Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
long peroneal
ماهیچهیبلندخارجساقپا
Other Matches
peroneal
وابسته به نازک نی مربوط بقسمت خارجی ساق پا
short peroneal
نازکنیکوتاه
common peroneal nerve
عصبوابستهبهنازکنی
superficial peroneal nerve
اعصابسطحیساقپا
deep peroneal nerve
عصبمیانیپرونال
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
طولش نده (زود باش )
before long
بزودی
before long
بهمین زودی
very long
برد خیلی زیاد
for long
مدت زیادی
for long
خیلی
get a long with you
بروپی کارت
at long last
اخرالامر
at long last
عاقبت
come a long way
<idiom>
برنامه بزرگی ریختن
as long as
<idiom>
به شرط اینکه ،به این شرط که
See you again . So long.
به امید دیدار
To wish (long) for something.
آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
at long last
بالاخره
as long as
بشرطی که
as long as
تا زمانیکه بمقدار زیاد
as long as
بمدت طولانی
as long as
ازوقتی که
as long as
از زمانیکه
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
how long
تاکی تاچه وقت چقدر
so long
خدا حافظ
long course
استخر 05 متر
not long a go
همین تازگی ها
not long a go
چندی پیش
not long a
مدتی نگذشته است
not long a
چندوقت پیش
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
long little
زنده باد
long little
پاینده باد
long off
موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
so long
بامیددیدار
so long as
تاوقتی که
how long since is it?
چند وقت پیش بوده است
how long since is it?
چندوقت است
it will not take long
نخواهدکشید
it will not take long
مدت زیادی نمیخواهد
very long
شعاع عمل زیاد
long a
مدت مدیدی بعد
long a
مدتهاپس ازان
long a go
مدتی پیش
long a go
مدت زیادی پیش
so long as
مادامی که بشرطی که
long on
موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
long
مناسب بودن
long-
دیر گذشته ازوقت
long-
:اشتیاق داشتن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
مناسب بودن
long-
طی مسافت زیاد توپ
long-
توپ بلند به اوت
long-
بلند
long-
طولانی
long
طولانی
long-
مدت زیاد
long-
کشیده
long-
مدید
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
:اشتیاق داشتن
long
طی مسافت زیاد توپ
long
دیر گذشته ازوقت
long
توپ بلند به اوت
long
بلند
long
کشیده
long
مدید
long
مدت زیاد
long-
دراز
long-
طولانی طویل
to say so long to somebody
با کسی خداحافظی کردن
I've known her at least as long as you have.
آشنایی من با او
[زن]
کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او
[زن]
است.
How long will it take?
چقدر طول می کشد؟
it will not take long
طولی
long
دراز
long
طولانی طویل
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
long wind
دراز نفسی
long robe
ردای بلند
long run
بلند مدت
long shore
وابسته بدریا کنار
long shore
کرانهای
I will not detain you long.
خیلی وقتتان را نمی گیرم.
long run
دراز مدت
long sea
دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
long run
مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
long tongue
وراجی
long tongue
پر حرفی
long wind
طاقت زیاد دویدن
long windedness
روده درازی
of long continvance
دیرپای
not long ago
چندی پیش
not long ago
اخیرا
long range
دور
long range
دور برد
long range
با برد زیاد
long range
جنگ افزار با برد زیاد یا برد بلند اتش دوردست
long recoil
طول عقب نشینی زیاد
long recoil
عقب نشینی طولانی
long sightedness
دور اندیشی
long robe
صورت کشیده
night long
از سر شب تا بامداد
long windedness
پرگویی
long ton
تن بزرگ
long tom
درخت الواراسترالیایی
long tom
تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
long suffering
رنجبر
long suffering
رنج کش
long string
خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
long spot
موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
long splice
پیوند بلند
long siht
نظردور رس
long siht
دور بینی
long sightedness
دوربینی
long sighted
دوراندیش
long sighted
تیزبین
long sighted
دوربین
long shunt
شنت دراز
long sight
دوربینی
long suffering
زحمت کش
long suffering
سختی کش
long suffering
بردباری رنجبری
long tom
توپ دریایی دور رس یاساحلی
long thrust
تک نفوذی طولانی یادوردست
long thrust
سخمه بلند
long thrust
وضعیت سخمه بلند
long shoreman
گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
long shot
کسیکه درمسابقات
long term
بلند مدت
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long term
طویل المدت
long term
دراز مدت
long range
دیرپای دور رس
long suffering
زحمت کشی
long shot
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long sight
نظر دوررس
How long does the crossing take?
چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
With a long face .
با سبیل آویزان ( ناموفق وسر خورده )
Once in a while. At long intervals.
دیر به دیر
We have a long journey before us .
مسافرت طولانی در پیش داریم
long-running
آنچهمدتهادرحالاجراباشد
long-lost
کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
long-lasting
طولانیمدت
long-awaited
زمانانتظار
long vacation
تعطیلاتتابستانی
in the long run
در دراز مدت
long gallery
اتاق طویل
long gallery
راهرو طویل
long-house
مسکن اشتراکی
long residue
پسماندهتولیدشده
long residue
باقیمانده
to be long in coming
خیلی طولش میدهد تا بیاید
[برسد]
I had a long talk with him.
با ایشان مفصلا" صحبت کردم
How long can I park here?
چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
What's taking so long?
چرا اینقدر طول میکشد؟
How long will you be staying?
چه مدت میخواهید بمانید؟
In the long run right will out.
<proverb>
یق بالاخره آشکار مى شود .
in the long run
<idiom>
آینده دور،درآخر
over the long run
<idiom>
درآخر
long shot
<idiom>
شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
long haul
<idiom>
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
long face
<idiom>
افسرده وغمگین
How long does it take on foot?
پیاده چقدر طول می کشد؟
How long does it take by car?
با اتومبیل چقدر طول می کشد؟
all day long
<idiom>
تمام روز
How long were you away from Iran ?
چه مدت درایران نبودید ؟
With a long face .
با لب ؟ لوچه آویزان ( اشاره به ناکامی وعدم موفقیت )
He did not live long enough to …
آنقدر عمر نکرد که ...
long term
<adj.>
دراز مدت
to take long views
دور اندیشی کردن
to pound a long
سنگین رفتن
to pound a long
کوبیدن و رفتن
to draw the long
اغراق گفتن
third long period
تناوب بزرگ مرتبه سوم
the long robe
پیشه قضائی
the long robe
لباس قضائی
the long and the short of it
<idiom>
نتیجه کلی
the long and the short of it
<idiom>
آنچه گفتنی است
take long views
دوراندیش بودن
second long period
تناوب بزرگ دوم
of long standing
بادوام
of long standing
طولانی
of long duration
مدید
of long duration
دیرپای
long-drawn-out
دور و دراز
long-drawn-out
طویل
long term
<adj.>
بلند مدت
long ball
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
long palmar
ماهیچهیکفدستیبلند
long adductor
ماهیچهبلندکشالهران
I will not detain you long.
خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
year-long
یک ساله
year-long
به مدت یک سال
year-long
یک سال
long-time
دراز مدت
long-time
دیرین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com