English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (6 milliseconds)
English Persian
lessin size خردتر
lessin size کوچکتر
Other Matches
of an out size دارای اندازه غیر معمل
(the) size of it <idiom> به شکلی که است
size up <idiom> بسته به شرایط ،برانداز کردن
size محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
size ابعاد فیزیکی یک تصویر یا شی یا صفحه
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
that is about the size of it حقیقت امراین است
what is your size? شما چیست
what is your size? اندازه
to size up را براوردکردن
that is about the size of it همینطور است
over size بزرگتر از اندازه
to size up اندازه
of an out size بیرون از اندازه
size اندازه بعدساختمان
size قالب
size سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
size چسب زنی اهارزدن
size بر اورد کردن
size مقدار
size قد
size وسعت
size بزرگی
size به اندازه کردن
size اهار زدن
size چسب زدن
size اندازه
nominal size اندازه نامی
nuclear size اندازه هسته
neat size اندازه خالص
minimum size اندازه حداقل
man size اندازه مناسب یک مرد
london in size پس از لندن نیویورک بزرگترین شهراست
limiting size اندازه محدود
of a large size بزرگ
king size بزرگ
it is the size of a sparrow باندازه یک گنجشک است
it is of a normal size دارای اندازه عادی یا معمولی است
it is four times my size من است چهارتای من است
nominal size اندازه اسمی
point size اینچ
point size برای اندازه گیری نوع یا متن
type size اندازه فونت
type size اندازه حروف
trim size اندازه طبیعی
sample size مدت زمان بین دوالگوی پیاپی
Pick on someone your own size. برو با هم قدهای خودت طرف بشو
size tolerance تلرانس اندازه
size stick قالب اندازه گیری
size stick الت اندازه گیری پا
size effect تاثیر اندازه
size control کنترل اندازه
size constancy ثبات اندازه
screen size اندازه صفحه
sample size بیتی استفاده میشود. بدست آوردن اندازهای از سیگنال که برای تامین اطلاعات درباره سیگنال به کار می رود
sample size تعداد اندازه گیریهای سیگنال ضبط شده درهرثانیه
sample size بزرگی نمونه
sample size حجم نمونه
cut down to size <idiom> ثابت کردن اینکه کسی اونقدرکه فکر میکند خوب نیست
full size اندازه طبیعی
life size اندازه واقعی
life-size باندازه شخص زنده باندازه طبیعی
life-size اندازه واقعی
accuracy to size دقت اندازه گذاری
accurate to size دقت در اندازه گرفتن
atomic size اندازه اتم
atomic size اندازه اتمی
attack size اندازه تک
attack size استعداد وسایل درگیر در تک
life size باندازه شخص زنده باندازه طبیعی
pint-size باندازه سرسنجاق
pint-size کوچک
full size بخ مقیاس یک به یک
full-size اندازه طبیعی
full-size بخ مقیاس یک به یک
pint size پست
pint size خرد ناچیز
pint size کوچک
pint size باندازه سرسنجاق
pint-size پست
pint-size خرد ناچیز
basic size اندازه اصلی
basic size اندازه اولیه
block size اندازه کنده
file size اندازه فایل
family size تعداد افراد خانواده
fractional size اندازه کسری
effective size اندازه موثر
hypostatize or size ذات جدا دانستن
design size اندازه نامی
design size اندازه طرح
cut to size به اندازه بریدن
fit size اندازه مناسب
block size اندازه کندهای
block size اندازه بلاک
body size اندازه بدن
it is four times my size چهاربرابر
hypostatize or size مسلم فرض کردن
hypostatize or size شخصیت دادن به
grain size classification طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
size of a statistical sample [N] تعداد کل داده های آماری
fixed size records رکوردهای با اندازه ثابت
effective size of grain اندازه موثرذرات
paricle size analysis دانه بندی کردن
olympic size pool اندازه و طول استخر المپیک 05 در 12 متر
size distribution of income توزیع درامد مقداری
size distribution of income توزیع درامد برحسب مقدار
data word size اندازه کلمه داده
size weight illusion خطای ادراکی اندازه- وزن
standard size whole brick اجر فشاری معمولی
effective size of grain قطر موثر ذرات
Act your age [and not your shoe size] ! به سن خودت رفتار بکن ! [مثل بچه ها رفتار نکن !]
The shoes are a size too big for my feet. کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com