Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
linear scale
مقیاس خطی
linear scale
مقیاس خطی نقشه
linear scale
درجه بندی خطی
Other Matches
linear system
[system of linear equations]
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
linear
روش شکستن ریاضی مشکل به طوری که دو قسمت باکامیوتر قابل حل باشد
linear
لیستی که فضای خالی برای رکورد جدید در ساختارش ندارد
linear
خطی
linear
طولی
linear
دراز
linear
باریک کشیده
linear
برنامه کامپیوتری که حلقه یا جهشی ندارد
linear
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا به جواب برسد.
linear combination
ترکیب خطی
linear code
برنامه بدون حلقه
linear code
رمز خطی
linear circuit
مدار خطی
linear array
ارایه خطی
linear accelerator
شتاب دهنده خطی
linear accelerator
شتابده خطی الکترون
linear acceleration
شتاب خطی
linear mapping
نگاشت خطی
[ریاضی]
linear list
لیست خطی
linear measure
مقیاس طولی
linear metre
متر طولی
linear amplifier
تعویض کننده خطی
linear correlation
همبستگی خطی
linear deformation
تغییر شکل خطی
linear distance
خط هوایی
linear equation
معادله خطی
linear function
تابع خطی
linear algebra
جبر خطی
[ریاضی]
linear map
نگاشت خطی
[ریاضی]
linear detector
اشکارساز خطی
linear transformation
نگاشت خطی
[ریاضی]
linear function
نگاشت خطی
[ریاضی]
linear combination
ترکیب خطی
[ریاضی]
linear independence
استقلال خطی
[ریاضی]
linear metre
متر کرباسی
linear target
هدفهای درخط
linear perspective
پروژکتور دارای عدسی مخطط
linear relationship
رابطه خطی
linear regression
برگشت خطی
linear rectifier
یکسوکننده خطی
linear programming
برنامه نویسی خطی
linear programming
برنامه ریزی خطی
linear programming
برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
linear probing
کاوش خطی
linear search
جستجوی خطی
linear shaped
خرج خطی
linear target
هدفهای خطی
linear structure
ساختار خطی
linear strain
تغییر شکل نسبی خطی
linear speed
سرعت خطی
linear speed
روش محاسبه سبقت به طریقه خطی سبقت خطی هدف
linear sheaf
مروحه در خط
linear sheaf
مروحه خطی
linear shaped
خرج در خط
linear portion
شاخه خطی
linear portion
قسمت خطی
linear molecule
مولکول خطی
linear approximation
تقریب خطی
[ریاضی]
linear space
فضای برداری
[ریاضی]
linear space
فضای خطی
[ریاضی]
linear momentum
نیروی ضربه که برابراست باحاصلضرب جرم در سرعت خطی
linear momentum
اندازه حرکت
linear perspective
نمای خطی
linear polymer
بسپار خطی
linear equations
معادلههای خطی
linear optimization
بهینه سازی خطی
linear movement
حرکت خطی
system of linear equations
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
linear or long measure
اندازه یا مقیاس در درازا
linear polarized light
نور قطبیده مسطح
quasi linear equation
معادله شبه خطی
linear combination of atomic orbitals
ترکیب خطی اوربیتالهای اتمی
linear homogenous production function
تابع تولید خطی همگن
to scale down
پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
t scale
مقیاس T
scale
کمتریا افزایش نسبت
f scale
مقیاس اف
scale value
ارزش مقیاسی
scale up
افزایش مقیاس
scale up
افزایش به نسبت ثابت
scale up
افزایش
scale down
کاهش مقیاس
scale down
به نسبت ثابت
scale down
کاهش
scale down
کاهش تدریجی
m f scale
مقیاس نرینگی- مادینگی
to scale up or down
مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
scale
ن
scale
قطعه
scale
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
scale
مشابه 8865
scale
نرخ دو مقدار
scale
مقیاس گذاشتن
scale
دسته بندی
scale
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
k scale
مقیاس ک
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
scale
مقیاس کردن
scale
حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale
درجه
scale
خطکش
scale
طبلک درجه
scale
طبله
scale
میزان مقیاس درجه
scale
شاخص
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale
جدول
scale
ترازو
scale
قپان
scale
مقیاس نقشه
scale
درجه بندی
z scale
مقیاس " زی "
x scale
مقیاس طولی عکس
x scale
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
scale
مقیاس
two scale
دو مقیاسی
two scale
دودویی
y scale
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
scale of weights
جدول وزنهایی که اسب مسابقه باید تحمل کند
stanine scale
مقیاس نه بخشی
to turn the scale
قطعی بودن
spectral scale
مقیاس طیفی
tonal scale
مقیاس صوتی
scale of preferences
مقیاس برتریها
site scale
دستگاه تراز توپ
site scale
طبله تراز
splash scale
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
sight scale
مقیاس نشانه روی
transverse scale
مقیاس عرضی
scale of production
مقیاس تولید
point scale
مقیاس امتیازی
scale of project
اندازه طرح
scale of project
وسعت طرح
vertical scale
عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
windage scale
مقیاس تغییر سمت
swan scale
تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
to turn the scale
قاطع بودن
ordinal scale
مقیاس ترتیبی
numerical scale
مقیاس شماره بندی شده
numerical scale
مقیاس عددی
nominal scale
مقیاس
nominal scale
شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
nominal scale
مقیاس اسمی
needle scale
حرکت تعادلی روی یک پا
micrometer scale
طبله اعدادجزیی مقیاس اعداد جزیی
to sink in the scale
پایین رفتن
percentile scale
مقیاس صدکی
photographic scale
مقیاس عکاسی
temperature scale
مقیاس دما
the scale preponderates
کفه ترازو پایین میرود
to scale awall
بالارفتن ازدیوار
to sink in the scale
در مقام تنزل کردن
sight scale
طبله نشانه روی
plotting scale
خط کش مسافت یاب
plotting scale
خط کش مختصات
plateform scale
قپان سکوب دار
micrometer scale
طبله میکرومتر
scale of preferences
مقیاس رجحانها
scale board
تخته نازک
precision scale
مقیاس دقیق
Richter Scale
میزان ریشتر
Richter Scale
درجهی ریشتر
altitude scale
ارتفاعدیجیتالی
belly scale
شکمصاف
Celsius scale
درجهیسیلیوس
depth scale
مقیاسعمیق
distance scale
مقیاسمسافت
product scale
مقیاس فراورده
psychological scale
مقیاس روانی
aperture scale
دهانهمقیاسدرجه
scale armor
زره پولک دار
return to scale
بازده نسبت به مقیاس
reasonable scale
مخارج متعارفه
ration scale
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
ration scale
مقیاس نسبتی
rating scale
مقیاس درجه بندی
range scale
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
range scale
طبله مسافت
graduated scale
ترازویدرجهدار
height scale
پایهارتفاع
on a grand scale
<adv.>
در مقیاس بزرگ
scale factor
مقیاس گذاری
scale factor
پیمایش
scale factor
ضریب اندازه
latitude scale
مقیاسجغرافیایی
scale factor
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
scale factor
ضریب مقیاس
on a grand scale
<adv.>
به مقدار زیاد
exposure scale
جدول پرتوگیری
[عکاسی]
kitchen scale
ترازویآشپزخانه
windage scale
مقیاس تصحیح سمت دستگاه درجه
letter scale
مقیاسنامهها
scale leaf
برگقطعهای
tempo scale
میزانتمپو
transfer scale
پایهانتقال
vernier scale
قالبنمایش
At the rate of . On a scale of .
به میزان
scale of balance
کپه
fahrenheit scale
مقیاس فارنهایت
cumulative scale
مقیاس تراکمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com