Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (7 milliseconds)
English
Persian
labour day
روز کارگر
Search result with all words
division of labour
تقسیم کار
divisions of labour
تقسیم کار
Labour Party
حزب کارگر
labour
کار
labour
رنج
labour
زحمت کوشش
labour
درد زایمان
labour
کارگر عمله
labour
حزب کارگر
labour
زحمت کشیدن
labour
تقلاکردن
labour
کوشش کردن
labour
نیروی انسانی
labour
کارگر
imprisonment with hard labour
حبس با اعمال شاقه
hard labour
اعمال شاقه
labour saving
کار کم کن رنج گاه
labour-saving
کار کم کن رنج گاه
casual labour
کارگر اتفاقی
casual labour
کارگری که برای حمل و نقل مواد تولیدشده هر چند گاه یکبار به کارگرفته میشود
child labour legislation
قانون مربوط به کارخردسالان
common labour
کارگر عمومی
date labour
کار روز مزد
day labour
کار روزمزد
direct labour
دستمزد مستقیم
f.labour
بیگاری
forced labour
بیگاری
forced labour
کار اجباری
in labour
در حال زایمان
in labour
سر زا
indirect labour
کار غیرمستقیم
indirect labour
هزینه دستمزد غیرمستقیم
international labour organization
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
labour act
قانون کار
labour code
قانون کار
labour intensive industry
صنعتی که به نیروی انسانی زیادی احتیاج دارد
labour intensive industry
صنعت کاربر
labour law
قانون کار
labour law
حقوق کار
labour office
اداره کارگزینی
labour policy
سیاست استخدام کارکنان
labour union
اتحادیه کارگران
manual labour
امضای دستی
premature labour
زاییمان پیش از موعد طبیعی
skilled labour
کارگر ماهر
statute labour
بیگار
statute labour
بیگاری
statute labour
کار اجباری
unpaid labour
بیگار
unpaid labour
بیگاری
unskilled labour
کارهایی که استادی
unskilled labour
نخواهد
unskilled labour
کارگرانی که کارشان استادای نخواهد
bonded labour
کارکردندرقبالپولیکهقبلاقرضگرفتهشده
labour force
مردمیکهتوانائیکارکردندارند
labour market
متقاضیکار
labour-intensive
صنعتیکهبهتعدادکارگرزیادینیازمنداست
slave labour
بردهداری
to labour
[British English]
در کار رنج بردن
[زحمت کشیدن ]
labour is often the father of pleasure
<proverb>
مقام عیش میسر نمی شود بی رنج
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com