وآزار نرساندن به کسی
To jump the queue. خود را داخل صف جا زدن ( خارج از نوبت )
To jump up . To be startled. از جاپریدن
jump suit لباس خانه و استراحت
jump suits روپوش
jump suits لباس خانه و استراحت
jump ski پرشاسکی
jump jet جتیکهمیتواندعمودیپروازکند
jump leads باتریبهباتریکردنبرایروشنکردنماشین
To jump . To be startled. ازجا پریدن
To jump across the stream. ازروی نهر آب پریدن
jump down someone's throat <idiom>
loop jump پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
jump start شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
combat jump پرش رزمی
combat jump پرش با چتر درمنطقه دشمن
conditional jump جهش شرطی
counter jump پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
electron jump پرش الکترون
hydraulic jump جهش هیدرولیکی
hydraulic jump جهش هیدرولیک
hydraulic jump پرش هیدرولیک
johnny jump up گل بنفشه امریکایی
jump altitude ارتفاع پرش
jump altitude ارتفاع مناسب برای پرش چتربازان
jump ball جمپبال
jump ball توپی که داور بین دوبازیگر به هوا می اندازد
jump joint اتصال لب به لب
broad jump پرش طول
jump-start شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-started شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starting شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starts شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
triple jump پرش سه گام
high jump پرش ارتفاع
long jump پرش طول
ski jump پرش با اسکی
angle of jump زاویه پرش لوله توپ
angle of jump زاویه پرش
arabian jump نیم پشتک
jump fishing ماهیگیری سیار برای کشف محل ماهیها
jump turn تغییر جهت و پیچ در پرش
jump spark جرقه جهنده
jump rider سوارکار در پرش
jump seat صندلی تا شو
jump set پاس پرشی
jump shooter شوت جفت زن
jump spin چرخش با اغاز پرش بهوا
jump speed سرعت مناسب برای پرش باچتر
jump speed سرعت پرش
jump stop توقف ناگهانی با پرش بهواوچرخش
jump the gum خطا در اغاز پرش
jump racing مسابقه پرش از مانع
jump pass پاس در حال پرش
stag jump پرش با پاهای باز در هوا
jump instruction پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
jump instruction دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
jump instruction هدایت CPU به بخش دیگر برنامه
jump kick شوت درحال پرش
jump line سطر پرش
jump instruction دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
jump instruction موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
jump instruction موقعتی که پردازنده به بخش دیگر برنامه هدایت میشود در صورتی که شرط برقرار باشد
standing high jump پرش ارتفاع بدون دورخیز
standing broad jump پرش طول بدون دورخیز
hop stop and jump قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
conditional jump instruction دستورالعمل پرش شرطی
jump into the lion's mouth <idiom> خود را توی دهان افعی انداختن
to queue-jump [British E] داخل صف زدن
to jump-start an engine موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself . بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
jump height curve منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
To jump down somebodys throat. ناگهان وسط حرف کسی پریدن
jump spark distributor دلکو با جرقه جهنده
turnaround jump shot پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
toe loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
tap loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
to jump-start someone's car کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
To jump down someones throat. به کسی توپ وتشر زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com