English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
load manifest فهرست بار
load manifest لیست بارها
Other Matches
manifest بازنمود کردن
manifest لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifest مانیفست فهرست بار کشتی
manifest مانیفیست
manifest افهار نامه
manifest need نیاز اشکار
it will manifest it self اشکار خواهد شد
it will manifest it self معلوم خواهد گشت
manifest قطعنامه لیست مسافرین
manifest فهرست بارها لیست وسایل
manifest بارنامه
manifest بارز
manifest اشکار اشکار ساختن
manifest معلوم کردن فاش کردن
manifest اشاره
manifest خبر اعلامیه
manifest بیانیه
manifest فاهر
manifest صورت بار اشکار
manifest نامه
manifest افهارنامه
ocean manifest بارنامه دریایی
ocean manifest بارنامه حمل کالای دریایی
cargo manifest افهارنامه شرح محموله کشتی
flight manifest بارنامه پرواز یا لیست مسافرین هواپیما
flight manifest بارنامه هواپیما
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
cargo manifest فهرست بار
supply manifest بارنامه امادی
supply manifest بارنامه اقلام تدارکاتی
manifest destiny سرنوشت ملی
manifest destiny لوازم قهری بسط وتوسعه نژادی
manifest dream content محتوای اشکار رویا
manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار
taylor manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار تیلور
get a load of <idiom> دیدن چیزی
load برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
able to take a load <adj.> بار پذیر
load فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
load کاری که باید انجام شود
load تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
load استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
load انتقال فایل یا برنامه از دیسک یا نوار به حافظه اصلی
load قرار دادن دیسک یا نوار در کامپیوتر تا اجرا شود
load and go بار کنش و اجراء
to load off بار اندازی کردن
to load off خالی کردن
load محموله
useful load بار مفید
useful load فرفیت مفید
off load انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
over load اضافه بار
load and go بارکنش و اجرا
load بار
load تفنگ یا سلاحی را پرکردن
load بار خارجی
load بار داشتن
load نیرو
load ذخیره گذاری کردن
load خرج گذاری کردن
load بار کردن
load بارزدن
load بار گیری شدن
load گذاشتن
load کوله بار
load فشار مسئولیت
load بارالکتریکی
load عمل پرکردن تفنگ باگلوله
load عملکردماشین یا دستگاه
load گرانبارکردن
load سنگین کردن
load فیلم
load بار کردن پر کردن
load پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load بارگیری کردن
load فشنگ گذاری
load بار زدن
load فشنگ
load شارژ کردن
load خشاب
load بار فشار
load فرفیت
load فرفیت بارگیری
load بار کردن داده ترتیبی در محلهای نامتمادی حافظه
load بارگیری مهمات
load برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
load بارمهمات هواپیما
non inductive load بار خارجی ناخودالقا
travelling load بار متحرک
mission load بار مبنای عملیاتی
mission load اماد عملیاتی
no load condition حالت بی باری
off centre load بار خارج از مرکز
peak load بار قلهای
on load speed سرعت بار
pay load فرفیت ترابری
pay load اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
pay load فرفیت مفید وسیله نقلیه
non reactive load بار خارجی ناخودالقا
nominal load بار اسمی
nominal load بار خارجی اسمی
no load voltage ولتاژ بی باری
peak load بحبوحه مصرف
no load torque گشتاور پیچشی بی باری
no load switching سوئیچینگ بی باری
pay load بارمفید
no load speed سرعت بی باری
no load loss تلف یا تلفات بی باری
no load current جریان بی باری
maximum load بار گذاری حداکثر
maximum load بار حداکثر
load regulator نافم بار
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
load point نقطه بار
load point شروع بخش ضبط کردن در نوار مغناطیسی
load of an ass خروار
load of an ass بار خر
load module واحدبارشو
load module یک برنامه کامپیوتر به شکلی که میتواند فورا" توسط کامپیوتر اجرا شود
load module پیمانه بارشو
load lines علایم بارگیری
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
load line خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
load regulator رگولاتور بار تنظیم کننده بار
load resistance مقاومت بار
load reversal دوره بارگذاری متناوب
lodestaror load ستاره راهنما راهنما
lodestaror load ستاره قطبی
load variation تغییر بار
load variation نوسان بار
load time زمان بارکردن
load test ازمایش بار
load test ازمون بار گذاری
load test ازمایش با بار خارجی
load voltage ولتاژ بار
load tension ولتاژ بار
load switch کلید بار
load spreader بار پخش کن هواپیما
load spread انتشار نیرو
load sharing شراکت در بارگذاری
load line خط بار
peak load بار خارجی بیشینه
unit load واحد بار
unbalanced load بار خارجی نامتوازن
ultimate load بار نهایی
ultimate load بار گسیختگی
type load نوع مهمات هواپیما
type load نوع بار مهمات
total load بار کل
torsional load بار پیچشی
to strain under a load درزحمت بودن بواسطه حمل یک بار
to relieve one of a load باراز دوش کسی برداشتن
testing load بار ازمون
testing load بار ازمایش
tension load بار کششی
tensile load بار کششی
tax load بار مالیات
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
untimate load بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
variable load بار متغیر
load-bearing دیوار باربر
Load the gun. تفنگ را پر از فشنگ کن
load platform سکویبار
working load بار کاربردی
working load بار مجاز
work load مقدار کار در واحد زمان
work load حجم کار
work load مقدارکاری که یک کارگر در زمان معین انجام میدهد
work load فرفیت کار
work load کاربار
wind load بار باد
wind load سربار ناشی از اثرات باد
wheel load فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
wartime load بار جنگی ناو
wartime load بار مبنای ناو
tail load بار دم
sustained load بار طویل المدت
suspensed load بار اویخته
pulsating load بار ضربهای
proof load بار ازمایشی
prescribed load بار مهمات مجاز
prescribed load بار مجاز
pre load بار اولیه
pre load پیش بار
pre load بار کردن مقدماتی
point load بار نقطهای
platform load بار کف دار
platform load بار سکودار
platform load بار اماده برای بارریزی هوایی
permissible load بار مجاز
permanent load بار دائمی
peak load بار پیک
peak load بار حداکثر
radial load بار عرضی
reactive load بار خارجی القایی
river load بار رود
suspended load بار معلق
suspended load مواد غوطه ور
steady load بار دائم
static load بار استاتیک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com