Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (9 milliseconds)
English
Persian
logical instruction
دستورالعمل منطقی
Other Matches
logical not
نفی منطقی
logical
یری توان پردازش موتور واسط
logical
گرافیکی که حاوی اطلاعات رنگ مورد نیاز است
logical
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
logical
EEEI استاندارد بیان پروتکل ارسال در سطح اتصال داده
logical
ای خالی با صفر پر می شوند
logical
آنچه از منط ق در عملیاتش استفاده میکند
non logical
غیر منطقی
logical value
مقدار منطقی
logical value
ارزش منطقی
logical not
نقص منطقی
logical
مسیر Token در بین لایههای هر گره . در توپولوژی فیزیک FDDI حلقه منط قی را تحت تاثیر قرار نمیدهد
logical
ال
logical
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
logical
خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
logical
یچ بسته
logical
استدلالی
logical
منطقی
logical
نمایش گرافیکی قط عات منط قی
logical
مراحل و تصمیمات و ارتباطات آنها
logical
تابعی که از چندین عملگر منط قی مثل AND و OR تشکیل شده است
logical
معادل وضعیت منط قی درست یا یک
logical
حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
logical
LU ارتاط بین وسایلی و LU را فراهم میکند و یک پروتکل peer-to-Reer است
logical
مجموعه پروتکل IBM که امکان ارتباط در شبکه SNA فراهم میکند. W,W,LU حاوی کنترل بخش هستند
logical
تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
logical difference
تفاضل منطقی
logical drives
گردانندههای منطقی
logical empiricism
منطق عملی
logical empiricism
فلسفه عملی
logical expression
مبین منطقی
logical fallacy
سفسطه منطقی
logical file
پرونده منطقی
logical file
فایل منطقی
logical format
قالب بندی یا فرمت منطقی
logical operation
عمل منطقی
logical design
طراحی منطقی
logical design
طراحی نطقی
logical design
طرح منطقی
logical error
خطای منطقی
logical function
تابع منطقی
logical 0 state
حالت صفر منطقی
logical cognition
شناخت منطقی
logical comparison
مقایسه منطقی
logical connective
رابط منطقی
logical state
حالت یک منطقی
logical connector
رابط منطقی
logical decision
تصمیم منطقی
logical multiply
ضرب منطقی
logical operation
عملکرد منطقی
logical operations
عملیات منطقی
logical symbol
علامت منطقی
logical trace
رد منطقی
logical unit
واحد منطقی
logical connective
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
logical operators
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
logical conjunction
عطف منطقی
[ریاضی]
logical add
جمع منطقی
logical sum
جمع منطقی
logical shift
تغییر مکان منطقی
logical operator
عملگر منطقی
logical positivism
منطق عملی
logical positivism
فلسفه عملی
logical positivism
اثبات گرایی منطقی
logical product
رکورد منطقی
logical reasoning
استدلال منطقی
logical record
مدرک منطقی
logical representation
نمایش منطقی
logical record
رکورد منطقی
A logical remark has no answer.
<proverb>
یرف یساب جواب ندارد .
logical data design
طرح داده منطقی
logical unit number
شماره منطقی دستگاه
I/O instruction
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
no op instruction
دستورالعمل بی اثر
instruction
دستور عمل
instruction
دستور
do nothing instruction
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
instruction
درس
instruction
مقرر
instruction
دستوره
instruction
کلمهای در زبان برنامه نویسی که قابل فهم برای کامپیوتر است تا عملی را انجام دهد
instruction
تعلیم
instruction
دستور کار
instruction
راهنمایی کردن
instruction
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instruction
راهنمایی
instruction
دستورالعمل
instruction
اموزش
n address instruction
دستور العمل با N نشانی
n plus one address instruction
دستوری که از
n plus one address instruction
آدرس تشکیل شده و آدرس حاوی آدرس دستور بعدی است
next instruction register
ثباتی در CPU که حاوی محل ای است که دستور بعدی باید ذخیره شود
no operation instruction
OPERATION NO
no operation instruction
دستور برنامه نویسی که کاری انجام نمیدهد
pseudo instruction
شبه دستورالعمل
instruction film
فیلم اموزشی
mounting instruction
مقررات نصب
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
looping instruction
دستورالعمل حلقه زنی
pause instruction
دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
macro instruction
درشت دستور
macro instruction
درشت دستورالعمل
micro instruction
ریز دستورالعمل
mounting instruction
دستور نصب
machine instruction
دستورالعمل ماشین
non operable instruction
دستوری که تابعی انجام نمیدهد ولی شمارنده برنامه را افزایش میدهد
pull instruction
دستورالعمل بازیابی
push instruction
دستورالعمل نشاندن
quasi instruction
شبه دستورالعمل
religious instruction
اموزش دینی
remedial instruction
اموزش ترمیمی
repetition instruction
دستوالعمل تکرار
restart instruction
دستور المل بازاغازی
shift instruction
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
three address instruction
دستوری که حاوی آدرس دو عملوند و محل نتیجه که باید ذخیره شود است
transfer instruction
دستور العمل انتقال
two address instruction
دستوری که حاوی محل دو عملوند و آدرس نتیجه است
unmodified instruction
دستور برنامه که مستقیماگ و بدون تغییرات اجرا میشود تا عملیاتی که باید انجام شود را بدست آورد
programmed instruction
دستورالعمل برنامه ریزی شده
null instruction
دستورالعمل پوچ
one address instruction
دستورالعمل یک ادرسه
operating instruction
مقررات کار
operating instruction
دستور کار
waste instruction
دستوری که عملی انجام نمیدهد.
pop instruction
دستورالعمل بازیابی از پشته
presumptive instruction
دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
privileged instruction
دستورالعمل ممتاز
program of instruction
برنامه اموزش
program of instruction
برنامه تدریس
programmed instruction
اموزش برنامهای
two address instruction
قالب دستور که حاوی محل دو عملوند است و نتیجه در محل یکی از عملوندها ذخیره می شوند
instruction lookahead
پیش بینی دستورالعمل
letter of instruction
دستورالعمل انجام کار
instruction length
طول دستورالعمل
instruction foramt
قالب دستورالعمل
instruction for assembly
مقررات نصب
logic instruction
دستورالعمل منطقی
instruction film
فیلم درسی
instruction drawings
نقشههای تفضیلی اجرائی
instruction cycle
سیکل یاچرخش دستورالعمل
instruction cycle
چرخه دستورالعمل
instruction counter
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
instruction code
کددستورالعمل
instruction code
رمز دستورالعمل
individualized instruction
اموزش انفرادی
laying instruction
دستور نصب
jump instruction
هدایت CPU به بخش دیگر برنامه
instruction material
مواد درسی
instruction mix
اختلاط دستورالعمل
instruction register
ثبات دستورالعمل
instruction repertoire
موجودی دستورالعمل
instruction set
مجموعه دستورالعمل
instruction time
زمان دستورالعمل
instruction word
کلمه دستورالعمل
jump instruction
موقعتی که پردازنده به بخش دیگر برنامه هدایت میشود در صورتی که شرط برقرار باشد
instruction pipeline
کانال اطلاعات
jump instruction
موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
jump instruction
پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
jump instruction
دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
jump instruction
دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
stop instruction
دستورالعمل توقف
halt instruction
دستورالعمل توقف
decision instruction
دستورالعمل تصمیمی
current instruction
دستورالعمل جاری
conditional instruction
دستورالعمل شرطی
arithmetic instruction
دستورالعمل حسابی
computerized instruction
اموزش کامپیوتری
computer instruction
دستورالعمل کامپیوتر
arithmetic instruction
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
branch instruction
دستورالعمل انشعاب
decision instruction
دستورالعمل تصمیم
call instruction
دستورالعمل فراخوانی
four address instruction
معمولا: محل دو عملوند
four address instruction
نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
four address instruction
دستوری که حاوی محل چهار ثبات و محل دستورالعمل بعدی است
forwarding instruction
دستورات حمل
entry instruction
دستورالعمل دخول
dummy instruction
دستورالعمل ساختگی
discrimination instruction
دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
actual instruction
دستور العمل واقعی
four address instruction
دستور برنامه که حاوی چهار آدرس است در فیلد آدرس
assembly language instruction
دستورالعمل زبان اسمبلی
variable instruction length
دستورالعمل با طول متغیر
input/output instruction
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
multiple address instruction
دستورالعمل چند ادرسه
computer managed instruction
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
instruction control unit
واحد کنترل دستورالعمل
conditional jump instruction
دستورالعمل پرش شرطی
computer aided instruction
learning computeraugmented
computer assisted instruction
اموزش به کمک کامپیوتر اموزش کامپیوتری دستورالعمل به کمک کامپیوتر
computer instruction set
مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
signal operation instruction
دستور کار مخابرات
machine instruction set
مجموعه دستورالعمل ماشین
reduced instruction set computer
طرح CPU که مجموعه دستورات
reduced instruction set computer
کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای کاسته شده
complex instruction set computer
کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
writable instruction set computer
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com