English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
low level keying استفاده از ولتاژ کم درمدارها و دستگاهها
Other Matches
keying قطع متناوب
keying material مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
keying material مواد اصلی رمز
keying interval فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
chord keying عمل انتخاب دو یا چند کلید همزمان برای انجام کاری
frequency shift keying روشی برای انتقال اطلاعات که در ان وضعیت بیت ارسال شده توسط یک لهجه شنیدنی مشخص میشود
level استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال
level کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
level مسطح
level مستقیم
level هدف در خط دید شماقرارگرفت
level تراز بنایی
level همسطح کردن
level تراز کردن تراز
level همسطح
level سطح ارتفاع
level with each other در یک تراز
level with each other برابر
O level آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
O level نمرهی قبولی در این امتحانات
A level مرحلهی دوم امتحانات دورهی متوسطه
to level off یکنواخت شدن [ناحیه ای]
to level off مسطح شدن [ناحیه ای]
level to تراز کردن
he did his level best کوتاهی نکرد
he did his level best انچه از دستش برامدکرد
level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
on the level <idiom> درستکار ،بی غل وغش
level best بسیارعالی
level هم پایه
level هم تراز
level سطح برابر
level هموار
level الت ترازگیری
level میزان
level out برابر کردن
level سطح
level تراز
level out یکنواخت کردن
level best خیلی عالی
level best خیلی خوب
level یک نواخت
level یک دست
level مسطح کردن
level نشانه گرفتن
level رده
level پایه
level تراز سطح افقی افقی کردن
level مسطح شدن
level ترازکردن
level ترازسازی
level موزون هدف گیری
level point سطح اب ساکن
top-level توسط افراد عالیرتبه
level point نقطه مسطح
top-level افراد عالیرتبه
low level نزدیک سطح زمین
level of supply سطح تدارکات
level of strength سطح استعداد رزمی
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا
level-headed معقولانه
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
level of supply سطح اماد
manning level درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
maintenance level سطح تثبیت
level of supply سطح انبار
level of strength میزان استعداد رزمی
split-level چند سطحی
split-level سه نیم اشکوبی
top-level کهبدان
top-level بلند پایه
low level در سطح پایین
low level مقام پست وکوچک
low level فرومایه
low level پست
still water level سطحسکونآب
level wind وسیله پیچیدن نخ ماهیگیری
level two cache حافظه پنهان سریع که مناسب با تخته اصلی کامپیوتر است بجز کامپیوتر با پردازنده Pentium Pro که حافظه بخشی از طراحی قطعه پردازنده است
level tone اهنگ یکنواخت
low level در ارتفاع کم
low level کم ارزش
level point سطح دریا نقطه هم افق مسیر سهمی گلوله
alidade level دستگاهسمتنما
level premium حق بیمه
lower level سطحپائینی
level rod شاخص
low level سطحی
low level سقف پرواز کوتاه
low level پایین
level surface سطح تراز
transition level سطح حداکثر انحراف درارتفاع پرواز
significance level سطح معناداری
signal level سطح سیگنال
signal level سطح علامت
rotational level تراز چرخشی
two level logic منطق دوسطحی
reorder level مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
reorder level سطح سفارش مجدد
two level store انباره دو سطحی
two level subroutine زیر تابعی که حاوی زیر تابع دیگر است
protection level سطح حفافت
virtual level تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
price level سطح قیمت
skill level پایه مهارت
skill level پایه مهارت فنی
to rake level با شن کش صاف کردن
to draw level بحریف رسیدن
to draw level باحریف برابرشدن
tilting level تراز حباب دار
surveyor's level ترازنقشه برداری
surveyor's level تراز مساحی یا پیمایش
storage level تراز ذخیره تراز مخزن
storage level تراز خزانه
stock level سطح ذخیره انبار
stock level سطح انبار
trophic level تراز خوراکی
sound level شدت صوت
sound level شدت نسبی صوت
voltage level سطح ولتاژ
voltage level سطح فشارالکتریکی
power level تراز توان
noise level میزان خش
nesting level سطح لانهای
nesting level سطح اشیانهای
nesting level سطح تو در تویی
white level تراز سفید
n level logic منطق N سطحی
multi level چند سطحی
level-headed معقول
level-headed راستبین
level-headed ترازخوی
level-headed متعادل
mean sea level میانگین سطح دریا
mean sea level سطح متوسط دریا
noise level سطح پارازیت
oil level سطح روغن
pezometeric level سطح پیزومتری
wage level سطح مزد
water level تراز اب
water level سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
optimal level سطح بهینه
operating level سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
operating level سطح فعالیت
one level memory حافظه یک سطحی
one level address آدرس ذخیره سازی که مستقیما و بدون تغییر به محلی از وسیله دستیابی دارد
one level address تابعی که در حین اجرا تابع دیگر را صدا نکند
one level address کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
water level سطح اب
mean sea level سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
level of significance سطح معنی دار بودن
energy level تراز انژی
control level سطح کنترل اماد
confidence level احتمالی که یک عدد در محدوده قرار بگیرد
confidence level درجه اطمینان
compensation level تراز موازنه
code level تعداد بیت هایی که برای نمایش یک کاراکتر معین بکارمی روند
chance level سطح تصادفی
builder's level تراز بنائی
bottom level تراز کف
black level تراز سیاه
base level تهتراز
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
background level الودگی متن الودگی زمینه
crest level یال
cruising level سقف پرواز ثابت
dumpy level تراز دوربین دار
doublet level ترازوی دوتایی
donor level ترازدهنده
datum level سطح اب ازاد
datum level سطح اب دریا
data level سطح داده
cross level حباب تراز افقی
cross level ترازعرضی تراز چرخ
cross level افقی کردن
cross level تراز کردن
cruising level افق پروازثابت
background level تراز زمینه
speed level سطح سرعت
spirit level تراز حباب دار
spirit level تراز
level crossings گذر همتراز
level crossings گذرگاه همکف
level crossings محل تقاطع دو خط راه اهن
level crossing گذر همتراز
level crossing گذرگاه همکف
level crossing محل تقاطع دو خط راه اهن
high-level قطعه و برنامهای که فریمهای داده HLDLC را به درست ارسال و دریافت میکند
high-level استاندارد ISO که حاوی پروتکل لایه اتصالی است و نحوه فرمت شدن داده پیش از ارسال روی شبکه سنکرون را بیان میکند
high level قطعه و برنامهای که فریمهای داده HLDLC را به درست ارسال و دریافت میکند
high level استاندارد ISO که حاوی پروتکل لایه اتصالی است و نحوه فرمت شدن داده پیش از ارسال روی شبکه سنکرون را بیان میکند
spirit level تراز حبابدار
aspiration level سطح انتظار
allowable level تراز مجاز
advanced level پایه مهارت عالی در سطح عالی
advanced level پیشرفته
adaptation level سطح انطباق
acceptor level تراز گیرنده
speed level مرحله سرعت
sea level سطح دریا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com