English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 148 (5 milliseconds)
English Persian
lines of longitude خطوططولجغرافیایی
Other Matches
longitude طول جغرافیایی
longitude طول جغرافیائی
longitude طول
longitude درازا
Longitude and latitude. طول وعرض جغرافیایی
geographical longitude طول جغرافیائی
geographical longitude طول جغرافیایی
line of longitude نصف النهار
apparent celestial longitude سست
lines شعبه
lines محصول
lines لاین
lines طرز
lines حدود رویه
lines اتصال فیزیکی به ارسال داده
outside lines خطوط حمله
lines طناب سیم
by-lines کار یاشغل اضافی وزائد
by-lines خط فرعی راه اهن
by-lines خط دوم یافرعی
lines خط زدن
lines نسب
lines رشته
lines بخط کردن
lines خط دار کردن
lines خط انداختن در
lines : خط کشیدن
lines لجام
lines دهنه
lines جاده
lines رسن
lines ریسمان
lines : خط
lines رشته بند
lines ردیف
lines سطر
lines اراستن
lines ترازکردن
lines جبهه جنگ
lines لوله منفردی در سیستم سیالات
lines در سمت
lines پوشاندن
lines صفی در خط
lines سیم
lines خط صف
lines طناب خط
lines استرکردن
lines رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
lines خط
flow lines خطوط جریان
lines of force خطوط قوا
lines man سرباز صف
lines of communication خطوط مواصلاتی
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
flying lines لولههای متحرک
hard lines بدبختی
frapping lines طناب تعادل کمکی ناو
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
front lines خط مقدم جبهه
front lines خطوط مقدم
front lines خطوط جلو جبهه
ghost lines نوارهای فسفردار
grid lines خطوط شبکه
guide lines دستورالعملها
guide lines خط مشیها
hard lines سختی
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
lines of force خطوط نیرو
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
hot lines تلفن قرمز
hot lines خط تلفنی بیست و چهار ساعته
fuel lines خطوطسوخت
lines of latitude خطوطعرضجغرافیایی
suspension lines خطوطآویزان
read between the lines <idiom> پیدا کردن مفهوم ضمنی
curvature lines خطوط منحنی
curvature lines خطوط مدور
lazy lines سفیدک [رشته تارهای نخ پود که در پشت فرش آزاد بوده و جزء گره قرار نگرفته اند.]
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
two parallel lines دو خط موازی
to read between the lines معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
symmetry lines خطوط تقارن
load lines علایم بارگیری
marriage lines گواهی نامه عروسی
open lines خطوط باز شطرنج
papillary lines خطهای برجسته انگشتها
passage of lines عبور از خط
passage of lines عبور کردن ازخط یک یکان دیگر
retrace lines خطهای بازگشتی
return lines خطهای بازگشتی
side lines محوطه بیرون از خط کناری
spectral lines خطوط طیفی
stream lines خطوط جریان
striped lines خطوط راه راه [همچون نقش محرمات]
picket lines خط دستکها
plumb lines خط قائم
branch lines خط فرعی
branch lines شاخه
power lines خط جریان قوی
party lines خط خصوصی تلفن
party lines خط مشترک
party lines خط دستهای
clothes lines ضبه زدن و انداختن حریف
main lines نهر اصلی
main lines نهر مادر
main lines کانال اصلی
plumb lines ریسمان شاغول
plumb lines خط عمودی
plumb lines شاقول
picket lines خط پرچین
picket lines خط نرده ها
picket lines صف کارگران اعتصابی
production lines خط تولید
assembly lines تیمار خط
assembly lines دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines خط مونتاژ
assembly lines خط کلی
assembly lines خط تولید
party lines مرز مشترک
main lines خط اصلی
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
contour lines خطوط میزان منحنی
contour lines منحنی تراز
contour lines خط هم ارتفاع
cotidal lines خطوط هم مد
cotidal lines خطوط مدیکسان
dark lines خطوط تاریک
dedicated lines خطوط اختصاصی
drawing lines خط کشی
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
extension lines خطوط دنباله
buttock lines نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
punch-lines لب مطلب
punch-lines جمله اساسی واصلی
absorption lines طیف جذبی
absorption lines خطوط دراشامی
active lines خطهای فعال
adjacent lines خطهای مجاور
balmer lines خطوط بالمر
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
equal cost lines خطوط هزینه برابر
emission spectrum lines خطوط نشری
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
chisel marking fine lines پرداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com