Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (11 milliseconds)
English
Persian
letter box
صندوق پست
Search result with all words
form letter
فرم نامه
love letter
نامه عاشقانه
covering letter
نامه پوششی
covering letter
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
covering letter
نامه توضیحی
letter
حرف الفباء
letter
حرف
letter
حرف چاپی
letter
نامه
letter
مراسله
letter
کاغذ ادبیات
letter
اثارادبی
letter
معرفت دانش
letter
باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
letter
نویسه
letter
معرفی نامه
letter
سند
letter
نوشته
letter
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
letter
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter lock
قفل حروفی
open letter
نامه سر گشاده
action letter
فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
adverting to letter
عطف بنامه
air letter
نامهء هوایی
air letter
نامهء مخصوص پست هوایی
an open letter
نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
back letter
گواهی تضمین
black letter
حرف سیاه
blind letter
نامهای که نام ونشان روشن ندارد
block letter
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
block letter
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
capital letter
حرف بزرگ
circular letter
بخشنامه اداری
circular letter
نامه اداری
computer letter
حرف کامپیوتری
confirmed irrevocable letter to credit
اعتبار غیرقابل برگشت تاییدشده
confirmed letter of credit
اعتبار اسنادی تایید شده
copy letter book
دفتر کپیه
copy of his letter is here with enclosed
رونوشت نامه وی ضمیمه است
curled letter
کاهوی پیچ
d. letter
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
dead letter
قانون منسوخ
dead letter
نامه غیر قابل توزیع
dead letter box
فایلی برای گرفتن پیامهای غیر قابل ارسال
drop letter
نامه پست شهری
foreign letter paper
کاغذ چاپاری نازک
form letter program
برنامه فرم نامه
i am in receipt of your letter
نامه شما به من رسید
i am in receipt of your letter
نامه شما واصل گردید
i wrote letter a letter
چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
i wrote letter a letter
هی کاغذ نوشتم
in letter and in spirit
ئر لفظ و در معنی
in letter and in spirit
لفظاومعنا
in letter and in spirit
از حیث نص و معنی هردو
irrevocable letter of credit
اعتبار اسنادی غیرقابل برگشت
letter book
رونوشت نامه
letter book
کتاب رونوشت
letter balance
ترازوی نامه کشی
letter drop
صندوق پست
letter card
کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
letter carrier
نامه رسان پستچی
letter carrier
چاپار
letter de chancellerie
نامه رسمی
letter de chancellerie
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
letter founder
حروف ریز
letter head
سر کاغذ
letter head
کاغذیکه نشان چاپی دارد
letter missive
امر نامه
letter missive
اجازه نامه ابلاغیه
letter missive
امریه
letter no
نامه شماره 5
letter of a
اگاهی نامه
letter of a
اطلاع نامه
letter of admission
اقرارنامه
letter of advice
آگهی
letter of agreement
موافقتنامه
letter of attorney
نیرو
letter of attorney
وکیل
letter of attorney
مدعی
letter of attrney
وکالتنامه
letter of credence
اعتبارنامه
letter of credence
credence
letter of credit
اعتبارنامه
letter of credit
ورقه اعتبار
letter of credit
اعتبار اسنادی
letter of credit
برگه اعتبار
letter of credit
اعتبار نامه بانکی
letter of d ult
مامه سوم ماه گذشته
letter of even date
نامه همین تاریخ
letter of indemnity
ضمانت نامه
letter of indemnity
غرامت نامه
letter of instruction
دستورالعمل انجام کار
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
letter of introduction
معرفی نامه
letter of invitation
دعوت نامه
letter of invitation
رقعه دعوت
letter of marque
پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
letter of recommendation
سفارش نامه
Other Matches
Get the letter to him . Have the letter handed to him.
نامه را بدستش برسان
Read out the letter. Read the letter aloud.
نامه را بلند بخوان
to a. letter
فرستادن
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
letter for letter
<adv.>
مو به مو
letter for letter
<adv.>
کلمه به کلمه
letter for letter
<adv.>
نکته به نکته
to the letter
<adv.>
کلمه به کلمه
to the letter
<adv.>
نکته به نکته
to the letter
<idiom>
طبق قانون
to the letter
طابق النعل بالنعل
to the letter
<adv.>
مو به مو
under cover of letter no
ضمن نامه شماره
send a letter
نامهای بفرستید
scarlet letter
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
repetitive letter
نوشته شده است
to readdress a letter
عنوان نامهای را عوض کردن
send a letter
کاغذ بدهید
take this letter to the post
این نامه راببرید به پستخانه
the letter is urgent
نامه فوری است
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
the letter of the law
عبارت قانون
the letter of the law
نص یا لفظ شریعت
the original letter
عین نامه
small letter
حرف ریز
repetitive letter
یات آدرس
letter writer
کتاب
letter weight
کاغذ نگاه دار
letter testamentary
تصدیق انحصار وراثت
letter shift
مبدله حروف
letter sheet
نامه تمبردار پستی
sea letter
سند بیطرفی کشتی
letter quality
کیفیت حرفی
letter quality
چاپ با کیفیت خوب
letter quality
کیفیت حرف
letter writer
نامه نگاری
letter writer
نامه نویس
letter writer
کاغذ نویس
registered letter
نامه سفارشی
referring to your letter of
با اشاره بنامه .......عطف بنامه ....... راجع بنامه .......
red letter
مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد مخصوص ایام خوشحالی فراموش نشدنی
red letter
با حروف قرمز
recredential letter
recredential
omission of a letter
انداختن یا حذف یک حرف
nundinal letter
حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
near letter quality
خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
letter writing
نامه نگاری
letter press
نوشته وابسته به عکسها
letter of dismissal
بطلان
letter of reference
توصیه نامه
letter of reference
معرفی نامه
to kern a letter
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
letter of attorney
اجازه نامه
letter of attorney
اختیار نامه
I read through the letter.
من این نامه را کاملا میخوانم.
letter of dismissal
الغا
letter of dismissal
انقضا
letter of dismissal
خاتمه
letter of dismissal
رها سازی
letter of dismissal
متارکه
letter of dismissal
ترک
letter of dismissal
انفصال
letter of attorney
وکالت نامه
letter opener
سرنامهبازکن
letter-bombs
بمب نامهای
letter-bomb
بمب نامهای
four-letter words
واژهی قبیح
four-letter words
واژهیچهار حرفی
four-letter word
واژهی قبیح
four-letter word
واژهیچهار حرفی
chain letter
نامهی زنجیری
letter scale
مقیاسنامهها
To mail a letter.
نامه ای رابه پست انداختن
He signed with the letter
امضاء با حرف او
Has a letter arrived for me?
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
I had a letter from my father .
از پدرم کاغذ داشتم
The letter is addressed to you .
نامه بعنوان شما نوشته شده است
This letter has been tampered with .
در این نامه دست برده شده
The letter is in his own handwriting .
نامه بخط خودش است
Letter of recommendation.
توصیه نامه
I have just received your letter.
کاغذت تازه به دستم رسیده است
with reference to letter no
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
letter press
مواد چاپی
letter perfect
از بر
letter perfect
کاملاوارد
letter perfect
جزء بجزء
letter perfect
کلمه بکلمه
letter paper
کاغذ نویسی
letter of recommendation
توصیه نامه
letter-box company
شرکتی
[درپناهگاه مالیاتی]
که تنها صندوق پستی دارد
Did you carry (deliver) the letter ?
نامه را بردی یا نه ؟
a red letter day
روز مهم و به یاد ماندنی
In response (reply) to your letter.
در جواب نامه تان
Please bring me the orifinal letter .
عین نامه را برایم بیاورید
The letter hasnt arrived yet.
نامه هنوز نرسیده است
revocable letter of credit
اعتبار قابل برگشت
Did you deliver my letter to your father ?
نامه مرا تحویل پدرت دادی ؟
poison-pen letter
نامهایکهحاویخبریناخوشایندباشد
unconfirmed letter of credit
اعتبار اسنادی تایید نشده
to insert a letter in a word
حرفی را در میان واژهای جادادن
to date a letter forward
کاغذی راتاریخ عقب ترگذاشتن
letter quality printer
چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
letter quality printer
چاپگرکیفیت حروف
letter quality printing
چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
letter quality printing
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
personalized form letter
فرم شخصی
round robin (letter)
<idiom>
نامهای که دست جمعی نوشته شود (هرگوشه آن بوسیله شخصی)
red letter day
<idiom>
روزی که به علت واقعهای روز تاریخی است
To carry out to the letter . To do something very meticulously .
موبه مو انجام دادن
The spirit and letter of the law .
معنی و لفظ قانون
printnow letter.doc
DOS یا 2/OS به جای علامت 1% نام فایلی را که تایپ شده است قرار میدهدو DOC.LETTER را روی چاپگر چاپ میکند
revocable letter of credit
اعتبارقابل فسخ
registered letter with receipt attached
نامه سفارشی دو قبضه
the heart's letter is read in the eyes
<proverb>
رنگ رخساره نشان می دهد از سر ضمیر
to mail a letter
[American English]
نامه ای را با پست فرستادن
to post a letter
[British English]
نامه ای را با پست فرستادن
I dont quite remembered to post (mail)your letter.
کاملا" بخاطرم ماند ( یادم نرفت ) که نامه تان را پست کنم
I look forward to hearing from you soon.
[letter closing line]
مشتاقم به زودی از شما آگاه شوم.
[پایان نامه]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com