English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
large chopping knife ساطور
Other Matches
chopping پرتکان
He is always chopping and changing. دائما" از این شاخ به آن شاخ می پرد
chopping board تختهسبزیو گوشت
large n سر بسته همینطوری
by and large رویهمرفته
by and large کلا
in large بمقدار زیاد
large n مفصلا بطور کلی
at large به طور کلی [معمولا]
by and large <idiom> روی هم رفته
in large بمقیاس زیاد
the large one بزرگه
large وسیع
large n ازادی
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
large کامل
large درشت لبریز
large پهن
large سترگ بسیط
large بزرگ
large حجیم
large هنگفت
large جادار
large n بتفضیل
large n ازادانه
so large باین بزرگی
large جامع
in large quantities خیلی خیلی
it is unusually large فوق العاده بزرگ است
it is unusually large ازاندازه معمول بزرگتراست
to a large extent تا حد زیادی
large minded ادم فهمیده
large leaved گل بوته
large minded متفکر
large minded ادم فرفیت دار
large minded دارای فکر وسیع
gentleman at large کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
gentleman at large قای بیکار
large model مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
in large quantities بمقادیرزیاد
large sized بزرگ
large handed دست باز
to set at large رهاکردن
to a large extent خیلی
large adv بیشتر
large adv زیاد
large aircraft هواپیمای بزرگ
large detail جزء بزرگ
large hande a دست باز
large hande a دارای دست بگیر گیرنده
large hearted همدرد
large hearted مساعد
large sized a بزرگ
of a large size بزرگ
was grinted in large t. با حروف درشت چاب
to a large extent زیاد
large intestine معاء غلاظ
large intestine روده بزرگ
to set at large ازاد کردن
large hearted نظر بلند
large hearted سخاوتمند بخشنده
large hande a حریص
considerably large بس بزرگ
large ship ناو بزرگ
a large car یک اتومبیل بزرگ
large ship کشتی بزرگ
large-scale مقیاس بزرگ
large-scale نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large intestine قولون روده فراخ
large scale مقیاس بزرگ
large scale در مقیاس بزرگ
large scale نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large scale بمقدار زیاد
large spread مروحه خیلی باز است
large spread فاصله گلوله ها راکم کنید
large wheel چرخبزرگ
set at large ازاد کردن
set at large ول کردن
statute at large چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
large-scale بمقدار زیاد
large blade تیغهبزرگ
large-scale در مقیاس بزرگ
large white خوک سفید انگلیسی
large ship کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد
the knife چاقوی جراحی
a knife یک چاقو
knife کارد زدن
before you can say knife فورا
before you can say knife برقی ناگهان
before you can say knife خیلی زود
knife تیغه
knife گزلیک
the knife الت جراحی
knife : چاقو کارد
knife : چاقو زدن
large scale computer سیستم کامپیوتر قوی
large scale computer که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
large scale integration مجتمع سازی در مقیاس بزرگ
large scale map نقشه مقیاس بزرگ
sale on a large scale فروش زیاد
He left a large fortuue. ثروت هنگفتی را به ارث (باقی )گذاشت
There he is in the flesh. there he is as large as life. خودش حی وحاضر است
large detached house خانهویلایی
he inherited a large fortune دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
large scale raid حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
very large scale integration مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
very large data base پایگاه داده بسیار بزرگ
very large scale integration قطعه
I don't have a knife. من چاقو ندارم.
pruning knife چاقوی شاخه زنی
painting knife چاقوینقاشی
oyster knife چاقویمخصوصصدف
three bladed knife چاقوی سه تیغه
folding knife کارد جیبی تاشو [کارد سوئیسی]
finish knife کارد یا تیغ [مخصوص پرداخت سطح فرش]
hook knife چاقوی قلاب شکل [جهت گره زدن خامه ها در روش ترکی بافت]
knife polishing [پرداخت پرزهای فرش به کمک چاقو یا تیغه تیز]
putty knife کارتک [ابزار]
spackle knife کارتک [ابزار]
steak knife کارد رومیزی دارای تیغه مضرس
knife pleat پیلهتیغهای
war to the knife کارد و کارد کشی
war to the knife جنگ سخت
war to the knife جنگ خونین
flick-knife چاقوی ضامندار
boning knife چاقویتزئینی
trench knife کارد سنگری
butter knife ضربهپایشنایپروانه
cheese knife چاقویپنیر
commando knife چاقویکماندو
cook's knife چاقویآشپزی
dessert knife چاقویدسر
dinner knife چاقویغذاخوری
fettling knife چاقویتراشیدنغذا
filleting knife چاقویماهیچهبربی
flint knife چاقویسنگچخماقی
grapefruit knife چاقوی گریپ فروت
ham knife چاقویژامبون
kitchen knife چاقویآشپزخانه
knife edge لبه کارد
sheath knife چاقوی غلاف دار
paper-knife کاغذ بر
carving knife چاقوی حکاکی یا گوشت بری
jack-knife چاقوی بزرگ جیبی
pocket knife چاقوی جیبی
palette knife کاردک نقاشی
bowie knife دشنه
bowie knife خنجر
bread knife کارد نان بری
case knife چاقوی جلد دار
case knife چاقوی بزرگ
clasp knife چاقوی ضامن دار
switchblade knife چاقوی ضامن دار
cut it with a knife برضد
knife-edges لبه تیغ
knife-edges لبه چاقو
knife-edges تیغه در
knife edge لبه تیز هرچیزی
knife edge تیغه در
knife edge لبه چاقو
knife edge لبه تیغ
knife-edge لبه کارد
knife-edge لبه تیز هرچیزی
knife-edge تیغه در
knife-edge لبه چاقو
knife-edge لبه تیغ
knife-edges لبه کارد
knife-edges لبه تیز هرچیزی
cut it with a knife درمقابل
knife switch کلید تیغهای
knife machine کاردپاک کن
knife rest جای چاقو
knife rest نوعی مانع یا سدجادهای است که با سیم خاردار و یک چهارچوب فلزی یا چوبی تهیه می کنند و قابل حمل میباشد
paper knife کارد کاغذبری
knife switch کلید اهرمی
knife switch کلید چاقویی
moon knife چاقوی پوست تراشی
moon knife چاقوی هلالی
pallet knife کاردک نقاشی
pallet knife کاردک
pallet knife ماله رنگ امیزی
paring knife سم تراش
paring knife ناخن گیر
plane knife تیغه رنده
knife board میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
jack knife خم شدن بجلو با پاهای مستقیم و گرفتن مچ پا بادستها
knife board نیمکت دوطرفه دربالای امنیبوس
hand knife خوش بافت
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
hack knife چاقوی مخصوص برش کامل
knife grinder چاقوتیزکن
knife grinder تیزگر
dissecting knife کاردتشریح
knife machine ماشین کاردپاک کنی چاقوتمیزکن
dissecting knife چاقوی تشریح
super large scale integration قط عه
ultra large scale integration مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
large scale production method روش تولیدبه مقیاس وسیع
large scale production method روش تولیدانبوه
large leaved hybrid petunia اطلسی دهن اژدر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com