English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (6 milliseconds)
English Persian
manrope knot head s"turk
Other Matches
manrope دستگیر طنابی
manrope طناب کنار نردبان که بجای نرده یا دستگیره بکار میرود
manrope طناب دور پله ناو
knot [واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot کانون [کاموا]
knot بقچه [کاموا ]
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره
knot گره دریایی
knot گره زدن
knot گره خوردن
knot گره پیشاهنگی
knot گره زدن
knot برکمدگی
knot دژپیه
knot مشکل عقده
knot غده چیز سفت یا غلنبه
knot واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knot بهم پیوستن
knot گیرانداختن
knot گره خوردن
knot منگوله دار کردن گره دریایی
knot میل دریایی
knot گره دریایی
knot نات
knot گره
tie the knot <idiom> ازدواج کردن
alternate knot گره یک در میان (نوعی گره تقلبی)
angular knot گره زاویه ای مثل گره آویز
asymmetric knot گره نامتقارن
asymmetric knot گره سنه
windsor knot گره بزرگ کراوات
The knot has come loose . گره شل شده است
To unite a knot . گره را باز کردن
Gordian knot گرهی گوردیان گوردیوس
Gordian knot مسئلهی گیجکننده
Gordian knot مشکل معما مانند
top-knot گره زینتی
top-knot کاکل
top-knot موی فرق سر
top-knot پرهای تارکسر
figure-eight knot شکلگره8تایی
knot stitches کوکگره
top-knot سر پر
hand knot گره دستی
knot count رجشمار [گره زرعی] [تعداد گره در طول مشخصی از فرش]
Danish knot گره رنی
turkish knot گره متقارن
turkish knot گره ترکی
tie [knot] ریشه
tie [knot] پیچه
tie [knot] ایلمک
tie [knot] خفت
symmetric knot گره ترکی [گره نامتقارن] [که بدور دو تار زده می شود و معمولا از قلاب جهت خفت زدن استفاده می شود.]
Spanish knot گره اسپانیایی [این گره بدور یک نخ تار زده شده و به آفریقا منسوب می باشد.]
senneh knot گره نامتقارن
senneh knot گره فارسی
Persian knot گره نامتقارن
Persian knot گره فارسی
packing knot گره زدن بدون پود
knot ratio نسبت تعداد گره [این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
knot strength استحکام گره
knot density چگالی گره [تراکم تعداد گره در مساحتی مشخص از فرش می باشد که اغلب بصورت متر مربع و یا اینچ مربع محاسبه می گردد.]
berber knot گره مراکشی که بدور دو تار دو مرتبه گره می خورد
wall knot گره تخت
reef knot گره راست
figure of eight knot گره هشت فرانسه
fisherman's knot گره ماهی گیر
fisherman's knot گره
granny knot گره عامی
granny knot گره غلط
half knot نیم گره
knot tie گره مقرهای
knot hole محل گره
knot hole محل حفره
macrame knot گره توری بافی
nail knot گره بین نخ فرعی و اصلی ماهیگیری
figure eight knot گره هشت کوهنوردی
elf knot گیس جنی
elf knot زلف ژولیده
blood knot نوعی گره
butterfly knot گره پروانه
clinch knot گره ثابت
constrictor knot گره فشاری
crown knot گره تاج
dead knot گرهای که با عضوهای اطراف خود اتصال نداشته باشد
diameter of a knot قطر یک گره
double knot گره دوبل
elf knot موی درهم برهم
overhand knot گره ساده
overhand knot گره اضافی
wall knot گره حصیری
square knot گره مرکب از دونیم کره
square knot گره مربر
square knot گره مربع
surfer's knot ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
surgeon's knot گره بخیه جراحی
sword knot شرابه شمشیر
tight knot گره سخت
to cut the g. knot گره یامشکلی رابزورحل کردن
to tie a knot گره زدن
to untie a knot گرهی رابازکردن
turtle knot گره وصل کردن طعمه ماهیگیری به راهنما
slip knot گره زود گشا
slip knot گره خفت
half knot گره خفتی
sailor's knot گره کراوات
running knot خفت
shoulder knot روبان یاحمایل زینتی روی شانه
psyche knot ارایش گیسو بصورت گوجه فرنگی
shoulder knot واکسیل
pruisik knot گره پروسیک
running knot گره بند
loop knot tie گره حلقوی
heaving line knot گره هبلین
asymmetric knot [farsi] گره فارسی
French knot stitch گرهفرانسوی
See if you can unite the dead knot . ببین این گره کور را می توانی باز کنی
Tie a knot in the rope . طناب را یک گره بزنید
perfection loop knot نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
Tie a rope in a firm knot . طناب را گره محکمی زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com