Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (4 milliseconds)
English
Persian
long shot
کسیکه درمسابقات
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long shot
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long shot
<idiom>
شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
Other Matches
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
طولش نده (زود باش )
like a shot
بیدرنگ
Take my shot
بند کفشم باز شده
shot
اسم مفعول shoot
shot
ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
shot
تیراندازی تیرانداز ماهر
to be shot
خراب بودن
to be shot
ازکارافتادن
He shot himself.
او به خودش شلیک کرد.
one shot
یک بارهای
within shot
در تیررس
like a shot
بی تامل
shot
پرتاب وزنه گلوله سربی
shot
شوت
shot
ضربه
shot
رهاشده
shot
عکس
shot
منظره فیلمبرداری شده
shot
فرصت ضربت توپ بازی
shot
گلوله
shot
تیر
shot
ساچمه
shot
رسایی پرتابه
shot
یک گیلاس مشروب
shot
تزریق
shot
اصابت کرده
shot
جوانه زده
shot
گلوله تیراندازی شده
shot
تیراندازی شده تیرخورده
shot
تیرپرتاب شده
shot
برد
shot
امپول
shot
یک طول زنجیر لنگر
shot
تیرزدن
shot
جرعه
he was shot for a spy
او به جرم جاسوسی تیرباران شد
hole shot
شکست دادن حریف با شروع بهتر
trial shot
گلوله ازمایشی
line shot
گلوله در خط
hook shot
شوت هوک
indian shot
خیز ران هندی
jaw shot
ضربه به گوی در گوشه میزبیلیارد
kill shot
ضربه محکم
net shot
ضربه لب تور
passing shot
ضربه دور از دسترس
out of ear shot
بیرون از صدا رس
one shot pump
پمپ روغن مرکزی
one shot multivibrator
نوسانساز یکبارهای
one shot lubrication
روغنکاری گروهی
open shot
با کارکرد ازاد
open shot
سیستم باز
one aircraft was shot down
سرنگون گردید
one aircraft was shot down
یک هواپیما
ond shot
بیک حمله دریک حمله
ond shot
یکمرتبه
ond shot
یکجا
pull shot
ضربه با اوردن پای عقب جلومیله و حرکت افقی چوب کریکت
gun shot
گلوله توپ
drop shot
ضربه اهسته روی تور والیبال
drop shot
جاخالی
drop shot
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
drop shot
ضربه دراپ
draw shot
ضربه با پیچش به عقب
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
dismantling shot
تیر تخریب کننده
dead shot
تیر خطا
dab shot
ضربه ناگهانی از نزدیک تور
crosscourt shot
ضربه کوتاه به دیوار مقابل که به طرف دیگر زمین اسکواش بیافتد
crosscorner shot
ضربه به سمت قطر مخالف
crashing shot
شوت محکم
dunk shot
گل ابشاری
explosion shot
ضربه چوب به ماسه
gun shot
در تیررس
gun shot
تیررس
grape shot
گلولههای بهم چسبیده چون خوشه انگورکه یکباردرتوپ گذارند
gather shot
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
forcing shot
ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
follow shot
ضربه با دادن پیچ به بالای گوی بیلیارد
flying shot
تیر سر پرواز
flip shot
ضربه با استفاده از مچ
flight shot
تیرپرتاب
eye shot
تیرداخل خال سیاه
eye shot
زدن بخال
eye shot
تیررس
course line shot
تیری که درخط حرکت هدف و به جلوی ان اصابت کرده باشد
push shot
ضربه فشاری
shot in the dark
<idiom>
تیری درتاریکی
wild shot
تیر بی هدف
wild shot
تیر پراکنده
wedge shot
ضربه برشی در گلفV
trial shot
تیر قلق گیری
trial shot
تیر ازمایشی
trap shot
ضربه به گوی از محدوده ماسهای
to fire a shot
تیرخالی کردن
to fire a shot
شلیک کردن
tee shot
ضربه از نقطه شروع بازی گلف
stuff shot
شوت ابشاری
stop shot
ضربه با چرخش که گوی اصلی بیلیارد بعد از تماس می ایستد
spot shot
ضربه به گویی که در نقطه معین گذاشته شده
with in ear shot
در حدود صدا رس
with in gun shot
درمیدان تیر درتیررس
shot in the arm
<idiom>
تشویق یا برانگیختن چیزی
give it your best shot
<idiom>
سخت سعی کردن
big shot
<idiom>
شخص مهم وقدرتمند
She shot up last year .
پارسال یکدفعه قد کشید
A shot in the dark
تیری درتاریکی
To fire a shot
تیر انداختن ( درکردن ، شلیک کردن )
As soon as a shot was heard …
تا صدای تیر شنیده شد …
mug shot
عکسیکهدرزمانارتکابجنایتگرفتهشود
solid shot
ساچمهخالص
hollow shot
گودالساچمه
bar shot
ساچمهیمیلهای
wood shot
ضربه با قسمت چوبی راکت
snap shot
عکس فوری گرفتن
snap shot
فوری
shot line
نخ تفنگ
shot gun
تفنگ شکاری
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
shot noise
اثر ساچمهای
shot effect
اثر ساچمهای
shot blasting
براده اهن
shot peen
ساچمه پاشیدن
shot blast
ساچمه پاشیدن
shot clock
ساعت مسابقه
she was shot for a spy
اورابه تهمت جاروزی تیرباران کردند
set shot
شوت درجا
rifle shot
تیر تفنگ تیراندازی با تفنگ
shot line
نخ پران
shot maker
فشنگ ساز
snap shot
بعجله انجام شده
snap shot
عکس فوری
smell shot
ساچمه
small shot
ساچمه
slap shot
ضربه محکم که تیغه چوب هاکی پشت گوی به زمین می خورد و ان را بلند میکند
single shot
اسلحه تک تیر
single shot
تک گلولهای تک تیر
single shot
گلوله منفرد
single shot
یکبارهای
sighting shot
تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
shot string
ساچمههای دراز خارج شده از تفنگ
shot silk
ابریشمی که چون از چند سوبدان نگاه کنندچند رنگ نشان میدهد
rifle shot
تیررس تفنگ
course line shot
مشاهده در خط
called shot
ضربه معین بطرف گوی یاکیسه یا هر دو
pot shot
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
break shot
نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
bounce shot
گویی که به زمین می خورد وبه طرف دروازه می رود
pot-shot
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
dead shot
تیر اشتباه
shot putters
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
bank shot
ضربهای که گوی بیلیارد به کناره میز بخورد
bank shot
ضربهای که به دیوار بخورد و برگردد
shot putter
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
parting shot
تیر سلام برای بدرقه یکانها یامهمانان
bank shot
پرتابی که به تخته بخورد
big shot
ادم کله گنده
big shot
شخص مهم
acrack shot
تیراندازماهر
cannon shot
گلوله توپ
cannon shot
تیررس توپ شلیک شده از توپ
corner shot
ضربه به گوشه دیوار جلو
combination shot
ضربه مرکب با یک سری حرکات گوی تا به کیسه بیافتد
chip shot
ضربه کوتاه
cheap shot
خشونت عمدی
shot put
پرتاب وزنه
alley shot
ضربه شدید کم ارتفاع به دیوار مقابل که بعد به دیوارکناری می خورد
charity shot
پرتاب ازاد
call one's shot
مشخص کردن هدف
case shot
جای فشنگ
case shot
چارپاره
case shot
چار پاره
carom shot
طرز ضربه زدن به گوی بامماس گذاشتن به گوی دیگر
turnaround jump shot
پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
alley oop shot
پرتاب نزدیک سبد
under arm net shot
ضربه کوتاه از نزدیک تور
shot direct at goal
شوت مستقیم به دروازه
parthian shaft or shot
جنگ و گریز
parthian shaft or shot
تیرهنگام گریز
cheap shot artist
بازیگر خشن بصورت عمد
doublcd barrcled shot
تفنگ شکاری دو لول
net shot clear
ضربه بلند از لب تور به انتهای زمین
oil shot system
سیستم روغنکاری تحت فشار
parthian shaft or shot
تیر اشکانی
parthian shaft or shot
قیقاج
single shot hit probability
احتمال اصابت یک گلوله به هدف
centralized oil shot system
روغنکاری متمرکز فشاری
He is a bih shot ( noise ) in this town .
جزو کله گنده های شهر است
long
طی مسافت زیاد توپ
long-
دراز
long-
طولانی طویل
as long as
<idiom>
به شرط اینکه ،به این شرط که
long-
بلند
long-
مدید
long-
کشیده
long-
دیر گذشته ازوقت
long little
زنده باد
To wish (long) for something.
آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
See you again . So long.
به امید دیدار
long
توپ بلند به اوت
long course
استخر 05 متر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com