English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
load line خط بار
load line خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
Other Matches
line by line analysis تجزیه سطر به سطر
line by line milling فرز کردن سطر به سطر
line to line fault تماس خطوط
line to line fault اتصال کوتاه بین دو فاز
line by line milling فرز کردن سطری
line to line voltage ولتاژ بین دو خط
line to line fault اتصال کوتاه دوقطبی
line to line fault اتصال کوتاه خط به خط
line to line voltage ولتاژ زنجیر شده
line to line spacing فاصله سطور
load برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
off load انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
load فرفیت بارگیری
load فرفیت
load بار فشار
load شارژ کردن
able to take a load <adj.> بار پذیر
load برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
load کاری که باید انجام شود
load قرار دادن دیسک یا نوار در کامپیوتر تا اجرا شود
useful load بار مفید
useful load فرفیت مفید
load انتقال فایل یا برنامه از دیسک یا نوار به حافظه اصلی
load فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
load استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
load فشنگ
load نیرو
load بار گیری شدن
load بارزدن
load تفنگ یا سلاحی را پرکردن
load بار خارجی
load بار داشتن
load ذخیره گذاری کردن
load خرج گذاری کردن
load بار کردن
load پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load بارمهمات هواپیما
load بارگیری مهمات
load گذاشتن
load سنگین کردن
load گرانبارکردن
load فشنگ گذاری
load محموله
load بارگیری کردن
load بار زدن
load بار
load کوله بار
load فشار مسئولیت
load بارالکتریکی
load عمل پرکردن تفنگ باگلوله
load بار کردن پر کردن
load خشاب
load and go بار کنش و اجراء
to load off خالی کردن
load عملکردماشین یا دستگاه
load and go بارکنش و اجرا
get a load of <idiom> دیدن چیزی
load فیلم
to load off بار اندازی کردن
load بار کردن داده ترتیبی در محلهای نامتمادی حافظه
over load اضافه بار
load platform سکویبار
suspensed load بار اویخته
eccentricity of the load خروج از مرکزیت بار
load factor ضریب بار خارجی
balanced load بار خارجی متعادل
load factor ضریب بار
load chain زنجیر بار
fluctuating load بار متناوب
load diagram دیاگرام بار
load control تنظیم با بار خارجی
axial load بار محوری
load distribution توزیع بار
load curve خم بار خارجی
application of load کاربرد بار
application of load فرود بار کاربرد نیرو
load curve منحنی بار
load curve منحنی مشخصه بار
load diagram نمودار بار
area load بار سطحی
load current جریان بار
auto load خود بارکن
load current جریان بار خارجی
load distribution تقسیم بار
load regulator نافم بار
working load بار کاربردی
black load سرب سیاه
load manifest فهرست بار
load manifest لیست بارها
load module پیمانه بارشو
load module یک برنامه کامپیوتر به شکلی که میتواند فورا" توسط کامپیوتر اجرا شود
load module واحدبارشو
working load بار مجاز
work load مقدار کار در واحد زمان
breaking load بار گسیختگی
work load فرفیت کار
work load مقدارکاری که یک کارگر در زمان معین انجام میدهد
sustained load بار طویل المدت
load lines علایم بارگیری
bed load بار متحرک بستر
load factor ضریب نیرو
load factor ضریب بارگیری
load function تابع بار
load guage قپان
load key کلید بارکنش
load limit حد بار
load limit اندازه بار
basic load بار مبنا
breaking load حداکثر تحمل بار
basic load بار مبنای مهمات یا وسایل
bed load بار کف
work load حجم کار
load voltage ولتاژ بار
dynamic load بار دینامی
to strain under a load درزحمت بودن بواسطه حمل یک بار
crane load بارجرثقیل
to relieve one of a load باراز دوش کسی برداشتن
dynamic load بار جنبشی
travelling load بار متحرک
mission load بار مبنای عملیاتی
tax load بار مالیات
costant load بار ثابت
costant load بار دائمی
lodestaror load ستاره قطبی
load test ازمایش با بار خارجی
load test ازمون بار گذاری
load test ازمایش بار
load time زمان بارکردن
load variation نوسان بار
load variation تغییر بار
total load بار کل
torsional load بار پیچشی
diurnal load بار روزانه
distributed load نیرویی که به یک نقطه اثرنمیکند بلکه مانند نیروی هوا روی یک سطح بریک خط یا یک سطح وارد میشود
dead load پایه پل
tensile load بار کششی
tension load بار کششی
design load حداکثر بار یا نیرویی که اجزاء سازهای توانایی ان را دارند
deck load وسایل روی پل کشتی
deck load فرفیت عرشه
design load بارمبنای محاسبه
maximum load بار حداکثر
maximum load بار گذاری حداکثر
direct load بارگذاری مستقیم
mission load اماد عملیاتی
distributed load گسترده بار
dead load شاسی اتومبیل
dead load وزن ثابت و متعلقات ان
dead load بار ازمایشی
dead load بار مرده
dead load بار ساکن
dead load همیشه بار
dead load بارمرده
dead load بار دائم
testing load بار ازمون
load tension ولتاژ بار
tail load بار دم
wartime load بار مبنای ناو
testing load بار ازمایش
load balance تعادل بار
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
capacity load بار مظروف
capacity load حداکثر فرفیت بارگیری ناو
variable load بار متغیر
load regulator رگولاتور بار تنظیم کننده بار
wartime load بار جنگی ناو
dynamic load بار پویا
load point شروع بخش ضبط کردن در نوار مغناطیسی
work load کاربار
wind load بار باد
wind load سربار ناشی از اثرات باد
wheel load فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
buckling load بار کمانش
load of an ass بار خر
earth load رانش خاک
untimate load بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
central load بار مرکزی
connected load بار متصل شده
connected load توان اتصال
type load نوع مهمات هواپیما
type load نوع بار مهمات
load reversal دوره بارگذاری متناوب
load sharing شراکت در بارگذاری
load spread انتشار نیرو
load spreader بار پخش کن هواپیما
connected load بار خارجی متصل
condensive load بار فشرده
concentrated load بار متمرکز
central load نیروی وارد به مرکز
unit load واحد بار
unbalanced load بار خارجی نامتوازن
combat load بار رزمی هواپیما
combat load بارجنگی کامل هواپیما
load resistance مقاومت بار
ultimate load بار نهایی
ultimate load بار گسیختگی
load switch کلید بار
alternating load بار متناوب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com