English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
locking device ابزار
Search result with all words
safety locking device قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
Other Matches
locking قفل شدنی
locking قفل
locking قفل شدگی
self locking قفل شونده بطور خود کار
wire locking بستن تعدادی مهره یا پیچ به یکدیگر توسط سیم ایمنی برای جلوگیری از شل شدن انها
locking pin پین مسدودکننده
locking mechanism مسدودکنندگی
locking bolt پیچ مسدودکننده
locking action اثر سدکنندگی
locking a disk قفل کردن یک دیسک
locking wire سیم بست
locking wire سیم ایمنی
locking screw پیچ پشت گیر
locking ring حلقهقفلکننده
locking lever سطحقفل
file locking قفل کردن فایل
locking button دکمهقفل
safety locking devices قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
blade locking bolt توپکقفللبه
screw locking nut مهرهقفلپیچ
table-locking clamp گیرهقفلصفحه
levelling head locking knob دکمهقفلسرترازیاب
device name نام دستگاه
device چاشنی
device لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله
device فزاره
device اپارات
device تجهیزات
device دستگاه اسباب وسیله
I/O device دستگاه داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
device خارضامن
device شیوه
device عامل
device تمهید
v , device ارم مدال شجاعت ارتش امریکا
device اختراع
device شعار دستگاه
device اسباب
device ابزار
device وسیله
device ضامن
device که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
device ماشین یا وسیله کارا
device وسیله جانبی
device وسیلهای مثل صفحه تصویر یا چاپگر که اجازه نمایش اطلاعات میدهد
device روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
device کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
device اهمیت وسیله جانبی نصب شده توسط کاربر یا کامپیوتر مرکزی که روشی که CPU یک سیگنال وقفه آن را دریافت میکند بیان کرده است
device CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش
device PRN برای پورت چاپگر
device کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
device برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
device کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص
device مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
device دستگاه
device حیله
device الت
device یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
device فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
device کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
pointing device وسیله ورودی که محل نشانه گر را روی صفحه کنترل میکند طبق حرکت آن توسط کاربر
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
output device دستگاه خروجی
picking device دستگاه ورودی برای واردکردن داده روی صفحه نمایش
point device کاملا راست
pressure device ماسوره فشاری
point device بی عیب
pointing device دستگاه اشاره گر
mapping device دستگاه نگاشت
logic device دستگاه منطقی
pull device ماسوره کشش مین
MCI device وسیله چند رسانهای قابل تشخیص که با درایور درست در کامپیوتر نصب شده است
measuring device تجهیزات اندازه گیری
microcoding device دستگاه ریزبرنامه نویسی
nonohmic device دستگاه غیر اهمی
overcurrent device دستگاه حفافت
overload device فیوز گرمایی
passive device دستگاه منفعل
peripheral device دستگاه جنبی
pressure device عامل فشاری مین
pull device عامل کششی
synchronous device دستگاه همگام
synchronous device دستگاه همزمان
fastening device پوچگیره
warning device وسیلههشدار
timing device وسیله
timing device ساعتی
So dont try to device yourself . سعی نکن خودت را گول بزنی
To take someone in . to device ( fool ) someone . کسی را گول زدن
physical device ابزار مادی
military device اسباب ارتشی
lifting device ابزار بالا بر
symbolic device دستگاه سمبلیک
switching device تجهیزات سوئیچینگ
storage device دستگاه انباره
safety device دستگاه ضامن
safety device ضامن
safety device خارضامن
semiconductor device دستگاه نیمه هادی
send only device دستگاهی شبیه یک ترمینال که قادر است داده ها را به کامپیوتر ارسال کند ولی نمیتواند داده ها را از ان دریافت کند
sequential device دستگاه ترتیبی
sighting device وسیله نشانه روی
sighting device دوربین دستگاه نشانه روی
spooling device وسیلهای که نوار را نگه می دارد و اطلاعات را از دیسک برای ذخیره سازی دریافت میکند
storage device دستگاه انبارش
storage device دستگاه ذخیره
storage device دستگاه ذخیره سازی
storage device انباره
bistable device دستگاه دوپایا
device dependent وابسته به دستگاه
device driver نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
device driver برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device driver محرک دستگاه
antiwatching device ضامن ضد اکتشاف مین وسیله ضد کشف مین
device driver برنامه راه اندازی دستگاه
device flag پرچم دستگاه
device handler نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
antisweep device ضامن ضد جمع اوری مین
device handler برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device independence مستقل از دستگاه
device independence استقلال دستگاه
device number شماره دستگاه
device code کد دستگاه
device cluster گروه دستگاه
binary device دستگاه دو حالته
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
clamping device وسایل قید و بست
bending device کج گیر
audio device دستگاه سمعی
auctioneering device وسیلهای که بیشترین یا کمترین سیگنال را از تعدادی سیگنال ورودی انتخاب میکند
combination device ماسوره ترکیبی مین ماسوره مرکب
communication device دستگاه ارتباطی
asynchronous device دستگاه غیرهمزمان
asynchronous device دستگاه ناهمگام
antiwithdrawal device وسیله ضد باز کردن ماسوره بمب وسیله ضد دستکاری ماسوره
electroreceptive device وسیله برقی
dedicated device دستگاه اختصاصی
device status وضعیت دستگاه
firing device ماسوره
antifriction device وسیله ضد اصطکاک
gripping device متعلقات گیره و بست
active device دستگاه فعال
anticountermining device وسیله ضد انفجار مین دریایی در اثر ضربه ضامن انفجارضربتی مین
analog device دستگاه انالوگ
homing device رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
ignition device وسیله احتراق
illuminating device تجهیزات روشنایی
analog device دستگاه قیاسی
active device دستگاه کنشی
input device دستگاه ورودی
point device بسیار درست
antifriction device مکانیسم ضد اصطکاک
antirecovery device ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
display device دستگاه نمایش
discrete device دستگاه گسسته
firing device عامل منفجرکننده
drawing device دستگاه ترسیمه
dressing device دستگاه مستقیم کنی
antilift device ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
antisweep device ضامن ضد مین روبی
firing device ماسوره مین
audio response device دستگاه جواب دهنده سمعی
automatic steering device سکان خودکار
output [of a circuit or device] خروجی [مهندسی برق] [الکترونیک]
slat tilt device وسیلهسرازیریمیله
input/output device دستگاه داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
acoustic resonance device دستگاه همنوایی صوتی
metal detecting device دستگاه فلزیاب
metal detection device دستگاه فلزیاب
anti interference device دستگاه ضد تداخل
cartridge actuated device وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
peripheral device port قسمتاصلیتنظیماتمحیط
ingot conveying device تجهیزات انتقال شمش
sequential storage device دستگاه انباره ترتیبی
sequential access device دستگاه با دستیابی ترتیبی
secondary storage device دستگاه حافظه ثانوی
positional protection device دستگاه حفافت درگاه
input output device دستگاه ورودی و خروجی
pipe bending device لوله خمکن
firing pressure device ماسوره فشاری مین
firing pull device ماسوره کششی مین
graphic input device دستگاه ورودی گرافیکی
graphic output device دستگاه خروجی گرافیکی
head cleaning device وسیله هد پاک کن
optical recognition device دستگاه تشخیص نوری
high lift device وسایل برای زیاد
mass storage device دستگاه انبوه ذخیره
mass storage device دستگاه تل انبارش
installable device driver درایور وسیلهای که در حافظه بار شده است و مقیم است و با تابع مشابه به درون سیستم عامل جایگزین میشود
solid state device دستگاه حالت جامد
voice operated device دستگاه با کار افت صدایی
air navigation device دستگاههدایتهوایی
anti-skating device دستگاهضدلفزش
time delay device دستگاه تاخیردار
coupling guide device دستگاهحافظاتصال
charge coupled device حافظه با اطلاعات چرخان
charge coupled device اسباب تزویج علامت
charge coupled device دستگاه توام با بار
charge coupled device دستگاه بار جفت شده
unit record device دستگاه ضبط واحد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com