English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English Persian
long haul دور
long haul دور برد
long haul خط سیر بلند
long haul <idiom> مسافت دراز یا سفرکردن
long haul <idiom> مدت درازی بین کاری که ادامه داد
Search result with all words
long haul network شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای دور با سیستم تلفن عمومی
Other Matches
haul یدک کشیدن
haul تغییر مسیر قایق
to haul up برای بازخواست صداکردن بازخواست کردن از
haul down فرمان پرچم را پایین بکشید
haul out خارج شدن از صورت بندی
to haul یدک کشیدن
haul خط سیر
haul مسافت حمل
over haul تعمیر اساسی
haul heave-in
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul حمل ونقل
haul همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
haul حمل کردن کشش
haul هل دادن
haul کشیدن
back haul بارگیری در بازگشت از یک ماموریت بارگیری دوسره باربرگشت
short haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
short haul خط سیر کوتاه
short-haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
haul distance فاصله حمل
haul defilade تا ارتفاع لوله پشت سنگر
haul defilade تابرجک پشت حفاظ قرار گرفتن
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
short-haul خط سیر کوتاه
line haul خط رابط بین کلماتی که نصف ان در سطر بعد واقع شده
to haul over the coals عیب گرفتن از
line haul زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
to haul a ship بادبانهای کشتی را پائین اوردن یاخواباندن
to haul over the coals سخت مواخذه کردن
to haul upon the wind سرکشتی رانزدیک تربه جهت وزش بادقراردادن
pully haul بزور کشیدن
to haul at a rope طنابیراکشیدن
haul defilade قرار دادن قنداق تانک درپناه سنگر
line haul کشیدن نخ در شروع ماهیگیری
economic haul distance فاصله اقتصادی حمل
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on. طولش نده (زود باش )
as long as بشرطی که
long a go مدتی پیش
at long last اخرالامر
long a مدتهاپس ازان
long a مدت مدیدی بعد
how long since is it? چندوقت است
long a go مدت زیادی پیش
not long a go چندی پیش
long for اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
so long as مادامی که بشرطی که
so long as تاوقتی که
so long بامیددیدار
so long خدا حافظ
long course استخر 05 متر
not long a مدتی نگذشته است
not long a چندوقت پیش
as long as تا زمانیکه بمقدار زیاد
how long since is it? چند وقت پیش بوده است
get a long with you بروپی کارت
go long تلاش درپاس طولانی بجلو
it will not take long مدت زیادی نمیخواهد
it will not take long نخواهدکشید
it will not take long طولی
very long برد خیلی زیاد
very long شعاع عمل زیاد
for long خیلی
for long مدت زیادی
as long as بمدت طولانی
as long as ازوقتی که
as long as از زمانیکه
not long a go همین تازگی ها
at long last بالاخره
at long last عاقبت
before long بزودی
before long بهمین زودی
how long تاکی تاچه وقت چقدر
long- طولانی
long- مدید
long- دراز
long مدت زیاد
long طولانی
long بلند
long- مدت زیاد
long on موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
long- کشیده
long- دیر گذشته ازوقت
long- :اشتیاق داشتن
long- بلند
long- توپ بلند به اوت
long- طی مسافت زیاد توپ
long- مناسب بودن
to say so long to somebody با کسی خداحافظی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
I've known her at least as long as you have. آشنایی من با او [زن] کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او [زن] است.
long off موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
long مدید
long little پاینده باد
long طولانی طویل
long مناسب بودن
long کشیده
long دیر گذشته ازوقت
long دراز
long :اشتیاق داشتن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
as long as <idiom> به شرط اینکه ،به این شرط که
See you again . So long. به امید دیدار
come a long way <idiom> برنامه بزرگی ریختن
long طی مسافت زیاد توپ
long- طولانی طویل
long توپ بلند به اوت
How long will it take? چقدر طول می کشد؟
To wish (long) for something. آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
long little زنده باد
long wind دراز نفسی
of long continvance دیرپای
long tom توپ دریایی دور رس یاساحلی
long tongue وراجی
long ton تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
not long ago چندی پیش
not long ago اخیرا
long range جنگ افزار با برد زیاد یا برد بلند اتش دوردست
long windedness پرگویی
night long از سر شب تا بامداد
long suffering زحمت کش
long sightedness دوربینی
long wind طاقت زیاد دویدن
long windedness روده درازی
long tongue پر حرفی
long splice پیوند بلند
long sighted تیزبین
long sighted دوربین
long term دراز مدت
long term طویل المدت
long sight نظر دوررس
long sight دوربینی
long shunt شنت دراز
long shot شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long sighted دوراندیش
long suffering زحمت کشی
long spot موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
long string خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
long suffering رنج کش
long suffering رنجبر
long siht نظردور رس
long suffering سختی کش
long sightedness دور اندیشی
long suffering بردباری رنجبری
long term بلند مدت
long siht دور بینی
long thrust وضعیت سخمه بلند
long sea دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
long run مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
long run دراز مدت
long run بلند مدت
long robe ردای بلند
long robe صورت کشیده
long recoil عقب نشینی طولانی
long recoil طول عقب نشینی زیاد
long shore کرانهای
long tom درخت الواراسترالیایی
long thrust سخمه بلند
long thrust تک نفوذی طولانی یادوردست
long shot شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long shot کسیکه درمسابقات
long shoreman گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
long tom تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
long shore وابسته بدریا کنار
long range با برد زیاد
long ton تن بزرگ
in the long run <idiom> آینده دور،درآخر
over the long run <idiom> درآخر
long shot <idiom> شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
long face <idiom> افسرده وغمگین
all day long <idiom> تمام روز
How long were you away from Iran ? چه مدت درایران نبودید ؟
With a long face . با لب ؟ لوچه آویزان ( اشاره به ناکامی وعدم موفقیت )
He did not live long enough to … آنقدر عمر نکرد که ...
I had a long talk with him. با ایشان مفصلا" صحبت کردم
With a long face . با سبیل آویزان ( ناموفق وسر خورده )
Once in a while. At long intervals. دیر به دیر
We have a long journey before us . مسافرت طولانی در پیش داریم
long-running آنچهمدتهادرحالاجراباشد
long-lost کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
long-lasting طولانیمدت
In the long run right will out. <proverb> یق بالاخره آشکار مى شود .
How long will you be staying? چه مدت میخواهید بمانید؟
I will not detain you long. خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
long ball [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
long term <adj.> دراز مدت
to be long in coming خیلی طولش میدهد تا بیاید [برسد]
long-house مسکن اشتراکی
long gallery راهرو طویل
long gallery اتاق طویل
in the long run در دراز مدت
How long can I park here? چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
How long does it take by car? با اتومبیل چقدر طول می کشد؟
How long does it take on foot? پیاده چقدر طول می کشد؟
How long does the crossing take? چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
What's taking so long? چرا اینقدر طول میکشد؟
long-awaited زمانانتظار
long vacation تعطیلاتتابستانی
long residue پسماندهتولیدشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com