English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (2 milliseconds)
English Persian
just profit سود عادلانه
just profit سود منصفانه
Search result with all words
profit سود
profit نفع
profit سود بردن
profit فایده منفعت
profit مزیت
profit برتری
profit منفعت بردن
profit فایده رساندن
profit عایدی داشتن
profit منفعت
profit فایده
profit سود بردن منفعت کردن
profit sharing سهیم کردن کارگر در سودکارخانه
profit sharing مشارکت در سود
profit sharing تسهیم در سود
profit sharing سهم کارگران از سود
profit-sharing سهیم کردن کارگر در سودکارخانه
profit-sharing مشارکت در سود
profit-sharing تسهیم در سود
profit-sharing سهم کارگران از سود
profit margin درصد سود از فروش خالص
profit margin حاشیه سود
profit margins درصد سود از فروش خالص
profit margins حاشیه سود
accounting profit سود حسابداری
accounting profit سود از دیدگاه حسابداری
anticipated profit سود مورد انتظار
best profit output محصول در بیشترین مقدارسود
best profit output profit best
best profit point نقطه بیشترین مقدار سود
best profit point best
contingent profit منفعت احتمالی
contingent profit سود اتفاقی
corporate profit سود شرکت سهامی
distributed profit سود توزیع شده
distributed profit سود تقسیم شده
make a profit سود بردن
economic profit سود اقتصادی
excess profit سود اضافی
falling rate of profit نرخ نزولی سود
gross profit سود ناخالص
interest profit عایدی حاصل از بهره
it did not profit me مرا سودمند نبود
it did not profit me فایدهای بمن نرساند
loss of profit عدم النفع
maximum profit حداکثر سود
net profit سود خالص
net profit سود ویژه
normal profit سود متعارف
normal profit سود عادی
operating profit سود عملیاتی
operating profit سود ناخالص
pre tax profit سود قبل از پرداخت مالیات
principal and profit مایه و سود
profit and loss حساب سود وزیان
profit and loss سود و زیان
profit and loss a حساب سودوزیان
profit and loss account حساب سود و زیان
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
profit centre مرکز سود
profit centre واحد دخل و خرج کننده
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
profit maximization به حداکثر رسانیدن سود
profit motive انگیزه سود
profit tax مالیات بر سود
pure profit سود خالص
reasonable profit منفعت عقلایی
retained profit سود تقسیم نشده
undivided profit سود تقسیم نشده
she your profit with him سودخودرابا اوتقسیم کنید
short run profit سود در کوتاه مدت
target profit سود مورد نظر
target profit سود مطلوب
taxable profit سود مشمول مالیات
thoughtful of profit در فکر
thoughtful of profit سود
to his own profit بفایده خودش
to make a profit سود بردن
to make a profit منفعت کردن
to profit by the accasion از موقع استفاده کردن
to profit by the accasion موقع را مغتنم شمردن
undistributed corporate profit سود تقسیم نشده شرکتها
wage profit ratio نسبت دستمزد به سود
what will it profit you چه سودی برای شما خواهدداشت
yearly profit سود سالانه
non-profit-making غیرانتفاعی
profit-making درآمدزائیکردن
profit-taking فروشسهام
Did you make any profit in this deal ? آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
I made a decent profit. سود خوبی بر دم
What was your net profit? خرج دررفته چقدر منفعت کردی ؟
I made a lot of profit in the deal . دراین معامله فایده زیادی بردم
I shall personally undertake tht you make a profit. من شخصا" به عهده می گیرم که شما سود ببرید
to profit from something سود بردن از چیزی
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover. برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
accumulated profit پولی که شرکت یا شخصی در سال های قبل به دست آورده و استفاده نکرده یا به خریداران سهام نداده است
for-profit <adj.> بازرگانی
for-profit <adj.> تجارتی
for-profit <adj.> تجاری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com