English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (4 milliseconds)
English Persian
leased line خط استیجاری
leased line خط اجارهای
Search result with all words
leased line network شبکه با خطوط استیجاری
privately leased line خط اجارهای خصوصی
Other Matches
leased اجارهای
out leased انبارهای کرایه شده از خارج از پادگان
leased استیجاری
leased facility وسیله اجارهای
line to line fault اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line fault تماس خطوط
line to line spacing فاصله سطور
line to line fault اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault اتصال کوتاه دوقطبی
line to line voltage ولتاژ بین دو خط
line by line milling فرز کردن سطر به سطر
line by line milling فرز کردن سطری
line by line analysis تجزیه سطر به سطر
line to line voltage ولتاژ زنجیر شده
on line مورداستعمال
Which line goes to ... ? کدام خط راه آهن به ... میرود؟
Which line goes to ... ? کدام خط به ... میرود؟
off line منفصل
off line قطع
in line <idiom> با محدودیت متداول
out of line <idiom> ناصحیح
off line غیر متصل
off line برون خطی
off line وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
line up <idiom> سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
line of d. مرز
line up به خط شدن
on line مستقیم
on line داخل رده
on line در خط
line of d. حد فاصل
line-up ردیف ایستادن تیم
on line درون خطی
on line متصل
line-up به ترتیب ایستادن
line-up به خط شدن
line up ردیف ایستادن تیم
line up به ترتیب ایستادن
line up <idiom> به درستی میزان کردن
line up <idiom> به صف کردن
mean line خط میان
necessary line خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
o o line خط تقسیم دیدبانی
o o line خط دیدبانی سپاه
old line دارای قدرت در اثر ارشدیت ارشد
old line محافظه کار
on line help کمک مستقیم
on the line هواپیمای اماده پرواز
out of line خارج از خط جبهه
down line بار کردن پایین خطی
out of line جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند
in line شمشیر در وضع حمله
in line همراستا
the line صف
down the line <idiom> درآینده
all along the line درامتدادهمه خط
all along the line در همه جا
along line در امتداد خطوط
along line در خط
line by line سطر به سطر
line out با خط علامت گذاشتن
line out قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
below the line درامد یا هزینه غیر مترقبه
to come in to line موافقت کردن
to come in to line در صف امدن
down the line ضربه از کنار زمین
line جاده
line دهنه
line سطر
line لاین
line رشته
line طرز
line طناب سیم
line محصول
line رسن
line ردیف
line اتصال فیزیکی به ارسال داده
line شعبه
line رشته بند
line ریسمان
line حدود رویه
line خط زدن
line بخط کردن
line اراستن
line ترازکردن
line استرکردن
line پوشاندن
line خط
line طناب خط
line صفی در خط
line در سمت
line جبهه جنگ
line لجام
line نسب
line رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line سیم
line : خط کشیدن
line خط انداختن در
line خط دار کردن
line لوله منفردی در سیستم سیالات
line خط صف
by-line خط فرعی راه اهن
by-line کار یاشغل اضافی وزائد
Are you still on the line? خط را قطع نکردی؟
by-line خط دوم یافرعی
by line کار یاشغل اضافی وزائد
by line خط فرعی راه اهن
line : خط
by line خط دوم یافرعی
Are you still on the line? هنوز پشت تلفن هستی؟
load line خط بار
marline or line طناب کوچک دولا
line width پهنای خط
load line خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
local line خط محلی
lumber's line خط سینه ناو
lyman line خط لیمان
lumber's line خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
mach line موج ضربهای ضعیف
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
lubber's line نشانگر سینه
lubber line خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
phase line خط مبداء حرکت جنگی
phantom line خط سری
loop line دوراهی
lubber line خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
line voltage ولتاژ خطی ولتاژ زنجیرشده ولتاژ خط
possibilities line خط بودجه
poverty line خط فقر
price line خط قیمت
line telegraphy تلگراف خطی
principal line خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
line tester ازمایش کننده خط
line terminal ترمینال خط
line synchronization همزمانی سطور
private line خط خصوصی
possibilities line خط امکانات
on line database پایگاه داده درون خطی
phantom line خط فرضی
line voltage ولتاژ شبکه
line voltage ولتاژ خط
line up billiard بیلیارد کیسه دار با روش برگرداندن گویهای کیسه افتاده به زمین
pipe line خط لوله
percolation line خط نفوذ
line transformer مبدل خط
pitch line مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
marriage line گواهینامه ازدواج
on line system سیستم درون خطی
off line operation عملکرد برون خطی
line inductance اندوکتیویته خط
nonswitched line خط غیر گزینشی
non switched line خط گزینه نشده
no fire line خط منع اتش توپخانه
no fire line خط منع اتش
night line ریسمان ماهی گیری شبانه
new line character دخشه تعویض سطر
neutral line خط بی اثر
off line storage حافظه برون خطی
offside line خط فرضی موازی با دروازه
on line storage حافظه درون خطی
orienting line خط توجیه
mooring line سیم مهار
out line font فونت متغیر
out line font قلم متغیر
on line operation عمل درون خطی
on line operation عملکرد درون خطی
line insulator مقره خط
line inductance اندوکتانس خط
multipoint line خط چند نقطهای
overhead line خط هوایی
pass a line رد کردن طناب
peaked line خط چین
peaked line خط پاره پاره
penny a line ارزان
penny a line پست
mason's line ریسمان کار
penny a line ارزان نویس بی مایه
phase line خط خیز
overhead line سیمکشی هوایی
outhaul line برون کش
multidrop line پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
multicore line خط چند رشتهای
mould line خط حاصل از تلاقی دو سطح
morning line امتیاز شرطبندی پیش ازمسابقه
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
mooring line طناب مهار مین
message line خط مخابره
median line میانه
out of line coding کدگذاری برون خطی
marriage line عقدنامه سند ازدواج
line switching خط گزینی
line of regression خط رگرسیون
line of flow خط جریان
line of fire خط اتش
line of fire خط تیر
line of fall خط فرود گلوله به زمین
line of fall خط فرود
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
line of duty نحوه انجام وفیفه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com