Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (8 milliseconds)
English
Persian
lock-up garage
صندوقامانات
Other Matches
garage
پهلوگرفتن در ترعه
garage
گاراژ
garage
توقفگاه
garage
در گاراژگذاردن
garage equipment
تجهیزات گاراژ
Where is the nearest garage
نزدیکترین تعمیرگاه کجاست؟
What is that strange contraption you've got in the garage?
آن دستگاه عجیب و غریب که تو در گاراژ داری چیست؟
He parked the car right in front of the garage.
درست جلوی گاراژ اتومبیل را پارک کرد
lock up
وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
to lock out
نگاه داشتن
to lock out
پشت در
to lock off
جدا کردن
lock away
درجای قفل شده نگه داشتن
lock up
حبس کردن
lock in
از بیرون در را روی کسی بستن
lock up
توقیف بازداشت کردن حبس کردن
lock up
حبس
lock up
بازداشتگاه
lock up
وضعیتی که در ان امکان انجام عمل دیگری نمیباشد
lock up
در محلی محصور کردن
lock up
زیر قفل نگه داشتن
lock out
حبس کردن تحریم کردن
lock out
قفل کردن
lock out
بسته شدن کارخانه
lock out
تعطیل کارخانه
lock out
درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
lock out
تحریم کردن مستخدمین رااز مزایای استخدامی محروم کردن
lock out
حبس کردن
lock on
قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
lock on
باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
lock up
<idiom>
اطمینال کامل از موفقیت
lock
قفل شدن
lock
قفل کردن
lock
مانع دستیابی به سیستم یا فایل شدن
lock
محکم نگهداشتن
lock
بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
lock
چفت
lock
قفل گلنگدن
lock
چفت شدن
lock
قفل شدن گیره دریچههای کانال ناو
lock
عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
lock
قفل
lock
همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
lock
قفل کردن بستن قفل
lock
راکدگذاردن
lock
سد متحرک
lock
چفت و بست مانع
lock
دسته پشم
lock
بغل گرفتن
lock
سدبالابر چشمه پل
lock
محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
lock
قفل چخماق تفنگ
lock
طره گیسو
to lock somebody
[yourself]
out
[of something]
در را روی
[خود]
کسی قفل کردن
[و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
time lock
گاه قفل
net lock
قفل چهارراه
putlog or lock
چوب بست
putlog or lock
تیر افقی
percussion lock
ماشه تفنگ
lock ring
حلقهقفل
lock washer
واشر پشت گیر
lock washer
واشر قفلی
net lock
سیم بند چهارراه
cycle lock
قفلدوچرخه
pollack or lock
یکجور ماهی روغن
putlog or lock
زیرتختهای
puzzle lock
قفل رمزی
column lock
قفلپایه
drawbar lock
قفلمیلهکشنده
equipment lock
قفلتجهیزات
key lock
قفلرمزی
lock dial
تنظیمقفل
lock rail
ریلقفلشده
lock switch
کلیدقفل
lock-chamber
منفذقفل
switch lock
دکمهقفل
swivel lock
قفلچرخان
tape lock
قفلنوار
canal lock
سرمتحرککانال
arm lock
قفلبازو
vapor lock
قطع کامل جریان سیال
retraction lock
وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
rim lock
سیم بند دو راه
rim lock
قفل دو راه
safety lock
قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety lock
ضامن اسلحه
safety lock
قفل ضامن
safety lock
چفت ضامن سلاح
scalp lock
کاکل
time lock
قفل ساعتی
two bolt lock
قفل دو زبانه
under lock and key
زیر قفل
tubular lock
قفلمیلهای
mortise lock
قفل و بست
dead lock
گیر کردن گیر
dead lock
مانع
die lock
گیره حدیده
door lock
قفل در
door lock
کلید خانه
door lock
قفل
double lock
دوبارکلیدگردانیدن در
elf lock
موی درهم برهم
elf lock
زلف ژولیده
elf lock
گیس جنی
firing lock
قفل اتش
flint lock
تفنگ
flint lock
چخماقی
dead lock
اشکال
dead lock
کوچه بن بست
combination lock
قفل حروفی
letter lock
قفل حروفی
advisory lock
قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
air lock
راهروی فشار
air lock
اطاقک فشارهواپیما
air lock
دریچه هوابند
ankle lock
فیتیله پیچ
bail lock
قفل قرقره ماهیگیری
check lock
ساعت امتحان کننده
check lock
مهره پشت گیر
control lock
وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
cylinder lock
قفل میلهای
dead lock
وقفه
goldie lock
فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
gust lock
قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
hydraulic lock
قفل هیدرولیکی
lock code
رمز قفل
lock spit
شیاری که مسیر راه را نشان میدهد
lock step
گیردار
lock nut
مهره پشت گیر
lock hospital
بیمارستان ناخوشیهای مقاربتی
lock nut
مهره قفلی
lock spring
قاب ساعت فنری
lock chain
زنجیربرای بستن چرخ
light lock
نوربند
light lock
درب نوربند
lock forward
هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
lock torque
قفل پیچش
lock step
غیر قابل انعطاف
ignition lock
قفل موتور
keep under lock and key
مهر و موم کردن
lock option
اختیار کاربرد قفل
lock step
محدود
outside hook and overan lock
لنگ تندر
lock emptying system
قفلسیستمتخلیه
num lock key
کلید Lock Num
caps lock key
کلید Lock Caps
side-tilt lock
قفلکنندهکناری
num lock key
کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد
To insert the key in the lock.
کلید را به قفل زدن
To lock horns with someone. To take issue with someone.
با کسی سر شاخ ( شاخ بشاخ ) شدن
air lock caisson
صندوقه تحت فشار
mortise dead lock
قفل داخل کار قفل داخل درب
mortise dead lock
قفل توکار
lock with wooden bolt
کلیدان
lock, stock, and barrel
با همه چیز
shift lock key
دکمهقفل
rip fence lock
قفلشکافنردهای
steering wheel lock
قفل غربالک
steering column lock
قفل فرمان اتومبیل
side wall of a lock
بدنه سد دریچهای
scroll lock key
کلید Lock Scroll
camera platform lock
محلقفلدوربینبهپایه
horizontal motion lock
دستهتنظیمافقی
laboratory air lock
آزمایشگاهحبسهوا
lift cord lock
قفلطناببالابر
lock in base tube
لامپ قفلی
Luer-Lock tip
لوئر
Luer-Lock tip
نوکلاک
blade tilting lock
قفلتیغهواژگون
lock filling opening
قفلبازکنندهمکش
lock filling intake
قفلمکش
external tooth lock washer
قفلواشوندهدندانهای
lock filling and emptying system
دستگاهتخلیهوپرکردن
interior door lock button
دکمهقفلدستگیرهداخلیدر
internal tooth lock washer
واشرداخلدندانهای
lock filling and emptying opening
قفلبازوبستهکردنوتخلیهوپرکردن
Be sure to lock ( shut , close ) the door .
مبادا در راباز بگذاری
The key stuck in the door lock .
کلید درقفل گیر کرد
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen
<proverb>
کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
lock the barn door after the horse is stolen
<idiom>
نوشدارو پس از مرگ سهراب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com