English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (2 milliseconds)
English Persian
lifting hook قلاببالابر
Other Matches
lifting حمل و نقل هوایی
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting اسانسور
lifting جر ثقیل بالا بر
lifting بالارو
lifting ترفیع اسانسور
lifting پیشرفت
lifting سرقت ترقی
lifting دزدی
lifting فرفیت
lifting مقدورات هوایی
lifting بلند کردن شریک رقص اززمین
lifting برا
lifting بالارو دامنه بالابری
lifting بالا دادن
lifting بالابردن
lifting جرثقیل
lifting بار زدن
lifting یک وهله بلندکردن بار
lifting بالابری
lifting مرتفع بنظرامدن بلندی
lifting بالا بردن
lifting حمل کردن
lifting رفع کردن
lifting برداشتن
lifting بالابر
lifting سرقت کردن
lifting دزدیدن
lifting وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
lifting از جاکندن
lifting بلند کردن
lifting بالارفتن
face lifting جراحی و از بین بردن چین وچرک صورت
face lifting تعمیر
lifting body هواپیمایی که قسمت عمده یاکل برای ان توسط شکل ویژه ان تامین میشود
lifting magnet اهنربای بارکش
lifting megnet اهنربای بلندکننده بار اهنربای باربردار
lifting power نیروی بالابری
lifting platform صفحه بالابر
lifting bridge پل بالارو
lifting jack جک بالابر
lifting link اتصالدنده
lifting cart جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
without lifting a finger بدون اینکه اصلا کاری بکند [اصطلاح روزمره]
without lifting a finger بدون اینکه به چیزی دستی بزند [اصطلاح روزمره]
lifting lever دیلم
lifting handle دستهبلندکننده
lifting chain زنجیربالابر
weight lifting وزنه برداری
shop lifting دزدی از مغازه ها
lifting power نیروی خیزش
lifting device ابزار بالا بر
blade lifting mechanism بلندکنندهتیغه
brake lifting magnet ترمز مغناطیسی اسانسور
hook on قلاب کردن
outside hook فت پا و بهم زدن تعادل حریف
hook ماهیگیری قسمت گود انحنای موج
hook روشی که نافرین مقدم با ان دستگاههای کنترل خودکارهواپیماها را روی فرامین مشخص روانه می کنند
one hook مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
on hook قلاب شده
on hook وصل شده
hook on اویزان کردن
hook نقط های در برنامه که برنامه نویس میتواند که آزمایش یا رفع مشکل را وارد کند
hook-up نقشه اویزان
hook up نقشه اویزان
hook قلاب
hook کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
off hook قطع شده
off hook رها شده
hook گیر اوردن
hook up <idiom>
hook ربودن
hook بدام انداختن
hook گرفتارکردن
to have somebody on the hook <idiom> کسی را بلا تکلیف [معلق] نگه داشتن [اصطلاح روزمره]
hook بشکل قلاب دراوردن کج کردن
hook تله ضربه
hook دام
hook-up <idiom>
let (someone) off the hook <idiom> عذرخواهی کردن ازکسی
off the hook <idiom> دورشدن از مشکل
hook-up اتصال [به دستگاهی الکتریکی]
to be off the hook <idiom> از گرفتاری فارغ شدن
to be off the hook <idiom> پشت سرگذاشتن بحران
hook چنگک
can hook قلاب لب تخت
to be off the hook <idiom> از خطر جستن
spring hook قلاب فنردار
hook and eyes قفلی
hook ladder نردبانقلابدار
duck hook ضربه پیچدار کوتاه
draw hook قلاب کششی
drag hook قلاب عایق
drag hook قلاب کشش
double hook قلاب ماهیگیری دو طرفه
little finger hook چنگانگشتکوچک
hook and eyes قزن
dough hook چنگکخمیر
stern hook نفر پاشنه قایق
treble hook قلاب ماهیگیری سه طرفه
tumbler hook قلاب پران
union hook قلاب دو حلقه
hook and eye قزن قفلی
eye hook قلاب حلقه دار
eye hook قلاب روزنه دار
crochet hook جایانگشترویقلاب
curb hook قلاباتصال
pan hook قلابکنه
thumb hook قلابشصت
button hook قلاب
boat hook هوک قایق
bow hook نفر سینه قایق
bill hook دستعاله
boat-hook چنگک قایق
boat-hook چوب دست قایق
boat-hook هوک قایق
boat hook چنگک قایق
cargo hook قلاب بار
coat hook قلاب رخت اویز
hook knife چاقوی قلاب شکل [جهت گره زدن خامه ها در روش ترکی بافت]
By hook or by crook. somehow. هر جوری شده ( بهر طریق ممکن )
by hook or by crook <idiom> بههر راهی ،به هر طریقی
slag hook قلاب کوره
crane hook چنگک بالاکش
crane hook قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
bill hook دهره
chain hook هوک زنجیر
chain hook دیلم زنجیر لنگر
boat hook چوب دست قایق
hook check سد کردن راه چوب حریف ازعقب
hook's law تغییر شکل یک جسم الاستیک در دامنه الاستیسیته با تنش وارده متناسب است
horizontal hook قلاب افقی
pruning hook داسقاله
pruning hook دسقاله
gang hook دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
hook-ups نقشه اویزان
hook bill منقارعقابی
hook bill منقار نوک برگشته
hook's law قانون هوک
hook tackle تکل از پشت
hook switch کلید ثقلی
hook gauge اشل قلاب شکل نوک تیز
hook cable کابل قلاب اتصال مهار هواپیما
hook cable کابل قلاب
hook pass پاس هوکی
hook rope طناب قلابدار
hook service سرویس برگردان والیبال
hook shot شوت هوک
hook bolt قلاب پیچی
gang hook دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
hook nosed دارای بینی کج
raymond hook قلاب بالا کشنده قایق
reaping hook چنگک درو
safety hook قلاب اطمینان
sail hook قلاب چادر
shackle hook قلاب بوکسل
sheep hook عصای
sheep hook چوپانی
hook spanner کلید چنگالی
hook-nosed دارای بینی کج
pot hook قلاب دیگ
pelican hook قلاب پلیکان
pelican hook قلاب پران
flu hook کیف مخصوص طعمههای مصنوعی ماهیگیری
flesh hook قلاب گوشت کش
flash hook قلاب گوشت
fish hook قلاب ماهیگیری
fifi hook رکاب کوهنوردی
fifi hook قلاب فی فی
aircraft arresting hook قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting hook مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
counter attack to outside hook پلنگ شکن
outside hook and overan lock لنگ تندر
ram's horn hook قلاب دو شاخه
hook, line and sinker <idiom>
backward leg hook and underarm سوبلس با استفاده از پا
leg hook in near arm and crossover سگک دست و پا
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
leg ride and far leg hook بغل رومی بااستفاده از پا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com