English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (6 milliseconds)
English Persian
law of multiple proportions قانون نسبتهای اضعافی
Other Matches
proportions متناسب کردن متقارن کردن
proportions شباهت مقدار
proportions قیاس
proportions سهم قسمت
proportions درجه
proportions نسبت
proportions تناسب
proportions اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
proportions قرینه
biblical proportions به اندازه بسیار زیاد [بزرگ]
to assume alarming proportions اندازه هولناک به خود گرفتن
law of difinte proportions قانون نسبتهای معین
law of constant proportions قانون نسبتهای ثابت
to assume horrifying proportions اندازه هولناک به خود گرفتن
The matter assumed significant proportions. دامنه کار با لاگرفت
multiple دستوری با بیش از یک آدرس برای عملوندها
multiple چندگانه
multiple چندین
multiple نتیجه و محل دستور بعدی که باید اجرا شود
multiple استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
multiple چند
multiple چند برابر
multiple ضرب چندتا
multiple مضروب
multiple متعدد
multiple چند فاز چندگانه
multiple مضرب
multiple چندلا گوناگون
multiple مضاعف
multiple گوناگون
multiple معماری کامپیوتر موازی که یک ALU و باس داده و چندین واحد کنترل دارد
multiple معماری کامپیوتر که از باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و باس کندتر بین CPU و رسانه جانبی استفاده میکند
multiple حاوی قط عات زیاد بودن یا عمل کردن به روشهای مختلف
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
multiple مضاعف چند ردیفه چند لولهای
multiple precision دقت چند برابر
multiple punch منگنه چندگانه
multiple regression رگرسیون چند متغیره
multiple regression رگرسیون
multiple regression چندمتغیری
multiple regression رگرسیون چند گانه
multiple reinforcement تقویت چندگانه
multiple personality شخصیت چندگانه
multiple offence حمله مرکب
multiple moment گشتاور چندگانه
multiple length با درازی چندگانه
multiple landuse استفاده چندگانه زمین
multiple key کلید چند راه
multiple ionization یونش مکرر
multiple images تصاویر چندگانه
multiple foul خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
multiple gun توپ چند لولهای
multiple series مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
least common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
multiple integral انتگرال چندگانه [ریاضی]
least common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
multiple use key استفادهمتعددکلید
multiple-choice وابسته به پرسش چند پاسخی
multiple sclerosis فلج چندگانه
multiple wire چند رشتهای
multiple wire چند سیمه
multiple well system سیستم چند چاهی
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
multiple telegraphy تلگراف چندگانه
multiple stores فروشگاههای بزرگ فروشگاههای زنجیرهای
multiple star ستاره چندگانه
multiple drill تمرین چندکاره یا مختلط
multiple contact دسته کنتاکت
multiple connector بست چند گانه
multiple circuit مدار چند طبقه
multiple circuit مدار چندگانه
multiple access دستیابی چندگانه
multiple capacitor خازن چندگانه
multiple address با نشانی چندگانه
multiple amplifier تقویت کننده چند طبقه
multiple cable کابل چند رشتهای
multiple contact کنتاکت دستهای
multiple correlation همبستگی چندگانه
multiple bond پیوند چندگانه
common multiple مضرب مشترک
multiple cut off برش چند متغیری
multiple correlation همبستگی چند متغیری
multiple therapy درمان تعاونی
multiple drill تمرین چند یکانی
multiple arc lamp لامپ قوسی با اتصال چند گانه
smallest common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
multiple exposure mode چندحالته
multiple light fitting رابطچندلامپ
multiple address message پیام چند ادرسه
multiple address instruction دستورالعمل چند ادرسه
lowest common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
multiple access network شبکه با دسترسی چندگانه
coefficient of multiple correlation ضریب همبستگی چندگانه
multiple absolute prediction پیش بینی چند متغیری مطلق
multiple grid valve لامپ چند شبکه
lowest common multiple کوچکترین مضرب مشترک
index of multiple correlation شاخص همبستگی چندگانه
multiple arch dam سد چند قوسی
multiple voltage system روش چند ولتی
multiple choice test ازمون چند گزینهای
multiple drum winding سیم پیچ استوانهای چندگانه
multiple pass printing چاپ چند گذری
multiple contact switch کلید پلهای
multiple determination coefficient ضریب تعین چند متغیری
multiple job processing پردازش چند کاره
multiple differential prediction پیش بینی افتراقی چند متغیری
multiple discriminant function تابع تشخیص چند متغیری
multiple dome dam سد چند گنبدی
multiple choice item پرسش چند گزینهای
multiple channel system سیستم چند کاناله
multiple series condenser خازن متغیر چند اتصالی
multiple user system سیستم چند استفاده کننده
multiple unit valve لامپ مرکب
multiple cable joint اتصال کابل چند رشتهای
multiple conductor cable کابل چند رشتهای
multiple cable joint مفصل انشعاب
multiple cable joint موف انشعاب
multiple loading operating system سیستم عامل بارکننده چندتایی
double multiple disc clutch کلاج چند صفحه- دوبل
lowest common multiple [LCM] کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
multiple-span beam bridge پلمیلهایچنددهانهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com