English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
line graph نمودار خطی
Search result with all words
mixed column line graph نمودار ستونی- خطی ترکیبی
Other Matches
graph نگاره
graph وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد
graph نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
graph رسم
graph با نمودار نشان دادن
graph اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
graph هجای کلمه
graph گراف
graph نگار
graph نمودار
graph نمایش هندسی
graph نقشه هندسی گرافیک
graph طرح خطی
x y graph نمودار x-y
graph follower دنبال گر گراف
picture graph نمودار تصویری
pie graph نمودار مدور
pie graph نمودار گرد
frequency graph نمودار بسامد
reaction graph گراف واکنش
progarm graph گراف برنامه
graph paper کاغذ میلیمتری
graph invariants ناورداهای گراف
directed graph گراف جهت دار
graph theory نظریه گرافها
bar graph نمایش میلهای
bar graph نمودار میلهای
graph solution حل ترسیمی
constitutional graph گراف سرشتی
connected graph گراف همبسته
complete graph گراف کامل
logarithmic graph نمودار لگاریتمی
planar graph گراف مستوی
column graph نمودار ستونی
isomorphic graph گراف هم ریخت
circle graph نمودار دایرهای
bar graph گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود
structural graph گراف ساختاری
acyclic graph نگاره سازی ناچرخه یی
graph paper کاغذ شطرنجی
derivation graph ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است
cyclic graph گراف دوری
graph theory تئوری گراف
graph paper کاغذ گراف
current graph نمودار فعلی
area graph نمودار ناحیهای
road movement graph گرافیک راهپیمایی
paired bar graph نمودار میلهای مزدوج
road movement graph منحنی مسیر راهپیمایی
proportional pie graph نمودار گرد متناسب
exploded pie graph نمودار گرد تفکیک شده
dual y axis graph نمودار با دو محور y
connected acyclic graph گراف همبسته نادوری
stacked column graph نمودار ستونی انباشته
crest clearing graph نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
linked pie/column graph نمودار گرد و ستونی پیوسته
one hyndred percent column graph نمودار یکصد درصد ستونی
high/low/close/open graph نمودار بالا / پایین / بسته /باز
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
line to line fault اتصال کوتاه بین دو فاز
line by line milling فرز کردن سطری
line by line analysis تجزیه سطر به سطر
line by line milling فرز کردن سطر به سطر
line to line fault اتصال کوتاه دوقطبی
line to line fault اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault تماس خطوط
line to line spacing فاصله سطور
line to line voltage ولتاژ بین دو خط
line to line voltage ولتاژ زنجیر شده
line خط صف
o o line خط دیدبانی سپاه
o o line خط تقسیم دیدبانی
line out با خط علامت گذاشتن
line out قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
line طناب خط
all along the line درامتدادهمه خط
all along the line در همه جا
along line در امتداد خطوط
along line در خط
necessary line خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
line up <idiom> سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
old line دارای قدرت در اثر ارشدیت ارشد
old line محافظه کار
line صفی در خط
line حدود رویه
line up <idiom> به صف کردن
line up <idiom> به درستی میزان کردن
on the line هواپیمای اماده پرواز
line خط زدن
down the line <idiom> درآینده
line نسب
line رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line جبهه جنگ
line سیم
line در سمت
on line help کمک مستقیم
line by line سطر به سطر
line لوله منفردی در سیستم سیالات
line جاده
line طناب سیم
line رسن
line ریسمان
line رشته بند
line ردیف
line سطر
line : خط
line-up به ترتیب ایستادن
to come in to line موافقت کردن
to come in to line در صف امدن
below the line درامد یا هزینه غیر مترقبه
line دهنه
mean line خط میان
line خط
line پوشاندن
line استرکردن
line ترازکردن
line اراستن
line بخط کردن
line خط دار کردن
line خط انداختن در
line : خط کشیدن
in line شمشیر در وضع حمله
in line همراستا
line لجام
the line صف
out of line <idiom> ناصحیح
line up به خط شدن
line of d. حد فاصل
on line درون خطی
on line مورداستعمال
by-line کار یاشغل اضافی وزائد
by-line خط فرعی راه اهن
by-line خط دوم یافرعی
Are you still on the line? خط را قطع نکردی؟
by line کار یاشغل اضافی وزائد
out of line خارج از خط جبهه
by line خط دوم یافرعی
off line وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
off line برون خطی
Which line goes to ... ? کدام خط به ... میرود؟
line up به ترتیب ایستادن
on line مستقیم
line up ردیف ایستادن تیم
line of d. مرز
out of line جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند
off line منفصل
on line متصل
off line قطع
off line غیر متصل
Which line goes to ... ? کدام خط راه آهن به ... میرود؟
on line داخل رده
on line در خط
line لاین
line محصول
line-up به خط شدن
down the line ضربه از کنار زمین
line رشته
line-up ردیف ایستادن تیم
by line خط فرعی راه اهن
line شعبه
in line <idiom> با محدودیت متداول
down line بار کردن پایین خطی
line اتصال فیزیکی به ارسال داده
Are you still on the line? هنوز پشت تلفن هستی؟
line طرز
marriage line عقدنامه سند ازدواج
lubber's line نشانگر سینه
lumber's line خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
lyman line خط لیمان
lumber's line خط سینه ناو
marline or line طناب کوچک دولا
mach line موج ضربهای ضعیف
lubber line خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
lubber line خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
load line خط بار
load line خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
possibilities line خط بودجه
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
possibilities line خط امکانات
percolation line خط نفوذ
penny a line ارزان نویس بی مایه
penny a line پست
penny a line ارزان
local line خط محلی
phase line خط خیز
peaked line خط پاره پاره
peaked line خط چین
loop line دوراهی
pass a line رد کردن طناب
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
mason's line ریسمان کار
phase line خط مبداء حرکت جنگی
non switched line خط گزینه نشده
no fire line خط منع اتش توپخانه
no fire line خط منع اتش
night line ریسمان ماهی گیری شبانه
new line character دخشه تعویض سطر
neutral line خط بی اثر
pitch line مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
out line font فونت متغیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com