English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (4 milliseconds)
English Persian
loads بار
loads کوله بار
loads فشار مسئولیت
loads بارالکتریکی
loads عمل پرکردن تفنگ باگلوله
loads عملکردماشین یا دستگاه
loads بار کردن پر کردن
loads گرانبارکردن
loads سنگین کردن
loads فیلم
loads گذاشتن
loads بار گیری شدن
loads بارزدن
loads تفنگ یا سلاحی را پرکردن
loads بار خارجی
loads بار داشتن
loads نیرو
loads ذخیره گذاری کردن
loads خرج گذاری کردن
loads بار کردن
loads پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
loads بارمهمات هواپیما
loads بارگیری مهمات
loads خشاب
loads بار زدن
loads بارگیری کردن
loads محموله
loads فشنگ
loads فشنگ گذاری
loads شارژ کردن
loads بار فشار
loads فرفیت
loads فرفیت بارگیری
loads بار کردن داده ترتیبی در محلهای نامتمادی حافظه
loads برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
loads برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
loads استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
loads انتقال فایل یا برنامه از دیسک یا نوار به حافظه اصلی
loads قرار دادن دیسک یا نوار در کامپیوتر تا اجرا شود
loads کاری که باید انجام شود
loads فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
Other Matches
moving loads بارهای متحرک
seismic loads سربارهای زلزله
safe loads tables جداول بارهای مجاز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com