Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
letter of indemnity
ضمانت نامه
letter of indemnity
غرامت نامه
Other Matches
indemnity
غرامت پرداختن
indemnity
تاوان تضمین خسارت
indemnity
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnity
صدمه
indemnity
جبران زیان بخشودگی
indemnity
غرامت
indemnity
تاوان
war indemnity
تاوان جنگی
war indemnity
غرامت جنگی
protection and indemnity club
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
dependency and indemnity compensation
مستمری
dependency and indemnity compensation
حق معیشت
i wrote letter a letter
هی کاغذ نوشتم
i wrote letter a letter
چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
Get the letter to him . Have the letter handed to him.
نامه را بدستش برسان
Read out the letter. Read the letter aloud.
نامه را بلند بخوان
letter for letter
<adv.>
کلمه به کلمه
letter no
نامه شماره 5
letter for letter
<adv.>
نکته به نکته
to the letter
<adv.>
مو به مو
to the letter
<adv.>
کلمه به کلمه
to the letter
<adv.>
نکته به نکته
d. letter
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
letter of a
اگاهی نامه
letter of a
اطلاع نامه
to the letter
طابق النعل بالنعل
to a. letter
فرستادن
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
to the letter
<idiom>
طبق قانون
letter for letter
<adv.>
مو به مو
letter
اثارادبی
letter
نویسه
letter
باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
letter
معرفت دانش
letter
نامه
letter
کاغذ ادبیات
letter
مراسله
letter
حرف چاپی
letter
حرف
letter
حرف الفباء
letter
معرفی نامه
letter
نوشته
letter
سند
letter
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
the letter of the law
عبارت قانون
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
the letter is urgent
نامه فوری است
take this letter to the post
این نامه راببرید به پستخانه
small letter
حرف ریز
the letter of the law
نص یا لفظ شریعت
omission of a letter
انداختن یا حذف یک حرف
letter quality
چاپ با کیفیت خوب
letter sheet
نامه تمبردار پستی
letter shift
مبدله حروف
letter testamentary
تصدیق انحصار وراثت
to readdress a letter
عنوان نامهای را عوض کردن
letter writer
نامه نگاری
letter writer
کتاب
the original letter
عین نامه
letter weight
کاغذ نگاه دار
send a letter
کاغذ بدهید
letter writer
نامه نویس
recredential letter
recredential
nundinal letter
حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
red letter
با حروف قرمز
near letter quality
خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
letter writer
کاغذ نویس
letter writing
نامه نگاری
red letter
مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد مخصوص ایام خوشحالی فراموش نشدنی
referring to your letter of
با اشاره بنامه .......عطف بنامه ....... راجع بنامه .......
letter quality
کیفیت حرفی
registered letter
نامه سفارشی
repetitive letter
نوشته شده است
scarlet letter
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
send a letter
نامهای بفرستید
repetitive letter
یات آدرس
sea letter
سند بیطرفی کشتی
under cover of letter no
ضمن نامه شماره
letter of dismissal
انفصال
letter of reference
توصیه نامه
letter of reference
معرفی نامه
letter of attorney
اجازه نامه
letter of attorney
اختیار نامه
letter of attorney
وکالت نامه
I read through the letter.
من این نامه را کاملا میخوانم.
letter of dismissal
بطلان
letter of dismissal
الغا
letter of dismissal
انقضا
letter of dismissal
خاتمه
letter of dismissal
رها سازی
letter of dismissal
متارکه
letter of dismissal
ترک
He signed with the letter
امضاء با حرف او
letter opener
سرنامهبازکن
letter-bombs
بمب نامهای
letter-bomb
بمب نامهای
four-letter words
واژهی قبیح
four-letter words
واژهیچهار حرفی
four-letter word
واژهی قبیح
four-letter word
واژهیچهار حرفی
chain letter
نامهی زنجیری
letter scale
مقیاسنامهها
To mail a letter.
نامه ای رابه پست انداختن
I have just received your letter.
کاغذت تازه به دستم رسیده است
Has a letter arrived for me?
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
I had a letter from my father .
از پدرم کاغذ داشتم
The letter is addressed to you .
نامه بعنوان شما نوشته شده است
to kern a letter
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
This letter has been tampered with .
در این نامه دست برده شده
The letter is in his own handwriting .
نامه بخط خودش است
Letter of recommendation.
توصیه نامه
with reference to letter no
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
letter of admission
اقرارنامه
letter box
صندوق پست
letter balance
ترازوی نامه کشی
letter book
کتاب رونوشت
letter book
رونوشت نامه
in letter and in spirit
از حیث نص و معنی هردو
in letter and in spirit
لفظاومعنا
in letter and in spirit
ئر لفظ و در معنی
open letter
نامه سر گشاده
i am in receipt of your letter
نامه شما واصل گردید
letter drop
صندوق پست
letter card
کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
letter carrier
نامه رسان پستچی
letter missive
امریه
letter missive
اجازه نامه ابلاغیه
letter missive
امر نامه
letter head
کاغذیکه نشان چاپی دارد
letter head
سر کاغذ
letter founder
حروف ریز
letter de chancellerie
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
letter de chancellerie
نامه رسمی
letter carrier
چاپار
i am in receipt of your letter
نامه شما به من رسید
drop letter
نامه پست شهری
block letter
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
air letter
نامهء مخصوص پست هوایی
air letter
نامهء هوایی
adverting to letter
عطف بنامه
action letter
فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
letter lock
قفل حروفی
covering letter
نامه توضیحی
covering letter
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
covering letter
نامه پوششی
love letter
نامه عاشقانه
an open letter
نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
back letter
گواهی تضمین
black letter
حرف سیاه
dead letter
نامه غیر قابل توزیع
dead letter
قانون منسوخ
curled letter
کاهوی پیچ
computer letter
حرف کامپیوتری
circular letter
نامه اداری
circular letter
بخشنامه اداری
capital letter
حرف بزرگ
block letter
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
blind letter
نامهای که نام ونشان روشن ندارد
form letter
فرم نامه
letter quality
کیفیت حرف
letter of invitation
دعوت نامه
letter of introduction
معرفی نامه
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
letter of instruction
دستورالعمل انجام کار
letter of even date
نامه همین تاریخ
letter perfect
کاملاوارد
letter of d ult
مامه سوم ماه گذشته
letter of credit
اعتبار نامه بانکی
letter of invitation
رقعه دعوت
letter of marque
پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
letter press
نوشته وابسته به عکسها
letter press
مواد چاپی
letter perfect
از بر
letter perfect
جزء بجزء
letter perfect
کلمه بکلمه
letter paper
کاغذ نویسی
letter of recommendation
توصیه نامه
letter of recommendation
سفارش نامه
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
letter of attorney
مدعی
letter of attrney
وکالتنامه
letter of credence
اعتبارنامه
letter of credence
credence
letter of credit
اعتبارنامه
letter of credit
ورقه اعتبار
letter of credit
برگه اعتبار
letter of credit
اعتبار اسنادی
letter of attorney
وکیل
letter of attorney
نیرو
letter of agreement
موافقتنامه
letter of advice
آگهی
personalized form letter
فرم شخصی
printnow letter.doc
DOS یا 2/OS به جای علامت 1% نام فایلی را که تایپ شده است قرار میدهدو DOC.LETTER را روی چاپگر چاپ میکند
copy of his letter is here with enclosed
رونوشت نامه وی ضمیمه است
copy letter book
دفتر کپیه
confirmed letter of credit
اعتبار اسنادی تایید شده
unconfirmed letter of credit
اعتبار اسنادی تایید نشده
letter quality printer
چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com