English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
low air pressure فشار هوای کم
Search result with all words
pressure group گروه فشار
pressure groups گروه فشار
pressure فشار
pressure بار سنگین مصائب وسختیها
pressure مشقت
pressure فشردن مضیقه
pressure فشار هوا
pressure بار
pressure سنگین
blood pressure فشار خون
blood pressure فشارخون
absolute pressure فشار مطلق
acoustic pressure فشار صوتی
active earth pressure فشار عامل خاک
active earth pressure رانش موثر خاک
active earth pressure رانش محرک خاک
active earth pressure رانش کاری خاک
air brake pressure gage مانومتر با ترمز هوایی
air pressure فشار هوا
air pressure gage فشار سنج
alumino thermit pressure welding جوشکاری فشاری الومینو-ترمیتی
ambient pressure فشار محیط
atmospheric pressure فشار اتمسفری
atmospheric pressure فشار جو
atmospheric pressure فشار هوا
axial pressure فشار اسهای
axial pressure فشار مرکزی
back pressure فشار عقب نشینی
back pressure فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
back pressure فشار مخالف جریان اصلی درسیستمهای بسته سیالات
back pressure پی فشار
back pressure فشار متقابل
back pressure turbine توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
back pressure valve سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
balanced pressure torch [مشعل با فشار متعادل]
barometric pressure فشار هوا
barometric pressure فشار جو
barometric pressure فشار بارومتری
bearing pressure فشار تکیه گاهی
bearing pressure فشار بردگاهی
bearing pressure فشار یاطاقان
bearing pressure on foundation فشار تکیه گاهی شالوده
blade center of pressure مرکز فشار تیغه
blast pressure فشار کوره بلند
boost pressure فشار گاز بالاتراز اتمسفر که از سوپرشارژ کردن موتورناشی میشود
bourdon pressure gage فشار سنج بوردون
brake mean effective pressure مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
brake pressure نیروی ترمز
brass pressure casting برنج ریختگی فشاری
brush pressure فشار زغال
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
cabin pressure altimeter ارتفاع سنج نشان دهنده فشارکابین خلبان فشار سنج کابین
cebter of pressure moment گشتاور مرکز فشار
center of pressure مرکز فشار
center of pressure coefficient ضریب مرکز فشار
centre of pressure مرکز فشار
centure of pressure travel جابجایی خطی مرکز فشار درامتداد وتر
clutch pressure plate صفحه فشاردهنده کلاج
coefficient of earth pressure ضریب فشار خاک
coefficient of earth pressure at rest ضریب فشار خاک در حالت ازاد
cold pressure welding جوشکاری فشاری سرد
cold water test pressure ازمایش فشار اب
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
compression pressure فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
compressor discharge pressure فشار در قسمت خروجی کمپرسور
compressor inlet pressure فشار در قسمت ورودی کمپرسور
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
constant pressure فشار ثابت
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
constant temperature pressure welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
contact pressure فشار تماسی
contact pressure فشار تماس
critcal fore pressure فشار حد خلاء بحرانی
critical backing pressure فشار حد خلاء بحرانی
critical pressure فشار بحرانی
deflationary pressure فشار انقباضی
deflationary pressure فشار ضدتورمی
diastolic pressure فشار خون انبساطی
diastolic pressure فشار دیاستولی
differential pressure اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
direct pressure فشار مستقیم
direct pressure تعاقب کردن مستقیم دشمن
discharge pressure فشار تخلیه
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
dynamic pressure فشار دینامیکی
dynamic pressure فشار محرکه درونی
dynamic pressure فشار پویا
soil pressure رانش خاک
earth pressure فشار حاصل از خاک
earth pressure رانش خاک
earth pressure فشار خاک
economic pressure فشار اقتصادی
edge pressure فشار لبه
effective pressure فشار موثر
engine pressure ratio نسبت فشار موتور
equilibrium pressure فشار تعادلی
equilibrium pressure curve منحنی فشار متعادل
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
equilibrium vapor pressure فشار بخار تعادل
Other Matches
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . اعمال فشار کردن
f.pressure فشارمایع
pressure from outside فشار از بیرون [خارج]
pressure casting قطعه ریخته گری فشاری
pressure altitude ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
pressure balance فشارسنج
pressure breathing تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressure cabin هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
pressure cabin بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pore pressure فشار درونی
pitot pressure فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
piston pressure فشار پیستون
partial pressure فشار جزیی
partial pressure فشار جزئی
pressure cook دیگ زودپز
pressure cook دردیگ زودپزپختن
pressure cook تحت فشار پختن
pressure head ارتفاع فشار
pressure gradient گرادیان فشار
pressure gaverner تنظیم کننده فشار
pressure gaverner ناطم فشار
pressure gauge فشارسنج
pressure gauge فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
pressure front جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
pressure fraction کسر فشاری
pressure face سمت فشار
pressure drop افت فشار
pressure device عامل فشاری مین
pressure device ماسوره فشاری
pressure curve خم فشار
pressure curve منحنی فشار
pressure hull بدنه ضد فشار
partial pressure فشار جرئی یا سهمی
kinetic pressure فشار سینتیک
internal pressure فشار درونی
intermediate pressure فشار متوسط
intake pressure فشار ورودی
initial pressure فشار ابتدایی
inflationary pressure فشار تورمی
increase of pressure افزایش فشار
impact pressure نیروی اصابت فشار ترکش
impact pressure فشار اصابت
ice pressure رانش یخ
hydraulic pressure فشار اب
hydrostatic pressure فشار ایستابی
hydrostatic pressure فشار عمق
hydrostatic pressure فشار عمق اب
pressure gage فشارسنج
lateral pressure فشار جانبی
osmotic pressure فشار اسمزی
oil pressure دستگاه اندازه گیری فشار روغن
oil pressure فشارسنج روغن
molding pressure فشار پرس
molding pressure فشار قالب
mean effective pressure فشار موثر متوسط
manifold pressure فشار گازگاه
low pressure منطقه کم فشار
low pressure سهل العبور
low pressure فشار خفیف
low pressure فشار کم
pressure adjustment تنظیم فشار
loss of pressure افت فشار
hydrostatic pressure فشار ایستائی
to be under deadline pressure عجله داشتن
pressure bar قسمتفشار
pressure cookers دیگ زودپز
wind pressure فشار باد
wheel pressure فشار چرخ
wave pressure فشار حاصل از موج
water pressure فشار اب
vapour pressure فشار بخار اب
vapor pressure فشار بخار
vapor pressure فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
uplift pressure فشار بالابرنده
total pressure فشار کل
to bear pressure upon فشار اوردن بر
pressure change تغییراتفشار
pressure control کنترلفشار
pressure of time فشار زمانی
time pressure فشار زمانی
partial pressure [فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
He always works best under pressure . اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
The pressure of the atmosphere فشار جو ؟( اتمسفر )
water under pressure آبتحتفشار
pressure vessel فشار
pressure vessel فرف
pressure tube لولهفشار
pressure screw پیچفشرده
pressure plate صفحهنگهدار
pressure dial درجهفشار
tire pressure فشار هوای لاستیک
systolic pressure فشارخون انقباضی
swelling pressure فشار در اثر ازدیاد حجم
pressure tendency گرایش فشار
pressure taping انشعاب فشار سنجی
pressure sweeping روبیدن فشاری
pressure surface سطح پیزومتریک
pressure surface سطح فشار
pressure suit لباس مخصوص پرواز درارتفاعات زیاد
sense of pressure حس فشار
pressure sense حس فشار
pressure regulator شیر فشار شکن
pressure regulator شیر تنظیم
pressure points نقطههای گیرنده فشار
pressure of speech فشار تکلم
pressure lubrication دستگاه روغنکاری فشاری
pressure transducer مبدل فشار
pressure wave موج فشار
static pressure فشار ایستایی
static pressure فشار ثابت هوا
starting pressure فشار استارت
sound pressure فشار صوت
social pressure فشار اجتماعی
reservoir pressure فشار مخزن
reduced pressure فشار کاهیده
reacted pressure فشار واکنش شده
radiation pressure فشار تشعشع
pulse pressure فشار نبض
pressure welding جوشکاری فشاری
pressure welding جوش فشاری
pressure weldable قابل جوشکاری فشاری
pressure weld جوش دادن فشاری
pressure lamp چراغ تلمبهای
external pressure فشار برونی
external pressure فشار خارجی
excess pressure فشار اضافی
hydraulic pressure فشار هیدرولیکی
high pressure فشار زیاد
high pressure قوی
high pressure دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
head pressure ارتفاع فشاری
group pressure فشار گروهی
gauge pressure فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
flow pressure فشار روان ابی
seepage pressure فشار روان ابی
gage pressure فشار گیج
gage pressure فشار مانومتری
solar radiation pressure فشار تشعشعی خورشیغ
standard atmospheric pressure فشار متعارفی جو
standard atmospheric pressure فشاراستاندارد جو
spring pressure gage فشارسنج فنری
resistance pressure welding جوشکاری فشاری مقاومتی
thermit pressure welding روش جوشکاری فشاری حرارتی
pressure-relief valve دریچهتخلیهفشار
sea-level pressure فشارسطحدریا
water pressure gauge اندازهفشارآب
working pressure gauge استخراجدرجهفشار
I cracked up under pressure of work. زیر فشار کار خرد شدم
Could you check the tyre pressure? آیا ممکن است باد تایر را کنترل کنید؟
pressure relief valve دریچهتخلیهفشار
pressure demand regulator رگولاتورتنظیمفشار
thermit pressure welding روش جوشکاری فشاری الومینوترمیتی
to work at a high pressure با فشار یا فعالیت زیاد کارکردن
vertical pressure gradient تغییر فشار اتمسفری در واحدتغییر ارتفاع
air-pressure pump پمپفشارهوا
cylinder pressure gauge فشارسنجسیلندر
measurement of air pressure زائده
pressure sensitive pen قلم حساس به فشار
high pressure tunnel تونل فشار قوی
low pressure boiler دیگ فشار ضعیف
low pressure casing محفظه ی فشار ضعیف
low pressure discharge تخلیه ی فشار ضعیف
low pressure lamp لامپ فشار ضعیف
low pressure plasma پلاسمای فشار ضعیف
low pressure turbine توربین فشار ضعیف
maximum sound pressure فشار صوت حداکثر
micro pressure gage فشارسنج دقیق
normal temperature and pressure شرایط استاندارد
normal temperature and pressure شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
normal temperature and pressure شرایط متعارفی
standard temperature and pressure شرایط استاندارد
standard temperature and pressure شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard temperature and pressure شرایط متعارفی
high pressure valve سوپاپ فشار قوی
high pressure turbin توربین فشار قوی
low blood pressure فشار خون کم یا پایین
high pressure tube لوله فشار قوی
high pressure sterilizer استرلیزه کننده فشار قوی
high pressure steam بخار فشار قوی
high pressure stage طبقه فشار قوی
high pressure pump پمپ فشار قوی
high pressure lubrication روغنکاری فشار قوی
high pressure line خط فشار قوی
high pressure cylinder کپسول فشار قوی
high pressure compressor منراکم کننده فشار قوی
high pressure burner مشعل فشار قوی
high pressure blower دمنده فشار قوی
high pressure area واچرخه
high pressure area منطقه پر فشار
law of partial pressure قانون فشارهای جزیی
firing pressure device ماسوره فشاری مین
oil pressure switch کلید فشار روغن
pressure sensitive keyboard صفحه کلید حساس به فشار
pressure reducing valve شیر فشار شکن
pressure die casting ریخته گری حدیدهای فشاری
passive earth pressure فشار مقاوم خاک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com