Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (9 milliseconds)
English
Persian
labor union
سندیکای کارگری
labor union
اتحادیه کارگری
labor union
اتحادیه کارگران
Other Matches
union
اتحاد واتفاق
non union
جدا از اتحادیه صنفی
union
<adj.>
اتحادیه بازرگانی
union
<adj.>
اتحادیه صنفی
union
<adj.>
اتحادیه کارگری
union
<adj.>
سندیکای کارگری
union
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
union
اتصال
union
یگانگی
union
وحدت اتصال
union
پیوستگی
union
پیوند وصلت
union
اجتماع
union
اتحاد اتحادیه
union
الحاق
union
اشتراک منافع
union
پیوند اتحادیه اتصالی
union
اتحاد سازش
union
مهره ماسوره
union
موافقت
union
اتحاد
union
اتحادیه
union suit
پیراهن و شلوار یکپارچه
economic union
اتحادیه اقتصادی
vertical union
اتحادیه صنعتی
customs union
مجموعهای از چند کشور که کالاهای یکدیگر را بدون حقوق وعوارض گمرکی وارد و صادرمی کنند
customs union
اتحادیه گمرکی
custom union
اتحادیه گمرکی
credit union
موسسهای که به اشخاص کم درامد وام های کوچکی میدهد
craft union
اتحادیه متشکل از متخصصین فن یاصنعت یا حرفه خاص
union shop
یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
union shop
مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
union plate
صفحه چند چشمی
labour union
اتحادیه کارگران
nut and union
مهره ماسوره
international union
اتحادیه بین المللی
international union
اتحادیههای بین المللی
post union
اتحاد پستی بین المللی
industrial union
اتحادیهای که هر نوع کارگر بدون توجه به کارش میتواند در ان عضو باشد
industrial union
اتحادیه صنعتی
radiator union
پیچ و مهره رادیاتور
union hook
قلاب دو حلقه
craft union
اتحادیه صنفی
company union
اتحادیه شرکت
trade union
اتحادیه تجارتی
trade union
اتحادیه بازرگانی
trade union
اتحادیه تجاری
trade union
اتحادیه کارگری
trade union
اتحادیه صنفی
trade union
اتحادیه اصناف
Union Jacks
پرچم سینه
Union Jacks
پرچم ملی انگلیس
Union Jack
پرچم سینه
Union Jack
پرچم ملی انگلیس
Soviet Union
اتحاد شوروی
European Union
[EU]
اتحادیه اروپا
business union
اتحادیه بازرگانی
western european union
ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
union
[set theory]
اجتماع
[مجموعه]
[ریاضی]
pan american union
اتحادیه پان امریکن
female union nut
محلقرارگیریمهره
male union nut
محلقرارگیریپیچ
pan american union
سازمان دولتهای قاره امریکا که به سال 0981 در واشنگتن تاسیس شد و هدف ان گسترش همکاری و همبستگی در شقوق و شئون مختلفه بین کشورهای قاره امریکااست
carpet exporters union
اتحادیه صادرکنندگان فرش
western european union
لوگزامبورک هلند
three eyed union plate
shamrockplate ,face monkey: syn
three eyed union plate
صفحه سه چشمی
western european union
اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
labor
زحمت کشیدن
labor
زحمت کوشش
labor
درد زایمان
labor
کارگر عمله
labor
کار
labor using
کاربر
labor
حزب کارگر
labor
نیروی انسانی
labor
رنج
labor
تقلاکردن
labor
کوشش کردن
labor
نیروی کارگری
Union of Soviet Socialist Republics
اتحادجماهیر شوروی سوسیالیستی
inflow of labor
جریان ورود کارگر
quantity of labor
مقدار کار
hours of labor
ساعات کار
out flow of labor
خروج نیروی کار
hard labor
اعمال شاقه
underutilization of labor
کم بهره گیری از کارگر
nonproductive labor
کار غیر مولد
supply of labor
عرضه کار
labor turnover
نقل و انتقال کارگری
labor theory of value
تئوری ارزش کار
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
labor theory of value
نظریه ارزش کار
labor slowdown
کندی کار
forced labor
بیگاری
forced labor
کار اجباری
labor of love
<idiom>
انجام کار برای خشنودی شخص نه برای پول
nonproductive labor
کار بی حاصل
labor unions
اتحادیه کارگران
labor unions
اتحادیه کارگری
cheap labor
کار ارزان
cheap labor
نیروی کار ارزان قیمت
exploitation of labor
بهره کشی کارگر
exploitation of labor
استثمار کارگر
embodied labor
کار مجسم
unskilled labor
نیروی کار ساده
unskilled labor
نیروی کارغیر ماهر غیر متخصص
unskilled labor
کارگر غیرماهر
division of labor
تقسیم کار
labor unions
سندیکای کارگری
labor force
نیروی کار
labor boycott
دست از کارکشیدن
labor camp
اردوگاه کار
labor movement
جنبش کارگری
mobility of labor
تحرک نیروی کار
labor mobility
تحرک نیروی کار
labor market
بازار کار
labor laws
قوانین کار
labor contract
قرارداد کار
labor intensive
کاربر
labor intensity
کارطلبی
labor cost
هزینه کار
labor economics
اقتصاد کار
labor intensity
کاربری
labor income
درامدهای کار
labor movement
نهضت کارگری
labor organization
سازمان کارگری
labor pain
درد زایمان
labor agreement
موافقتنامه کار
labor saving
کاراندوز
labor intensive
کارطلب
labor agreement
قرارداد کار
labor service
سازمان کار
labor service
اتحادیه کارگران
labor relations
روابط کارگر و کارفرما روابط کارگری
labor productivity
بهره دهی نیروی کار قدرت تولیدنیروی کار
labor productivity
بازدهی نیروی کار
labor power
توان نیروی کار
labor service
اداره کار
labor party
حزب کارگر
labor shortage
کمبود نیروی کار
labor augmenting
کارافزا
labor boycott
تحریم کار
to labor
[American English]
در کار رنج بردن
[زحمت کشیدن ]
capital labor ratio
نسبت سرمایه به کار
agricultural labor productivity
بهره دهی کارگر کشاورزی
active labor force
نیروی کار فعال
labor capital ratio
نسبت کار به سرمایه
ratio of capital to labor
نسبت سرمایه به کار
child labor laws
قوانین کار کودکان
labor saving devices
ابزارهای کاراندوز
international division of labor
تقسیم کار بین المللی
rural labor force
نیروی کار روستائی
labor rich country
کشور با نیروی کار فراوان
horizontal labor mobility
تحرک افقی کارگر
total labor force
کل نیروی کار
labor intensive production
تولید کاربر
labor intensive goods
کالاهای کاربر
unit cost of labor
هزینه واحد کار
labor saving techinque
فن کاراندوز
women labor force
نیروی کار زنان
marginal disutility of labor
عدم رضایت نهائی کار نارضامندی نهائی کار
value of marginal product of labor
ارزش تولید نهائی کار
dual labor market
بازار کار دوگانه
labor participation rate
نرخ مشارکت نیروی کار
marginal physical product of labor
محصول فیزیکی نهائی کار
labor augmenting tednological progress
پیشرفت تکنولوژی کارافزا
Ministry of Labor and Social Affairs .
وزارت کار ؟ امور اجتماعی
Department of labor
[American English]
اداره کار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com