English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English Persian
loop initializaion ارزش دهی اغازی در حلقه
Other Matches
loop گریز
loop ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loop ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loop ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loop برسی اینکه داده به درستی در خط منتقل شده با برگرداندن داده به ارسال کننده
loop آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
to keep somebody in the loop <idiom> کسی را در جریان گذاشتن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
to keep somebody in the loop <idiom> کسی را در جریان نگه داشتن [گذاشتن] [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
while loop دستورات برنامه شرطی که در صورت درست بودن یک شرط, یک قطعه را اجرا میکند
inner loop حلقهای درون حلقه دیگر
inner loop حلقه درونی
inner loop حلقه داخلی
for/next loop حلقه NEXT/FOR
for next loop حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
to be in the loop <idiom> در جریان بودن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
to be in the loop <idiom> آگاه بودن از [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
do while loop لوپ WHILE/DO
do while loop حلقه WHILE/DO
loop حلقه درون حلقه دیگر
loop دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
loop حلقه
loop کمند
loop پیچ خوردن حلقه زنی
loop گره زدن
loop حلقه دارکردن
loop خمیدگی
loop پیچ چرخ
loop گره
loop حلقه طناب
loop مهاری
loop دریچه
loop سوراخ
loop حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop حلقه شدن
loop حلقه زدن
loop درو در انتهای خرک
loop چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
loop حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loop ضربه بلند قوس دار
loop pass پاس قوسی
loop sling حلقه بند تفنگ
prusik loop گره پلکانی
overhead loop گره حلقومی یا گره بالاتنه
open loop حلقه باز
open loop مدار باز
nested loop حلقه لانهای
loop sling مهار حلقوی بار بند حلقوی
nested loop حلقه تو درتو
nested loop حلقه اشیانهای
loop sling بند حلقهای
loop test ازمایش با حلقه وارلی
loop structure ساختار حلقهای
loop step پرش از لبه خارجی یک اسکیت و نیم چرخش و برگشت بافرود به لبه داخلی همان اسکیت
subscriber's loop حلقه متعلق به مشترک
uncontrolled loop حلقه کنترل نشده
wait loop پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
to stay in the loop <idiom> آگاه ماندن در [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
to stay in the loop <idiom> در جریان ماندن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
loop-hole روزنه
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
arrow-loop شکاف تهویه
loop pile پرزهای حلقوی [این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
peg loop میخحلقهطناب
loop stitches کوکطنابی
hanger loop جایآویز
elastic loop حلقهارتجاعی
button loop دکمهرکاب
belt loop حلقهکمربند
heel loop قوس پاشنه
loop-hole سوراخ دیدبانی
loop line دوراهی
armature loop حلقه ارمیچر
feedback loop حلقه باز خوردی
ground loop تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
hysteresis loop حلقه پسماند
induction loop حلقه القائی
inductive loop حلقه ی القائی
infinite loop حلقه نامحدود
infinite loop حلقه نامتناهی
counting loop حلقه شمارش
local loop حلقه محلی
expansion loop خم انبساط
endless loop حلقه بی انتها
armature loop پیچک ارمیچر
closed loop حلقه بسته
closed loop حلقه مسدود
current loop حلقه جاری
curtain loop بازوبندپرده
drill loop حلقه مخصوص چکه اب درسیم کشی
drip loop حلقه ریزش اب
endless loop حلقه بی پایان
loop antenna انتن حلقوی
loop control کنترل حلقه زنی
loop code کد حلقوی
loop checking مقابله حلقه
loop drive ضربه باپیچش زیاد نزدیک تور حریف
loop counter شمارنده حلقه
loop hole روزنه
loop hole گریز
loop body بدنه حلقه
loop jump پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
loop body تنه حلقه
hysteresis loop منحنی هیسترزیس
loop antenna انتن حلقهای
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
varley loop test ازمایش با حلقه وارلی
input coupling loop حلقه پیوست ورودی
closed loop gain بهره تقویت درطبقه بسته
loop knot tie گره حلقوی
magnetic hysteresis loop حلقه هیسترزیس مغناطیسی
loop control variable متغییر کنترل کننده حلقه
toe loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
perfection loop knot نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
distributor service loop خطسرویسپخش
open loop system مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
open loop gain بهره تقویت در حلقه باز
single loop armature ارمیچر تک پیچکی
sleeve strap loop بستنوارسرآستین
loop mill rolling نوردکاری حلقوی
warp-loop fringe ریشه حلقوی [در قالی همدان]
loop control structure ساختار کنترل حلقه
tap loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com