Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
local variable
متغیر محلی
Other Matches
local
وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
local
مربوط به سیستم با دستیابی محدود
local
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
local
egdirBای که دو شبکه محلی را به هم وصل میکند
local
آنچه با CPU کار نمیکند ولی به عنوان ترمینال مستقل کار میکند
local
وضعیت عملیات ترمینال کامپیوتر که پیامی دریافت نمیکند
local
متغیری که توسط توابع خاصی در بخش خاصی از برنامه کامپیوتر قابل دستیابی است
local
<adj.>
ناحیه ای
local
<adj.>
مکانی
local
<adj.>
منطقه ای
local
<adj.>
بخشی
local
<adj.>
موضعی
local
<adj.>
محلی
local
دیسک درایویی که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است به جای اینکه منبع از طریق شبکه وصل باشد
local
اتصال مستقیم یا باس بین یک وسیله و پردازنده بدون هیچگونه مدار منط قی یا بافر یا رمزگشا در بین
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
موضعی
local
محدود بیک محل
local
مکانی موضعی
local
محلی
local
لاخی
local
لاخ
local
مکانی شهری
local
انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
local
MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
local
داخلی اخبار محلی
local
موضوعی
local government
حاکم محلی
local national
اهل محل
local currents
جریانهای فوکو
local group
گروه محلی
local government
استانداری
local intelligence
هوش محلی
local investigation
تحقیق محلی
local line
خط محلی
local loop
حلقه محلی
local mode
باب محلی
local network
شبکه محلی
local norm
هنجار محلی
local option
اختیار تعیین محل معینی
local option
اختیار تعیین چیزی درمحل
local government
حکومت محلی
local file
فایل محلی
local anasthesia
سر سازی
local anasthesia
بیهوشی موضعی
local action
تخلیه موضعی باتری
local authority
مرجع صلاحیتدار محلی
local center
مرکز محلی
local circuit
مدار محلی
local color
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
local currency
پول محلی
local currency
پول داخلی
local custom
عرف بلد
local custom
عرف محل
local deformation
تغییر شکل موضعی
local echo
پژواک محلی
local enquiry
بازجویی محلی
local exchange
ردوبدل کننده محلی
local authority
انجمن محلی
local paper
روزنامه محلی
local national
سکنه محلی
local terminal
پایانه محلی
local terminal
ترمینال محلی
local theory
نظریه اختصاصی
local time
وقت محلی
local time
زمان محلی
local colour
نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
local traffic
رفت و امد محلی
local usage
عرف و عادت محل
local velocity
سرعت موضعی
local vertical
قائم محلی
local warning
اعلام خطر محلی
local warning
سیستم اعلام خطر محلی
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
local station
ایستگاهکانونی
local oscillator
اوسیلاتور موضعی
local subscriber
مشترک داخلی
local security
تامین محلی
local paraysis
فلج موضعی
local parole
زندانی که به قید ضمانت محلی ازاد میشود
local posts
پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی
local procurement
خرید محلی
local procurement
تدارک محلی فراورده محلی
local purchase
خرید محلی
local purchase
خرید از محل
local road
راه محلی
local subscriber
مشترک تلفنی محلی
local storage
انباره محلی
local store
ذخیره محلی
local area network
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
local area network
و توسط کابل بهم وصل می شوند. مقایسه شود با WAN
local area network
شبکه محلی
local area network
شبکه کوتاه پوشش
local area network
شبکه ناحیه محلی
local apparent noon
فهر شرعی
local group of galaxies
کهکشانهای گروه محلی
local hour angle
زاویه ساعتی محلی
local building inspector
پلیس ساختمان
suburban or local railway
راه اهن ناحیهای
local trade customs
عرف تجارتی محل
asymmetric local deformation
تغییر شکل موضعی بی تقارن
local area network
شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
Change at London and get a local train.
در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
variable name
نام متغیر
variable
تغییرپذیر
variable
ناپایدار
variable
کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند
variable
شمارهای که فقط با توابف خاصی در بخش خاصی از برنامه قابل دستیابی است
variable
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variable
رکورد با هر طولی
variable
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variable
ثبات یا محل ذخیره سازی که میتواند هر عدد یا حروف داشته باشد و در حین اجرای برنامه تغییر کند
variable
آنچه قابل تغییر است
variable
تغییرکننده
variable
بی ثبات
variable
بی قرار
variable
تغییر پذیر
variable
متغیر
variable budget
بودجه متغیر
variable camber
سطوح هادی گاز به داخل توربین
variable capacitor
خازن گردان
variable capacitor
خازن متغیر
variable cost
هزینه متغیر
variable error
خطای متغیر
slack variable
متغیر بی اثر
slack variable
متغیر کمکی
stochastic variable
متغیر تصادفی
subscript variable
متغیر زیرنویس دار
suppressor variable
متغیر بازدارنده
switching variable
متغیر راه گزینی
treatment variable
متغیر تدبیری
two state variable
متغییر دو حالتی
variable address
نشانی متغییر
subscripted variable
عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
unrelated variable
متغیر غیر وابسته
string variable
متغیر رشته
variable factors
عوامل متغیر
variable factors
عوامل قابل تغییر تولید
variable format
با قالب متغییر
variable stroke
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
variable sweep
ایرفویلی که چنان لوله شده که میتوان زاویه سویپ ان راتغییر داد
variable symbol
نماد متغییر
variable terrain
زمین متغیر
variable terrain
زمین دوعارضه
variable time
زمان متغیر
variable time
ماسوره زمان متغیر ماسوره زم
variable of integration
متغیر انتگرال
[ریاضی]
independent variable
متغیر مستقل
[ریاضی]
dependent variable
متغیر وابسته
[ریاضی]
variable stator
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
variable stars
ستارگان متغیر
variable incidence
جسمی که بصورت لولایی نصب شده بطوریکه زاویه برخورد ان تغییر میکند
variable inductance
القاگری متغیر
variable inlet
ورودی متغیر موتور مکنده هوا
variable input
نهاده متغیر
variable input
داده متغیر
variable length
با درازای متغییر
variable load
بار متغیر
variable parameter
پارامتر متغییر
variable pitch
جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
variable point
با ممیز متغییر
variable ratio
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
variable recoil
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
variable slide
طول عقب نشینی متغیر
residual variable
متغیر باقیمانده
economic variable
متغیر اقتصادی
endogenous variable
متغیر درون زا
variable spark
جرقه تنظیم پذیر
dynamical variable
متغیر دینامیکی
dummy variable
متغیر ساختگی
dummy variable
متغیر تصنعی
distal variable
متغیر دوربرد
discrete variable
متغیر ناپیوسته
dependent variable
متغیر وابسته
dependent variable
متغیر تابع
dependant variable
متغیر وابسته
decision variable
متغیر تصمیم گیری
controlled variable
متغیر کنترل شده
control variable
متغیر کنترل شده
continuous variable
متغیر پیوسته
variable transformer
مبدل تنظیم پذیر
endogenous variable
متغیر داخلی
exogenous variable
متغیر برون زا
key variable
متغیر کلید
it is of variable length
طول ان تغییر میکند
it is of variable length
درازای ان متغیر
intervening variable
متغیر فرضی رابط
integer variable
متغیر صحیح
instrumental variable
متغیر ابزاری
induced variable
متغیر القائی
independent variable
متغیر مستقل
global variable
متغیر سراسری
external variable
متغیر خارجی
explanatory variable
متغیر مستقل
explanatory variable
متغیر توضیحی
experimental variable
متغیر ازمایشی
exogenous variable
متغیرخارجی
causal variable
متغیر سببی
boolean variable
متغیر بولی
nonbasic variable
متغیر غیر اساسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com