English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English Persian
lazy lines سفیدک [رشته تارهای نخ پود که در پشت فرش آزاد بوده و جزء گره قرار نگرفته اند.]
Other Matches
lazy تنبل
lazy درخورد تنبلی
lazy کند بطی ء
lazy کندرو
lazy باکندی حرکت کردن
lazy سست بودن
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy <adj.> تنبل
lazy tongs چنگ کهای زبانه دار یا قلاب دار که بزرگ وکوچک میشودوبرای اویختن لباس وغیره بکارمیرود
lazy susan سینی چرخان
lazy painter ریسمان تیرک
lines شعبه
lines محصول
lines طرز
lines حدود رویه
lines اتصال فیزیکی به ارسال داده
outside lines خطوط حمله
lines لاین
lines لجام
by-lines کار یاشغل اضافی وزائد
by-lines خط فرعی راه اهن
by-lines خط دوم یافرعی
lines خط زدن
lines سطر
lines بخط کردن
lines خط دار کردن
lines خط انداختن در
lines : خط کشیدن
lines : خط
lines ریسمان
lines دهنه
lines جاده
lines طناب سیم
lines رسن
lines رشته بند
lines ردیف
lines رشته
lines اراستن
lines ترازکردن
lines استرکردن
lines در سمت
lines خط
lines سیم
lines جبهه جنگ
lines لوله منفردی در سیستم سیالات
lines رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
lines نسب
lines صفی در خط
lines طناب خط
lines خط صف
lines پوشاندن
lines of force خطوط نیرو
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
flow lines خطوط جریان
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
striped lines خطوط راه راه [همچون نقش محرمات]
front lines خطوط مقدم
lines of communication خطوط مواصلاتی
lines of force خطوط قوا
lines man سرباز صف
front lines خطوط جلو جبهه
ghost lines نوارهای فسفردار
grid lines خطوط شبکه
guide lines دستورالعملها
guide lines خط مشیها
hard lines سختی
front lines خط مقدم جبهه
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
frapping lines طناب تعادل کمکی ناو
flying lines لولههای متحرک
hard lines بدبختی
load lines علایم بارگیری
marriage lines گواهی نامه عروسی
open lines خطوط باز شطرنج
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
hot lines تلفن قرمز
fuel lines خطوطسوخت
lines of latitude خطوطعرضجغرافیایی
lines of longitude خطوططولجغرافیایی
suspension lines خطوطآویزان
read between the lines <idiom> پیدا کردن مفهوم ضمنی
curvature lines خطوط منحنی
curvature lines خطوط مدور
two parallel lines دو خط موازی
to read between the lines معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
hot lines خط تلفنی بیست و چهار ساعته
papillary lines خطهای برجسته انگشتها
passage of lines عبور از خط
passage of lines عبور کردن ازخط یک یکان دیگر
retrace lines خطهای بازگشتی
return lines خطهای بازگشتی
side lines محوطه بیرون از خط کناری
spectral lines خطوط طیفی
stream lines خطوط جریان
symmetry lines خطوط تقارن
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
picket lines خط دستکها
plumb lines ریسمان شاغول
plumb lines خط قائم
branch lines خط فرعی
branch lines شاخه
power lines خط جریان قوی
party lines خط خصوصی تلفن
party lines خط مشترک
party lines مرز مشترک
party lines خط دستهای
clothes lines ضبه زدن و انداختن حریف
main lines نهر اصلی
plumb lines خط عمودی
plumb lines شاقول
picket lines خط پرچین
picket lines خط نرده ها
picket lines صف کارگران اعتصابی
production lines خط تولید
assembly lines تیمار خط
assembly lines دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines خط مونتاژ
assembly lines خط کلی
assembly lines خط تولید
main lines نهر مادر
main lines کانال اصلی
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
buttock lines نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
contour lines خطوط میزان منحنی
contour lines منحنی تراز
contour lines خط هم ارتفاع
cotidal lines خطوط هم مد
cotidal lines خطوط مدیکسان
dark lines خطوط تاریک
dedicated lines خطوط اختصاصی
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
balmer lines خطوط بالمر
adjacent lines خطهای مجاور
main lines خط اصلی
extension lines خطوط دنباله
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
punch-lines لب مطلب
punch-lines جمله اساسی واصلی
absorption lines طیف جذبی
absorption lines خطوط دراشامی
active lines خطهای فعال
drawing lines خط کشی
equal cost lines خطوط هزینه برابر
emission spectrum lines خطوط نشری
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
chisel marking fine lines پرداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com