Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (6 milliseconds)
English
Persian
mail orderly
پستچی
Other Matches
e-mail
[short for electronic mail]
پست الکترونیکی
e-mail
[short for electronic mail]
رایانامه
e-mail
[short for electronic mail]
ایمیل
orderly
<adv.>
بصورت منظم
orderly
<adv.>
بطور منظم
orderly
<adv.>
بطور صحیح
orderly
<adv.>
بطور مرتب
orderly
<adv.>
بصورت صحیح
orderly
منظم
orderly
<adv.>
بصورت مرتب
orderly
گماشته
orderly
مصدر
orderly
خدمتکاربیمارستان
orderly
امر بر
orderly
مرتب
orderly
باانضباط
orderly officen
گماشته
orderly bin
صندوق زباله در خیابان
orderly room
دفتر گروهان
street orderly
سپور
street orderly
جانورلاشه خور
time orderly
نگهبان اعلام ساعت
street orderly
مامورتنظیف ماموراحتساب
orderly officen
افسر نگهبانی
street orderly
سپوری کردن
I am very orderly and systematic in my work .
درکارهایم خیلی مرتب ومنظم هستم
To conduct a meeting in an orderly manner.
جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
Orderly . In good order . Tidy . Ship - shape .
مرتب ومنظم
mail
نامه رسان
sent via e-mail
بوسیله ایمیل فرستاده شد
e mail
علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی
e mail
سیستم ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران شبکه
mail
باپست فرستادن
mail
پیام های ارسالی بین کاربران صفحه آگهی یا شبکههای مابین
mail
سیستم ارسال نامه و بستههای پستی از یک محل به دیگری
mail
مراسلات
mail
پست
mail
چاپار
mail
که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی
mail
پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه
mail
نامههای ارسالی یا دریافتی
mail
ارسال چیزی توسط پست
mail
زره
mail
پستی
by next mail
باپست اینده
mail
زره دار کردن پست
by next mail
با پیت بعد
mail
جوشن
mail
پست کردن
there was no mail to day
امروز کاغذنداشتیم
there was no mail to day
امروز پست نبود
voice mail
پست صوتی
voice mail
پست اوایی پست صوتی
junk mail
اقلام پستی ناخواسته
To mail a letter.
نامه ای رابه پست انداختن
Registered mail.
نامه سفارشی
mail cart
ارابه پستی
mail box
جعبه پستی
mail services
خدمات پستی
chain mail
زره زنجیری
snail mail
و نه پست الکترونیکی
mail merging
ادغام پستی
mail merge
ادغام پستی
mail gram
پست زمینی
mail coach
دلیجان پستی
mail cart
گاری پست
air mail
پست هوایی
mail call
دریافت نامه از پستخانه
mail call
رسیدن نامه یا پست
mail box
فضای ذخیره سازی الکترونیکی با آدرس که پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
electronic mail
پست الکترونیکی
certified mail
پست سفارشی دو قبضه
acknowledged mail
تابعی که به فرستنده اعلام میکند پیام پستی الکترونیکی خوانده شده است
accountable mail
پست یا نامه سفارشی و بیمه شده
registered mail
پست سفارشی
snail mail
اصط لاح عامیه به پست معمولی
sea mail
پست دریایی
ring mail
زره
overland mail
پستی که از راه خشکی برود
overland mail
پست زمینی
mail order
سفارش کالا بوسیله پست
mail order
سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
certified mail
پست سفارشی
coat of mail
زره نیم تنهای
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
coats of mail
زره نیم تنهای
computerized mail
پست کامپیوتری
She didnt let me mail the shelf .
نگذاشت کاغذ را پست کنم
air mail receipt
رسید پست هوایی
mail order business
کسب و کار مکاتبهای
mail order house
تجارت خرده فروشی بوسیله مکاتبات پستی
mail order of payment
دستور پرداخت کتبی
mail application programming interface
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
mail application programming interface
مجموعه استانداردها
email
[short for electronic mail]
رایانامه
to mail a letter
[American English]
نامه ای را با پست فرستادن
email
[short for electronic mail]
ایمیل
email
[short for electronic mail]
پست الکترونیکی
I dont quite remembered to post (mail)your letter.
کاملا" بخاطرم ماند ( یادم نرفت ) که نامه تان را پست کنم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com