Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
leveling effect
اثر هم تراز کننده
Other Matches
leveling
تراز کردن
leveling
میزان کردن افقی کردن
leveling rod
میله مدرج سطح سنج
barometric leveling
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
leveling staff
ژالون نقشه برداری
differential leveling
تعیین اختلاف تراز نقاط
resource leveling
زمان بندی فعالیت ها بازمان شناور به منطور بهینه سازی بهره گیری از منابع
leveling staff
میر
man power leveling
یکنواخت کردن نیروی انسانی
after-effect
تاثیر بعدی
to take effect
قانونی درست شدن
to go into effect
قانونی درست شدن
to take effect
قانون شدن
to go into effect
قانون شدن
to take effect
کاربرد پذیر شدن
to go into effect
کاربرد پذیر شدن
to take effect
قابل اجرا شدن
What effect do you think the changes will have on you?
فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
to come into effect
مجری شدن
after-effect
اثر ثانوی
come to effect
قابل اجرا شدن
take effect
<idiom>
قانونی درست شدن
cause and effect
علت و معلول
to say something to the effect that ...
ابراز کردن خود دایربراینکه ...
with effect from
از تاریخ ...
effect and cause
معلول و علت
to take effect
قابل اجراشدن
to the
[that]
effect
<adv.>
با مفهوم
[معنی]
کلی
to go into effect
قابل اجرا شدن
effect
نتیجه
effect
کارموثر اجراکردن
effect
انجام دادن
effect
اجرا کردن
effect
اجرا
effect
تاثیر
effect
معلول
effect
عملی کردن معلول
effect
مفید
effect
مفهوم نیت
effect
معنی
to the effect that
مبنی براینکه
by-effect
اثر فرعی
by-effect
نتیجه جانبی
to this effect
ازاین قرار
to the effect that
دایربراینکه
to take effect
مجری شدن
to come into effect
قابل اجراشدن
by-effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
by-effect
اثر جانبی
to this effect
باین معنی
effect
اثر
to carry into effect
بموقع اجراگذاشتن
significant effect
اثر مهم
skin effect
اثر سطحی
thermal effect
اثر گرما
to carry into effect
اجراکردن
size effect
تاثیر اندازه
steric effect
اثر فضایی
significant effect
اثر معنی دار
thermoelectric effect
اثر گرما- برق
tax effect
اثر مالیات
to bring to effect
انجام دادن
to bring to effect
اجراکردن
tau effect
پدیده تائو
surface effect
اثر سطح
substitution effect
اثر جانشینی
subsittution effect
اثر جانشینی
thermal effect
اثر گرمایی
skin effect
اثر پوست
shot effect
اثر ساچمهای
ratchet effect
اثر برگشت ناپذیر
price effect
اثر قیمت
practice effect
اثر تمرین
piston effect
اثر سنبهای
pincushion effect
اعوجاج بالشتکی
pinch effect
اثر فشرده سازی
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
pigou effect
اثر پیگو
photovoltaic effect
اثر نور- ولتی
photoelectric effect
اثر فوتوالکتریک
peltier effect
اثر پلتیه
peltier effect
پدیده پلتیه
night effect
تاثیرات تغییر جریان مغناطیسی در شب
nephelauxetic effect
اثر انبساط ابرالکترونی
ratchet effect
اثر چرخش دهنده مصرف بالا و استانداردبالای زندگی باسانی عوض نشدن
reactive effect
عکس العمل
shoaling effect
اثرات کم عمق
shielding effect
اثر حفافتی
seebeck effect
پدیده زبک
seebeck effect
اثر زبک
screening effect
اثر پوششی
schottky effect
پدیده شوتکی
schottky effect
اثر شوتکی
ripple through effect
نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
ripple though effect
اثر بازدارنده
retarding effect
اثر تاخیری
restrictive effect
اثر کاهشی
restrictive effect
اثر انقباضی
redistribution effect
اثر توزیع مجدد
nephelauxetic effect
اثر نفلوکس
spillover effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
put into effect
جامه عمل پوشاندن
carry into effect
صورت دادن
put into effect
صورت دادن
carry into effect
تکمیل کردن
put into effect
تکمیل کردن
carry into effect
به انجام رساندن
carry into effect
عملی کردن
carry into effect
واقعی کردن
carry into effect
واقعیت دادن
carry into effect
اجرا کردن
carry into effect
انجام دادن
carry into effect
جامه عمل پوشاندن
put into effect
تحقق بخشیدن
carry into effect
تحقق بخشیدن
spillover effect
نتیجه جانبی
secondary effect
نتیجه جانبی
spillover effect
اثر فرعی
secondary effect
اثر فرعی
spillover effect
اثر جانبی
secondary effect
اثر جانبی
secondary effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
carry into effect
به اجرا در آوردن
put into effect
به اجرا در آوردن
put into effect
واقعی کردن
put into effect
عملی کردن
put into effect
واقعیت دادن
zeeman effect
اثر زیمن
wealth effect
"اثر پیگو "
wealth effect
اثر ثروت
volta effect
پدیده ولتا
volta effect
اثر ولتا
unfavorable effect
اثر نامساعد
turning effect
اثر گردش
tunnel effect
پدیده تونلی
tunnel effect
اثر تونلی
torque effect
اثر ترک
to give effect to
اجراکردن
zeeman effect
اثر زیمان
zeigarnik effect
پدیده زایگارنیک
zener effect
اثر زنر
put into effect
صورت گرفتن
put into effect
به انجام رساندن
put into effect
انجام دادن
put into effect
اجرا کردن
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
side effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
special effect
جلوههایویژه
sound effect
جلوههایصوتی
zener effect
اثر زنری
to give effect to
عملی کردن
field effect
اثر میدان
atmospheric effect
اثر جوی
dependence effect
اثر وابستگی
demonstration effect
اثر نمایشی
demonstration effect
اثر تظاهری
crowding out effect
نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
crowding out effect
اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
crowding out effect
اثر جبرانی
crawl effect
اثر خزش
cotton effect
پدیده کاتن
corona effect
اثر کورونا
corona effect
اثر هالهای
coriolis effect
پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
coriolis effect
اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
coriolis effect
اثر نیروی کوریلیس
compton effect
اثر کامپتون
diffusion effect
اثر نشر
diffusion effect
اثر شیوع
dimming effect
اثر تیرگی
field effect
با تاثیر میدانی
exponential effect
اثرنمایی
experimenter effect
اثر ازمایشگری
evidentiary effect
نتیجه مشهود
evidentiary effect
اثر مشهود
electroosmotic effect
اثر الکترون اسمزی
dynatron effect
اثر دیناترون
doppler effect
اثر دوپلر
doppler effect
پدیده دوپلر
doppler effect
اثر برگشت امواج روی فرستنده
doppler effect
اثر داپلر
dopplar effect
اثر دوپلر
coanda effect
گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
choking effect
اثر پیچک
ceiling effect
اثر تارک
anchoring effect
اثر تکیه گاهی
side-effect
نتیجه جانبی
side-effect
اثر جانبی
side-effect
اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effect
واکنش ثانوی
side-effect
اثر زیان اور
side-effect
اثر فرعی
side effect
نتیجه جانبی
side effect
اثر جانبی
side effect
اثرجانبی نتیجه جانبی
side effect
واکنش ثانوی
side effect
اثر زیان اور
side effect
اثر فرعی
anomalous effect
اثر غیر عادی
arch effect
اثر قوس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com