Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
English
Persian
logical operators
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
Other Matches
operators
ترتیب اجرای عملیات ریاضی
operators
تلگرافچی
operators
حرف یا نشانه یا کلمهای که یک تابع یا عملیات را بیان کند
operators
مجری
operators
تلفن چی
operators
عمل کننده
operators
گرداننده
operators
متصدی دستگاه
operators
خدمه وسیله
operators
نشانهای که یک عمل ریاضی را بیان کند.
operators
شخصی که با کامپیوتر کار میکند
operators
وسایل ورودی خروجی که اپراتور برای کنترل کامپیوتر استفاده میکند
operators
مجموعه عملیات که اپراتور انجام میدهد تا ماشین یا فرآیند درست کار کند
operators
انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
operators
عامل
operators
اپراتور
operators
کارگردان
operators
متصدی ماشین
operators
عمگر
operators
متصدی
operators
کاربر ها
operators
عملگر
operators
پخشگر
operators
گرداننده ها
operators
متصدی ها
operators
اپراتور ها
operators
شخصی که یک ماشین یا فرآیندی را اجرا میکند
incentive operators
مقاطعه کار ها
operators on incentive
مقاطعه کار ها
incentive operators
پیمانکار ها
operators on incentive
پیمانکار ها
incentive operators
مقاطعه چی ها
operators on incentive
مقاطعه چی ها
logical not
نفی منطقی
logical not
نقص منطقی
logical value
ارزش منطقی
logical value
مقدار منطقی
non logical
غیر منطقی
logical
استدلالی
logical
معادل وضعیت منط قی درست یا یک
logical
تابعی که از چندین عملگر منط قی مثل AND و OR تشکیل شده است
logical
LU ارتاط بین وسایلی و LU را فراهم میکند و یک پروتکل peer-to-Reer است
logical
مجموعه پروتکل IBM که امکان ارتباط در شبکه SNA فراهم میکند. W,W,LU حاوی کنترل بخش هستند
logical
تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
logical
یچ بسته
logical
مراحل و تصمیمات و ارتباطات آنها
logical
نمایش گرافیکی قط عات منط قی
logical
خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
logical
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
logical
ال
logical
ای خالی با صفر پر می شوند
logical
منطقی
logical
EEEI استاندارد بیان پروتکل ارسال در سطح اتصال داده
logical
حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
logical
آنچه از منط ق در عملیاتش استفاده میکند
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
logical
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
logical
گرافیکی که حاوی اطلاعات رنگ مورد نیاز است
logical
یری توان پردازش موتور واسط
logical
مسیر Token در بین لایههای هر گره . در توپولوژی فیزیک FDDI حلقه منط قی را تحت تاثیر قرار نمیدهد
logical shift
تغییر مکان منطقی
logical representation
نمایش منطقی
logical record
رکورد منطقی
logical record
مدرک منطقی
logical product
رکورد منطقی
logical sum
جمع منطقی
logical reasoning
استدلال منطقی
logical connective
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
logical conjunction
عطف منطقی
[ریاضی]
logical unit
واحد منطقی
logical trace
رد منطقی
logical symbol
علامت منطقی
logical positivism
اثبات گرایی منطقی
logical positivism
فلسفه عملی
logical positivism
منطق عملی
logical design
طراحی منطقی
logical design
طراحی نطقی
logical design
طرح منطقی
logical decision
تصمیم منطقی
logical connector
رابط منطقی
logical connective
رابط منطقی
logical comparison
مقایسه منطقی
logical cognition
شناخت منطقی
logical add
جمع منطقی
logical 0 state
حالت صفر منطقی
logical state
حالت یک منطقی
logical function
تابع منطقی
logical error
خطای منطقی
logical difference
تفاضل منطقی
logical multiply
ضرب منطقی
logical operator
عملگر منطقی
logical operations
عملیات منطقی
logical operation
عملکرد منطقی
logical operation
عمل منطقی
logical instruction
دستورالعمل منطقی
logical format
قالب بندی یا فرمت منطقی
logical file
فایل منطقی
logical file
پرونده منطقی
logical fallacy
سفسطه منطقی
logical expression
مبین منطقی
logical empiricism
فلسفه عملی
logical empiricism
منطق عملی
logical drives
گردانندههای منطقی
logical data design
طرح داده منطقی
logical unit number
شماره منطقی دستگاه
A logical remark has no answer.
<proverb>
یرف یساب جواب ندارد .
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com