English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (10 milliseconds)
English Persian
loading rack سکوی بارگیری
Other Matches
rack up بازی کردن- حساب کردن
rack اشغال گیر
rack به هم بستن
rack چهارنعل کوتاه
rack شکنجه کردن
rack خون مستاجررا در شیشه کردن
rack چارچوب
rack میله رنده
rack سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
rack فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
rack آویز فرش [قالبی فلزی که در فروشگاه جهت آویزان کردن فرش و نمایش آن بکار می رود.]
on the rack درشکنجه
on the rack درفشار
rack قطاع دندانه دار
rack میله دندانه دار
rack طاقچه مقر
rack چنگک جا لباسی
rack بار بند
rack نوعی الت شکنجه مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز
rack شکنجه
rack چرخ دنده دار
rack عذاب دادن
rack رنج بردن
rack بشدت کشیدن
rack دندانه دار کردن
rack قفسه مهمات و وسایل
rack ردیف
rack جاکلاهی
rack توری مشبک اشغال گیر
rack طاقچه
rack روی چنگک گذاردن لباس و غیره
rack قفسه
card rack جای کارت
rack rent اجازه تمام سال
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
burning rack قاب باتری
spool rack جاقرقره
bottle rack جا بطری
rack rent اجازه گزاف بستن بر
rack control نوعی کنترل پروازی غیر دستی
rack and pinion میله دندانه دار و چرخ دندانه کوچک
plate rack جایی که بشقاب هامی گذارندخشک شود
paper rack جاکاغذی
rack railway راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب
cuvette rack جاکووتی
hay rack جای یونجه
hay rack علف دان
muck rack کسی که عادتا" می خواهدکارمندان خدمات عمومی و یاجمیع مردم را به رشوه خواری و فساد و خلافکاری متهم کند
ready rack قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
equipment rack پایهوسایل
card rack طاقچه کارت
stamp rack مهرچرخدندهدار
roof-rack باربنداتومبیل
toast rack شیارهایجداکنندهتوستر
go to rack and ruin <idiom> نتیجه بد حاصل کردن
rack one's brains <idiom> سخت فکر کردن یاچیزی را بخاطر آوردن
rack one's brains <idiom> به مغز خود فشار آوردن
spice rack قفسه ادویه
shoe rack چنگککفش
to go to rack and ruin نابودشدن
pipe rack چنگکپیپ
luggage rack جایچمدان
shelving rack قفسه
coat rack محلآویزکت
trash rack اشغالگیر
to rack rent حداکثر اجاره رابر ملکی بستن
test tube rack جای لوله ازمایش
rack type cutter شانه رنده
rack type cutter اسکنه نوع شانهای
print drying rack میلهرنگیخشکشونده
pipet tray rack جا پی پتی
self loading پرشونده خودکار
self loading فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
loading بارکنش
loading خرج گذاری کردن سلاح
loading بار گذاری
loading فرفیت
loading عمل انتقال فایل یا برنامه از دیسک به حافظه
loading فرفیت بارگیری
loading بارگیری مهمات درهواپیما
loading بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
loading بارگیری
loading بار محموله
loading امیختن موادخارجی به شراب
loading بار
loading بارگذاری
loading پر کردن سلاح
breech loading ته پر
breech loading پر کردن تفنگ از ته
rail loading سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
bulk loading بارگیری مخزن به طور یک جا
bulk loading بارگیری در مخازن
bill of loading جواز کشتی
rate of loading میزان بارگذاری
cease loading پر نکنید
cross loading سر شکن کردن بارها
commodity loading بارگیری کالاهای مختلف
commercial loading بارگیری کالای تجارتی
commercial loading بارگیری تجارتی
point of loading نقطه بارگیری
pre loading بارگیری اولیه
preload loading بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
combat loading بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
cease loading گلوله را پرنکنید
bill of loading بارنامه کشتی
base loading بار اولیه
Loading and unloading. بارگیری وتخلیه
wing loading وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
loading door فشاردر
loading dock بارگیریبارانداز
loading bunker بارگیریانبارزغال
loading area قسمتلودینگ
loading facilities وسایل بارگیری
loading apron نوار بارگیری
wing loading نسبت وزن کل به مساحت یال
up line loading انتقال یک کپی از یک برنامه
unit loading بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
truck loading سربار کامیون
transverse loading بارگذاری روی پایه
tactical loading بارگیری رزمی یا جنگی
base loading بارگیری انجام شده در پایگاه
separate loading مهمات مجزا
separate loading مجزا پرشونده
The ship is loading. کشتی درحال بارگیری است
frequency loading بارگیری فرکانسی
endurance loading بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
loading capacity فرفیت
loading chart طرح بارگیری هواپیما
loading chart جدول بارگیری
emergency loading بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
loading diagram دیاگرام بارگیری
loading duration مدت بار گذاری
cycles of loading دورههای بار
loading for contingencies کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
dynamic loading بارگذاری جنبشی
loading capacity بار گیری
loading bucket سطل بارگیری
factor loading وزن عاملی
diffraction loading منتجه نیروهای وارد بیک شیئی
density of loading تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
diffraction loading منتجه فشار
horizontal loading کولاس افقی
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
indirect loading بارگذاری غیرمستقیم
lane loading سربار خط عبوری
frequency loading بارکنش فرکانسی
loading bridge پل بارگیری
drift loading دهانه
loading list لیست بارگیری خودرو
loading coil پیچک بار افزای
loading space فضای قابل بارگیری
loading speed سرعت بار گذاری
loading station ایستگاه بارگیری
loading table جدول بارگیری
loading time زمان بارگیری
loading tray سینی پر کن گلوله
magnetic loading بارگیری مغناطیسی
direct loading مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
emergency loading بارگذاری فوق العاده
muzzle loading سر پر
loading site محل بارگیری
loading site سکوی بارگیری
loading scale مقیاس بارگیری
drag loading نتیجه کشش بادیا موج انفجار
drag loading فشار کششی
loading plan طرح بارگیری خودرو
loading point نقطه بارگیری
loading point نقطه سوارشدن
cross loading مخلوط کردن بارها
loading ramp راهروی شیب دار بارگیری
loading routine روال بارکننده
disc loading نسبت وزن هلیکوپتر به مساحت دیسک رتوراصلی
cross loading تقسیم بارهای هواپیما
muzzle-loading cannon بارگیریلولهتوپ
container-loading bridge پلورودبستههابهکشتی
ammunition loading line صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
manpower loading chart نمودار تخصیص نیروی انسانی
bow loading door درخمشدهمخصوصبار
volumetric loading/density خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
strength under tangential loading مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
ammunition loading line خط بارگیری مهمات
block stowage loading بارگیری وسایل هم مقصد دریک قسمت از وسیله ترابری
loading on alternate spans حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
loading participation in profits هزینههای مشارکت در سود
deflection under long term loading خیز ریز بار طویل المدت
multiple loading operating system سیستم عامل بارکننده چندتایی
cross section of a muzzle-loading cannon قسمتموربدهانهتوپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com