English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
letter-box company شرکتی [درپناهگاه مالیاتی] که تنها صندوق پستی دارد
Other Matches
Get the letter to him . Have the letter handed to him. نامه را بدستش برسان
i wrote letter a letter هی کاغذ نوشتم
i wrote letter a letter چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
Read out the letter. Read the letter aloud. نامه را بلند بخوان
in company درجمعیت
Two is company , three is none . <proverb> دو نفر تعاون ,سه نفر تفرقه .
in company باجمع
associated company شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
to keep company باهم امیزش کردن
to keep company باهم بودن
to keep company with همراه بودن با
in company with باتفاق
to w up a company امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
in company دسته جمعی
Come along and keep me company. بامن بیا تا تنها نباشم
associated company شرکت وابسته
in company with همراه
company گروهان همراه کسی رفتن
company شریک
company گروه
company همراه
company کمپانی
company شرکت
company انجمن
company تجارتخانه
company گروهان
company دسته هیئت بازیگران
company جمعیت
company مصاحبت کردن با
insurance company شرکت بیمه
invalidation of company بطلان شرکت
a stand-alone company یک شرکت مستقل
directorate [of a company] هیئت مدیره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
incorporated company شرکت ثبت شده
directorate [of a company] هیئت نظاره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
aircraft company شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
Company town شهرک کارگران
to have a holding in a company در شرکتی دارائی سهام داشتن
What's your insurance company? شرکت بیمه شما کدام است؟
offshore company شرکت صندوق پستی در خارج از کشور [ برای سود در مالیات]
growth company شرکت در حال گسترش
headquarters company گروهان ارکان
headquarters company گروهان قرارگاه
holding company شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
holding company شرکت مرکزی
holding company شرکت مالک
holding company شرکت صاحب سهم
holding company شرکت سرمایه گذاری درسهام
holding company کمپانی مسلط
finance company شرکت تامین مالی
holding company شرکت در سرمایه گذاری درسهام
holding company شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
fire company شرکت اتش نشانی
parent company شرکت مادر شرکت مرکزی
to part company with any one رفاقت را با کسی بهم زدن
private company شرکت خصوصی
proprietary company شرکتی که سهام ی ن دردسترس عموم گذارده نشده است
proprietary company شرکت خصوصی
supply company شرکت تامین کننده
subsidiary company شرکت فرعی
stock company شرکت سهامی
software company شرکت نرم افزاری
shipping company شرکت کشتیرانی
shipping company شرکت کشتی رانی
shipping company شرکت حمل و نقل
separate company گروهان مستقل
parent company شرکت اصلی
parent company شرکت مادر
service company گروهان خدمات
to join company with somebody به کسی ملحق شدن [همراه کسی شدن]
That evening we had company . آن روز بعد از ظهر مهمان داشتیم
He has no influence in this company . دراین شرکت کاره ای نیست
He is a new face in the company . چهره تازه ای درشرکت است
ship's company پرسنل ناو
we underwrite the company ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
to break company جدایی کردن
unlimited company شرکت با مسئولیت نامحدود
trust company شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
trading company شرکت تجارتی
to request the company of: حضور کسی را خواستن
to overcapitalize a company سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
to keep a person company پیش کسی بودن وبا او وقت گذراندن
limited company شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
liquidation of company تصفیه امور شرکتها
ship's company خدمه ناو
company funds اعتبارات گروهانی
branch of a company شعبه شرکت
company network شبکه همکار
carrier company تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
commercial company شرکت تجاری
company union اتحادیه شرکت
company team تیم مرکب
company team تیم گروهانی
company secretary منشی شرکت
company grade در رده گروهان
company secretary مسئول مالی و حقوقی شرکت
company commander فرمانده گروهان
company network شبکه شرکت
company law قوانین مربوط به شرکتها
company law قوانین شرکت
company grade پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
controlled company شرکتی که تحت کنترل شرکتی باشد
controlling company موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany
controlling company holdingcompany
affiliated company شرکت وابسته
winding up of a company انحلال شرکت
acting company شرکت عامل
constituent company شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
to shake up [a company] <idiom> سازمان [شرکتی را ] اساسا تغییر دادن
doctor to the company پزشک شرکت
public company شرکت سهامی عام
electric company شرکت برق
mutual company شرکت تعاونی
cooperative company شرکت تعاونی
article of a company اساسنامه شرکت
company seal مهر شرکت
dissolution of a company انحلال شرکت
Our company is oprerating in several countries . شرکت ما درچندین کشور عمل می کند
producers cooperative company شرکت تعاونی تولید
part company with a person رفاقت را با کسی بهم زدن
To lay the foundation of a company. پایه واساس شرکتی راریختن
unlimited liability company شرکت تضامنی
The hell with the company (office). گور بابای شرکت ( اداره )
Our company has some pecuniary difficulties . شرکت ما گرفتاریهای مالی پیدا کرده است
joint-stock company شرکت سهامی
limited liability company شرکت با مسئوولیت محدود
limited liability company شرکت با مسئولیت محدود
a company of good standing شرکتی با اعتبار
non-resident company [British E] شرکت غیر ساکن
head office of company مرکز اصلی شرکت
computer serrices company شرکت خدمات کامپیوتری
standard oil company استاندارد اویل کمپانی
quasi public company شرکت نیمه دولتی
standard oil company شرکت نفت استاندارد
terminal service company گروهان خدمات بارانداز یاسکوی نظامی
consumers cooperative company شرکت تعاونی مصرف
computer leasing company شرکت اجاره دهنده کامپیوتر
joint stock company شرکت سهامی
extend the life of the company امتداد مدت شرکت
Iran Carpet Company شرکت سهامی فرش ایران
public joint stock company شرکت سهامی عام
He has a poor service record in this company. دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
We dont have qualified personnel in this company. دراین شرکت آدم حسابی نداریم
employer's liability insurance company شرکت بیمه
private joint stock company شرکت سهامی خاص
We have no vacant position ( opening ) in this company . دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
letter for letter <adv.> کلمه به کلمه
letter حرف
letter for letter <adv.> مو به مو
to the letter طابق النعل بالنعل
letter نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter for letter <adv.> نکته به نکته
letter حرف الفباء
letter حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
letter حرف چاپی
letter نامه
letter مراسله
letter کاغذ ادبیات
letter اثارادبی
letter معرفت دانش
letter نویسه
letter سند
letter نوشته
letter معرفی نامه
to a. letter فرستادن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
to the letter <adv.> مو به مو
to the letter <adv.> نکته به نکته
to the letter <idiom> طبق قانون
d. letter حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
letter of a اطلاع نامه
letter باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
to the letter <adv.> کلمه به کلمه
letter no نامه شماره 5
letter of a اگاهی نامه
I have a position ( post ) of great responsibility in this company . دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
This company guarantees prompt delivery of goods. این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
Saving your presence . present company excepted . بلانسبت شما !
the letter of the law عبارت قانون
letter opener سرنامهبازکن
Has a letter arrived for me? آیا برای من نامه ای رسیده است؟
This letter has been tampered with . در این نامه دست برده شده
four-letter words واژهیچهار حرفی
the letter of the law لفظ یا نص قانون
the letter is urgent نامه فوری است
letter of attorney وکالت نامه
He signed with the letter امضاء با حرف او
letter of dismissal انفصال
letter of dismissal بطلان
letter of dismissal الغا
small letter حرف ریز
letter of dismissal انقضا
letter of attorney اختیار نامه
letter of attorney اجازه نامه
to kern a letter فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
take this letter to the post این نامه راببرید به پستخانه
letter of reference معرفی نامه
the letter of the law نص یا لفظ شریعت
letter of reference توصیه نامه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com