Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
letter writer
کتاب
letter writer
نامه نگاری
letter writer
نامه نویس
letter writer
کاغذ نویس
Other Matches
Get the letter to him . Have the letter handed to him.
نامه را بدستش برسان
i wrote letter a letter
هی کاغذ نوشتم
i wrote letter a letter
چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
writer
نگارنده
writer
نویسنده
writer
مولف
writer
مصنف
writer
راقم نگارنده
gather writer
تمرکز اطلاعات در داخل یک رکورد فیزیکی
black writer
چاپگری که در آن تونر به نقاط گرم شده توسط اشعه لیزر می چسبد برای اسکن کردن تصویر
writer's cramp
دست گرفتگی
type writer
ماشین تحریر
type writer
حرف نگار
type writer
ماشین تحرر
ink writer
در تلگراف مرکب نویس
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
the present writer
نویسنده
manifold writer
ماشینی که چندین نسخه باکاغذ برگردان بر میدارد
news writer
خبرنگار
report writer
نویسنده گزارش
sign writer
تابلو نویس
stroke writer
ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
technical writer
نویسنده فنی
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
the present writer
مولف
sign writer
لوحه نویس
the present writer
این بنده این جانب
report writer
گزارش نویسی
writer to the signet
مشاور حقوقی اسکاتلندی
to make good as a writer
نویسنده موفقی شدن
band street writer
یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت BUNDSOFTWARE BROADER ساخته شده است
He fabcies himself as a writer (author).
به خیال خودش نویسنده است
console type writer
ماشین تحریر میز فرمان
Read out the letter. Read the letter aloud.
نامه را بلند بخوان
to the letter
<idiom>
طبق قانون
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
to the letter
طابق النعل بالنعل
letter of a
اطلاع نامه
letter no
نامه شماره 5
to a. letter
فرستادن
letter of a
اگاهی نامه
letter
معرفی نامه
d. letter
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
letter for letter
<adv.>
مو به مو
to the letter
<adv.>
کلمه به کلمه
letter
نویسه
to the letter
<adv.>
مو به مو
letter for letter
<adv.>
نکته به نکته
letter for letter
<adv.>
کلمه به کلمه
letter
مراسله
letter
حرف
letter
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
letter
نامه
to the letter
<adv.>
نکته به نکته
letter
کاغذ ادبیات
letter
حرف چاپی
letter
نوشته
letter
سند
letter
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter
معرفت دانش
letter
حرف الفباء
letter
اثارادبی
letter
باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
small letter
حرف ریز
take this letter to the post
این نامه راببرید به پستخانه
the letter is urgent
نامه فوری است
the letter of the law
عبارت قانون
letter of dismissal
خاتمه
the letter of the law
نص یا لفظ شریعت
the original letter
عین نامه
send a letter
کاغذ بدهید
recredential letter
recredential
omission of a letter
انداختن یا حذف یک حرف
nundinal letter
حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
near letter quality
خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
letter writing
نامه نگاری
letter of dismissal
انقضا
letter of dismissal
الغا
letter of dismissal
بطلان
red letter
با حروف قرمز
red letter
مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد مخصوص ایام خوشحالی فراموش نشدنی
send a letter
نامهای بفرستید
sea letter
سند بیطرفی کشتی
scarlet letter
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
The letter is addressed to you .
نامه بعنوان شما نوشته شده است
repetitive letter
نوشته شده است
repetitive letter
یات آدرس
registered letter
نامه سفارشی
referring to your letter of
با اشاره بنامه .......عطف بنامه ....... راجع بنامه .......
letter of dismissal
انفصال
to readdress a letter
عنوان نامهای را عوض کردن
letter of dismissal
ترک
letter of reference
معرفی نامه
This letter has been tampered with .
در این نامه دست برده شده
I had a letter from my father .
از پدرم کاغذ داشتم
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
Has a letter arrived for me?
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
I read through the letter.
من این نامه را کاملا میخوانم.
He signed with the letter
امضاء با حرف او
letter of attorney
وکالت نامه
letter of attorney
اختیار نامه
letter of attorney
اجازه نامه
to kern a letter
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
letter of reference
توصیه نامه
The letter is in his own handwriting .
نامه بخط خودش است
Letter of recommendation.
توصیه نامه
four-letter words
واژهیچهار حرفی
under cover of letter no
ضمن نامه شماره
with reference to letter no
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
letter of dismissal
رها سازی
chain letter
نامهی زنجیری
letter of dismissal
متارکه
four-letter word
واژهیچهار حرفی
four-letter word
واژهی قبیح
four-letter words
واژهی قبیح
letter-bomb
بمب نامهای
letter-bombs
بمب نامهای
letter opener
سرنامهبازکن
letter scale
مقیاسنامهها
To mail a letter.
نامه ای رابه پست انداختن
I have just received your letter.
کاغذت تازه به دستم رسیده است
letter of attorney
نیرو
letter card
کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
letter drop
صندوق پست
letter box
صندوق پست
letter balance
ترازوی نامه کشی
letter book
کتاب رونوشت
letter book
رونوشت نامه
in letter and in spirit
از حیث نص و معنی هردو
in letter and in spirit
لفظاومعنا
in letter and in spirit
ئر لفظ و در معنی
i am in receipt of your letter
نامه شما واصل گردید
letter carrier
نامه رسان پستچی
letter carrier
چاپار
letter de chancellerie
نامه رسمی
letter of agreement
موافقتنامه
letter of advice
آگهی
letter of admission
اقرارنامه
letter missive
امریه
letter missive
اجازه نامه ابلاغیه
letter missive
امر نامه
letter head
کاغذیکه نشان چاپی دارد
letter head
سر کاغذ
letter founder
حروف ریز
letter de chancellerie
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
i am in receipt of your letter
نامه شما به من رسید
block letter
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
air letter
نامهء مخصوص پست هوایی
air letter
نامهء هوایی
adverting to letter
عطف بنامه
action letter
فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
open letter
نامه سر گشاده
letter lock
قفل حروفی
covering letter
نامه توضیحی
covering letter
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
covering letter
نامه پوششی
love letter
نامه عاشقانه
an open letter
نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
back letter
گواهی تضمین
black letter
حرف سیاه
drop letter
نامه پست شهری
dead letter
نامه غیر قابل توزیع
dead letter
قانون منسوخ
curled letter
کاهوی پیچ
computer letter
حرف کامپیوتری
circular letter
نامه اداری
circular letter
بخشنامه اداری
capital letter
حرف بزرگ
block letter
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
blind letter
نامهای که نام ونشان روشن ندارد
form letter
فرم نامه
letter of attorney
وکیل
letter weight
کاغذ نگاه دار
letter paper
کاغذ نویسی
letter of recommendation
توصیه نامه
letter of recommendation
سفارش نامه
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
letter of marque
پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
letter of invitation
رقعه دعوت
letter of invitation
دعوت نامه
letter of introduction
معرفی نامه
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
letter perfect
کلمه بکلمه
letter perfect
جزء بجزء
letter perfect
کاملاوارد
letter testamentary
تصدیق انحصار وراثت
letter shift
مبدله حروف
letter sheet
نامه تمبردار پستی
letter quality
کیفیت حرفی
letter quality
چاپ با کیفیت خوب
letter quality
کیفیت حرف
letter press
نوشته وابسته به عکسها
letter press
مواد چاپی
letter perfect
از بر
letter of instruction
دستورالعمل انجام کار
letter of indemnity
غرامت نامه
letter of indemnity
ضمانت نامه
letter of credit
اعتبارنامه
letter of credit
اعتبار اسنادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com