Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
lattice suspension bridge
پل اویزشی مشبک
lattice suspension bridge
پل تعلیق مشبک پل اویز مشبک
Other Matches
lattice bridge
پل نردهای
lattice bridge
پل شبکهای
suspension bridge
پل معلق
suspension bridge
پل اویزان
cable suspension bridge
پل معلق با سیم تابیده
cable suspension bridge
پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
lattice
کار مشبک
lattice
شبکه بندی شبکه کاری
lattice
توری منظم
lattice
تیر مشبک
lattice
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
lattice
شبکه
suspension
اخراج موقت
suspension
دروایی
to be in suspension
در حالت تعلیق بودن
suspension
معلق کردن
suspension
اویزان کردن
suspension
اب اویز
suspension
توقف
suspension
اتصال
suspension
اویز
suspension
تعلیق
suspension
وقفه
suspension
تعطیل
suspension
ایست تعلیق
suspension
بی تکلیفی
suspension
اویزان اویزانی
suspension
تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
suspension
اویزش
suspension
اونگان اندروایی
suspension
اندروا
bcc lattice
شبکه مکعبی پر
lattice spacing
فاصله شبکه
lattice site
جایگاه شبکه
lattice resistivity
مقاومت ویژه شبکه
bcc lattice
lattice body-centeredcubic
lattice position
محل شبکه
lattice polarization
قطبش شبکه
crystal lattice
شبکه بلوری
crystal lattice
شبکه کریستالی
crystal lattice
شبکه بلور
atomic lattice
شبکه اتمی
Lattice
[order]
شبکه
[ریاضی]
rhombohedral lattice
شبکه لوزوجهی
bravais lattice
شبکه براوه
space lattice
شبکه فضائی
space lattice
شبکه فضایی
specific lattice
شبکه ویژه
oblique lattice
شبکه مایل
square lattice
شبکه مربعی
lattice work
شبکه بندی
lattice work
شبکه کاری
lattice vibration
ارتعاش شبکه
lattice vacancy
تهیجای شبکه
lattice tower
برج مشبک
lattice tower
دکل مشبک
crystal lattice
شبکه بلورین
cubic lattice
شبکه مکعبی
three dimensional lattice
شبکه سه بعدی
Lattice
[order]
توری
[ترتیب]
[ریاضی]
lattice energy
انرژی شبکه
lattice girder
تیر حمال مشبک
lattice windows
شباک
lattice grider
تیر مشبک
fcc lattice
شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
fcc lattice
lattice face-centeredcubic
dynamic lattice
شبکه پویشی
lattice imperfection
ناکاملی شبکه
lattice window
پنجره مشبک
lattice window
شباک
lattice dynamic
دینامیک شبکه
lattice defect
نقص شبکه
lattice point
نقطه شبکه
lattice parameter
پارامتر شبکه
distorted lattice
شبکه واپیچیده
lattice network
شبکه توری منظم
lattice matrix
ماتریس
lattice mast
دکل مشبک
lattice ion
یون شبکه
two dimensional lattice
شبکه دو بعدی
lattice design
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
ionic lattice
شبکه یونی
lattice analogy
روش قیاس به تیر مشبک
lattice constant
ثابت شبکه
lattice windows
پنجره مشبک
four point suspension
تعلیق چهارنقطهای
four point suspension
اویزش چهارگوش
cardanic suspension
تعلیق کاردان
catenary suspension
اویز انداری زنجیرهای
colloidal suspension
تعلیق کلوییدی
catenary suspension
اویزش سیم رانش
suspension band
نواراتصال
suspension strut
ستونمعلق
full-suspension
<adj.>
کاملا معلق
suspension wheel
چرخ تعلیق خودرو
suspension wheel
چرخ یدک
suspension strap
نوار تعلیق بار به هلیکوپتر نوارهای اتصال طناب بارهلیکوپتر
suspension ribbon
لنت اویزان کردن نشان
suspension ribbon
لنت نشان
suspension bridges
پل اویزان
suspension arm
اهرم نشانگر
magnetic suspension
آویزمغناطیسی
suspension bogie
فنربندیبوجی
suspension file
پوشهآویزان
suspension lines
خطوطآویزان
suspension spring
فنرآویزان
suspension bridges
پل معلق
suspension reinforcement
ارماتور معلق
suspension polymerization
بسپارش تعلیقی
suspension ladder
نردبان اویزان
suspension insulator
مقره اویزان
suspension cable
کابل معلق
suspension cable
کابل اویزان
suspension bucket
سطل اویزان
suspension bow
رکاب اویزان
spring suspension
تعلیق فنری
That way, it stays in suspension.
به این صورت معلق باقی می ماند.
suspension of arms
اتش بس موقت
suspension of vouchers
معلق کردن اسناد
suspension of vouchers
برگرداندن اسناد هزینه
suspension of the game
تعویق و تاخیر بازی
suspension of punishment
تعلیق مجازات
suspension of payment
توقف
suspension of arms
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
suspension of arms
اتش بس
cloud lattice design
طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
lattice woung coil
پیچک مشبک
lattice heat conductivity
رسانندگی گرمایی شبکه
lattice heat capacity
فرفیت گرمایی شبکه
lattice thermal resistivity
مقاومت ویژه گرمایی شبکه
simple cubic lattice
شبکه مکعبی ساده
spin lattice intraction
بر هم کنش اسپین شبکه
lattice point group
گروه نقطهای شبکه
lattice translation operation
عمل انتقال شبکه
wooden lattice work
شبکه کاری چوبی
wooden lattice work
گره سازی
front axle suspension
اویزش یا تعلیق اکسل جلو
front wheel suspension
اویزش چرخهای جلوی اتومبیل
front wheel suspension
تعلیق چرخهای جلو
full-suspension bike
دوچرخه کاملا معلق
basket suspension cables
کابلآویزانسبد
suspension insulator string
عایقسیمهایمتراکم
face centered cubic lattice
شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
body centered cubic lattice
شبکه مکعبی مرکز پر
body centered cubic space lattice
شبکه فضاویی مکعبی با مرکزحجمی
closo packed hexagonal space lattice
شبکه فضایی شش وجهی
bridge
پل فرماندهی کشتی
bridge
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge
پل زدن
bridge
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridge
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge
پل
bridge
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridge
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridge
پل فرماندهی
bridge
بازی ورق
bridge
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge
جسر
bridge
برامدگی بینی
bridge
compassplatform : syn
bridge
پل ساختن
bridge
اتصال دادن
swing bridge
پل نوسان دار
bridge head
سر پل ساحلی
bridge escape
فرار از پل
bridge head
سر پل
bascule bridge
پل اهرمی
swing bridge
پل گردان
asses bridge
قضیه حماریه
bailey bridge
پل متحرک وموقتی
bascule bridge
پل متحرک باسکولی
bascule bridge
پل متحرک
bascule bridge
پل قپانی
bascule bridge
پل باسکولی
bascule bridge
پل بازشونده
bascule bridge
پل بازشو
signal bridge
پل مخابرات ناو
slab bridge
پل تاوه
bridge shoe
پاشنه
bridge shoe
پاشنه پل
bridge rectifier
یکسوکننده بریج
bridge seat
تکیه گاه
bridge seat
پاشنه پل
spar bridge
پل ساخته شده ازگرده چوب
spar bridge
پل الواری
stick bridge
پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
slab bridge
پل دالو
bridge rectifier
یکسو کننده پلوار
bridge building
پل سازی
bridge carriageway
شوسه پل
bridge circuit
مدار پلوار
bridge deck
بدنه پل
bridge pier
پایه پل
bridge shoe
زیره پل
bridge plate
پل بین سکوی بارگیری وخودرو
skew bridge
پل کج
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
bridge of nose
برآمدگیبینی
compass bridge
قطبنمایعرشهکشتی
lift bridge
پلبالارو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com