Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
Search result with all words
long-term
دراز مدت
long-term
دوره دراز مدت
long
دراز
long
طولانی طویل
long
مدید
long
کشیده
long
دیر گذشته ازوقت
long
:اشتیاق داشتن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
مناسب بودن
long
طی مسافت زیاد توپ
long
توپ بلند به اوت
long
بلند
long
طولانی
long
مدت زیاد
long-
دراز
long-
طولانی طویل
long-
مدید
long-
کشیده
long-
دیر گذشته ازوقت
long-
:اشتیاق داشتن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
مناسب بودن
long-
طی مسافت زیاد توپ
long-
توپ بلند به اوت
long-
بلند
long-
طولانی
long-
مدت زیاد
long winded
دراز نفس
long winded
پرچانه
long winded
پرگو
long winded
مستلزم وقت زیاد
long-winded
دراز نفس
long-winded
پرچانه
long-winded
پرگو
long-winded
مستلزم وقت زیاد
long-range
دوربرد
long wave
موج بلند
long drink
نوشابه در گیلاس بلند
long drinks
نوشابه در گیلاس بلند
long life
عمر دراز
long life
مدت مدید
long-life
عمر دراز
long-life
مدت مدید
long-sighted
تیزبین
long-sighted
دوراندیش
long distance
راه دور
long distance
از راه دور
long distance
دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
long distance
ازراه دور تلفن کردن
long distance
دارای مسافت زیاد
long distance
با شعاع عمل زیاد طولانی
long distance
دارای مسافت دور
long-distance
راه دور
long-distance
از راه دور
long-distance
دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
long-distance
ازراه دور تلفن کردن
long-distance
دارای مسافت زیاد
long-distance
با شعاع عمل زیاد طولانی
long-distance
دارای مسافت دور
long lived
دارای عمر دراز
long lived
دراز عمر معمر
long lived
پر عمر
long-lived
دارای عمر دراز
long-lived
دراز عمر معمر
long-lived
پر عمر
long division
بخش یا تقسیم بزرگ
long divisions
بخش یا تقسیم بزرگ
long jump
پرش طول
long-suffering
زحمت کش
long-suffering
بردبار بردباری
long-suffering
رنجبری
all day long
درتمام روز
all day long
همه روز
as long as
بشرطی که
as long as
تا زمانیکه بمقدار زیاد
as long as
بمدت طولانی
as long as
ازوقتی که
as long as
از زمانیکه
at long intervals
دیر دیر
at long intervals
بفواصل زیاد
at long last
بالاخره
at long last
عاقبت
at long last
اخرالامر
before long
بزودی
before long
بهمین زودی
deflection under long term loading
خیز ریز بار طویل المدت
ere long
بزودی
ere long
قریبا
first long period
تناوب بزرگ اول
for long
مدت زیادی
for long
خیلی
gentleman of the long robe
حقوق دان
gentleman of the long robe
وکیل
get a long with you
بروپی کارت
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
half long
حد فاصل بین جمله طویل وجمله کوتاه
he did not rest all night long
همه شب نیارمید
how long
تاکی تاچه وقت چقدر
how long is the rope
درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
Other Matches
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
طولش نده (زود باش )
How long will it take?
چقدر طول می کشد؟
long little
پاینده باد
long little
زنده باد
come a long way
<idiom>
برنامه بزرگی ریختن
as long as
<idiom>
به شرط اینکه ،به این شرط که
See you again . So long.
به امید دیدار
To wish (long) for something.
آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
so long as
مادامی که بشرطی که
so long as
تاوقتی که
so long
بامیددیدار
so long
خدا حافظ
not long a
چندوقت پیش
not long a
مدتی نگذشته است
long course
استخر 05 متر
not long a go
چندی پیش
long a go
مدت زیادی پیش
long a go
مدتی پیش
long a
مدتهاپس ازان
long a
مدت مدیدی بعد
how long since is it?
چندوقت است
very long
شعاع عمل زیاد
very long
برد خیلی زیاد
it will not take long
طولی
it will not take long
نخواهدکشید
it will not take long
مدت زیادی نمیخواهد
not long a go
همین تازگی ها
I've known her at least as long as you have.
آشنایی من با او
[زن]
کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او
[زن]
است.
how long since is it?
چند وقت پیش بوده است
to say so long to somebody
با کسی خداحافظی کردن
long off
موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
long on
موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
long tom
درخت الواراسترالیایی
long wind
طاقت زیاد دویدن
long thrust
تک نفوذی طولانی یادوردست
long range
دراز مدت
long thrust
وضعیت سخمه بلند
long windedness
روده درازی
not long ago
اخیرا
long term
بلند مدت
not long ago
چندی پیش
long wind
دراز نفسی
long thrust
سخمه بلند
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
long ton
تن بزرگ
night long
از سر شب تا بامداد
long windedness
پرگویی
long tom
توپ دریایی دور رس یاساحلی
long tongue
وراجی
long tongue
پر حرفی
long range
دور
long tom
تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
long term
طویل المدت
long recoil
طول عقب نشینی زیاد
long range
جنگ افزار با برد زیاد یا برد بلند اتش دوردست
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long shot
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long shunt
شنت دراز
long sight
دوربینی
long range
با برد زیاد
long sight
نظر دوررس
long sighted
دوربین
long shot
کسیکه درمسابقات
long shoreman
گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
long recoil
عقب نشینی طولانی
long robe
صورت کشیده
long robe
ردای بلند
long run
بلند مدت
long run
دراز مدت
long run
مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
long sea
دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
long shore
وابسته بدریا کنار
long sighted
تیزبین
long sighted
دوراندیش
long range
طول المدت
long range
مربوط به اینده دور
long suffering
رنجبر
long suffering
زحمت کش
long shore
کرانهای
long suffering
سختی کش
long suffering
بردباری رنجبری
long suffering
زحمت کشی
long range
دیرپای دور رس
long suffering
رنج کش
long range
دور برد
long sightedness
دوربینی
long sightedness
دور اندیشی
long siht
دور بینی
long siht
نظردور رس
long splice
پیوند بلند
long spot
موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
long string
خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
long term
دراز مدت
I will not detain you long.
خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
in the long run
<idiom>
آینده دور،درآخر
over the long run
<idiom>
درآخر
long shot
<idiom>
شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
long haul
<idiom>
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
long face
<idiom>
افسرده وغمگین
all day long
<idiom>
تمام روز
How long were you away from Iran ?
چه مدت درایران نبودید ؟
With a long face .
با لب ؟ لوچه آویزان ( اشاره به ناکامی وعدم موفقیت )
He did not live long enough to …
آنقدر عمر نکرد که ...
I had a long talk with him.
با ایشان مفصلا" صحبت کردم
With a long face .
با سبیل آویزان ( ناموفق وسر خورده )
Once in a while. At long intervals.
دیر به دیر
We have a long journey before us .
مسافرت طولانی در پیش داریم
long-running
آنچهمدتهادرحالاجراباشد
long-lost
کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
In the long run right will out.
<proverb>
یق بالاخره آشکار مى شود .
I will not detain you long.
خیلی وقتتان را نمی گیرم.
long ball
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
long term
<adj.>
بلند مدت
long term
<adj.>
دراز مدت
to be long in coming
خیلی طولش میدهد تا بیاید
[برسد]
long-house
مسکن اشتراکی
long gallery
راهرو طویل
long gallery
اتاق طویل
in the long run
در دراز مدت
How long can I park here?
چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
How long does it take by car?
با اتومبیل چقدر طول می کشد؟
How long does it take on foot?
پیاده چقدر طول می کشد؟
How long does the crossing take?
چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
What's taking so long?
چرا اینقدر طول میکشد؟
How long will you be staying?
چه مدت میخواهید بمانید؟
long-lasting
طولانیمدت
long-awaited
زمانانتظار
to take long views
دور اندیشی کردن
to pound a long
سنگین رفتن
to pound a long
کوبیدن و رفتن
to draw the long
اغراق گفتن
third long period
تناوب بزرگ مرتبه سوم
the long robe
پیشه قضائی
the long robe
لباس قضائی
the long and the short of it
<idiom>
نتیجه کلی
the long and the short of it
<idiom>
آنچه گفتنی است
take long views
دوراندیش بودن
second long period
تناوب بزرگ دوم
of long standing
بادوام
of long standing
طولانی
of long duration
مدید
of long duration
دیرپای
of long continvance
ماندگار
long-drawn-out
دور و دراز
long-drawn-out
طویل
long vacation
تعطیلاتتابستانی
long residue
پسماندهتولیدشده
long residue
باقیمانده
long peroneal
ماهیچهیبلندخارجساقپا
long palmar
ماهیچهیکفدستیبلند
long adductor
ماهیچهبلندکشالهران
year-long
یک ساله
year-long
به مدت یک سال
year-long
یک سال
long-time
دراز مدت
long-time
دیرین
long-standing
از دیرگاه
long-standing
از مدتها پیش
long-standing
دیرین
long-drawn-out
بیش از اندازهی طولانی
of long continvance
دیرپای
long bill
نوک دراز
long ball
پرتاب از دور به دروازه
long ago
مدت زیادی پیش
long ago
مدتی پیش
life long
شریک عمر مادام العمری
life long
برابر با یک عمر
it is a long custom
رسم دیرینه است
long billed
نوک دراز
long billed
درازنوک
long boat
کرجی بزرگ
long dated
طویل المدت
long dated
دارای مهلت زیاد
long custom
رسم دیرینه
long count
شمردن تا 01 در ناک اوت
long circuiting
دورنگری
long castling
قلعه بزرگ شطرنج
long burst
رگبار بلند
long bowls
جنگ دور رادور
long bow
کمان دستی
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
long bone
استخوانهای دراز
long boat
بزرگترین کرجی که وابسته بکشتی بازرگانی است
in the long run
اخرکار
in the long run
سرانجام
long pull
اضافه پیمانهای که درنوشابه خانه ها برای جلب مشتریان میدهند
long live
پاینده باد
long live
زنده باد
in the long run
عاقبت
long legged
پادراز
long legged
چهار پایه
long leg
یکی از مواضع توپگیر پشت میله ها
long jumper
پرنده
long iron
چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
long integer
عدد صحیح که با چندین بایت داده نمایش داده شود
long house
ماوای همگانی
long house
مسکن
long hop
توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
long measure
اندازه درازا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com