Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (9 milliseconds)
English
Persian
margin efficiency of investment
بازده نهایی سرمایه گذاری
Other Matches
marginal efficiency of investment
کارائی نهائی سرمایه گذاری
marginal efficiency of investment schedu
نمودار کارائی نهائی سرمایه گذاری
margin
زمان یا فضای اضافی
margin
مابه التفاوت
margin
تفاوت
margin
بودجه احتیاطی
margin
حد
margin
اندک حاشیه دار کردن
margin
لبه
margin
کنار
margin
حاشیه
margin
مرز
margin
فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
margin
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
margin
مشخص کردن اندازه و حاشیه
margin
تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
margin
جنبی
margin
حاشیهای
margin
میزان سود سهام
margin
سود ناویژه
margin
سود ناخالص
margin
کناره
margin utility
مطلوبیت نهایی
margin cost
هزینه جنبی
map margin
کناره نقشه
margin control
کنترلاشتباهات
noise margin
تفاوت خش
leaf margin
مهرهشکلتدافعیچپ
profit margin
حاشیه سود
to leave a margin
حاشیه گذاشتن
margin release
خروجازاشتباهات
continental margin
مرزاقلیمی
crenulate margin
لبهکنگرهای
margin cost
مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود
solvency margin
حاشیه عدم اعسار
bi margin format
نقشه دو حاشیهای
margin productivity
حد بهره وری تولید
margin product
اضافه محصول
margin revenue
سهم درامد از فروش
margin utility
حد مطلوبیت کالا
profit margin
درصد سود از فروش خالص
margin land
حالتی که بازده زمین فقط جبران پرداخت هزینه ها واستهلاکات را بکند
margin land
حد نهایی بازده زمین
margin productivity
نسبت بین محصول بدست امده وعوامل تولیدی که در صرف ایجاد ان شده است
margin propensity to consume
تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
to margin the text of a book
در حاشیه گذاشتن کتاب
double-margin door
دو در با یک زبانه
investment
سرمایه گذاری
investment
مبلغ سرمایه گذاری شده
investment
مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
investment
نیروگذاری
over investment
سرمایه گذاری بیش از حد
margin of difference of weight in coins
حد ترخص
margin of difference of weight in coins
حد ترخیص allowance
investment credit
اعتبار طویل المدت
investment cost
هزینه سرمایه گذاری
investment castings
قطعات ریخته گی بسته
investment castings
ریخته گی بسته
investment banks
بانکهای سرمایه گذاری
international investment
سرمایه گذاری بین المللی
intended investment
سرمایه گذاری مورد انتظار
industrial investment
سرمایه گذاری صنعتی
induced investment
سرمایه گذاری که پاسخگوی تغییرات و تحولات درامد ملی باشد
induced investment
سرمایه گذاری القائی
gross investment
سرمایه گذاری ناخالص
foreign investment
سرمایه گذاری خارجی
fixed investment
سرمایه گذاری ثابت
financial investment
سرمایه گذاری مالی
investment foundry
ریخته گی بسته
investment goods
کالاهای سرمایهای
useful life of an investment
عمر مفیع یک سرمایه گذاری
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
social investment
سرمایه گذاری اجتماعی
replacement investment
سرمایه گذاری جانشینی
replacement investment
استهلاک
rate of investment
نرخ سرمایه گذاری
primary investment
سرمایه گذاری اولیه
investment multiplier
ضریب فزاینده سرمایه گذاری
planned investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی شده
net investment
سرمایه گذاری خالص
national investment
سرمایه گذاری ملی
investment opportunities
امکانات سرمایه گذاری
investment plan
برنامه سرمایه گذاری
investment mulliplier
ضریب سرمایه گذاری
investment institutions
موسسات سرمایه گذاری
equity investment
مشارکت در سرمایه
desired investment
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
capital investment
سرمایه گذاری ثابت
investment function
تابع سرمایه گذاری
autonomous investment
سرمایه گذاری مستقل
autonomous investment
سرمایه مستقل از درامد ملی
real investment
سرمایه گذاری واقعی
capital investment
به کار انداختن سرمایه
actual investment
سرمایه گذاری واقعی
investment castings process
فرایند ریخته گی بسته
net fixed investment
سرمایه گذاری ثابت خالص
to get a good return on an investment
بازده سودمندی در سرمایه گذاریی بدست آوردن
net foreign investment
خالص سرمایه گذاری خارجی
investment in human capital
سرمایه گذاری در نیروی انسانی
marginal return of investment
بازدهی نهائی سرمایه گذاری
efficiency
درجه تاثیر
overall efficiency
بازده کلی
overall efficiency
راندمان کلی
efficiency
اثر بخشی
efficiency
خوب کار کردن
efficiency
قابلیت کاردانی
efficiency
ضریب انتفاع
efficiency
بازده سودمندی
efficiency
کارایی وسیله یا نفر شایستگی
efficiency
کارامدی
efficiency
راندمان
efficiency
بهره
efficiency
بهره وری
efficiency
فعالیت مفید بازده
efficiency
کارایی
efficiency
میزان لیاقت تولید
efficiency
عرضه
efficiency
کفایت
efficiency
لیاقت
efficiency
بازده
production efficiency
کارائی در تولید
radiation efficiency
راندمان تابش
predictive efficiency
کارایی پیش بینی
production efficiency
کارائی تولید
nozzle efficiency
راندمان نازل
rectifier efficiency
بازده یکسوکننده
volumetric efficiency
بازده حجمی
teacher efficiency
کارامدی معلم
nozzle efficiency
کارایی نازل
transformer efficiency
راندمان ترانسفورماتور
transformer efficiency
بازده مبدل
total efficiency
راندمان کل
generator efficiency
بازده مولد
tax efficiency
کارائی مالیاتی
thermal efficiency
راندمان حرارتی
motor efficiency
بازده موتور
efficiency point
حد مطلوبیت کالای تولید شده با حداقل هزینه
combat efficiency
کارایی رزمی
combustion efficiency
راندمان احتراق
increase of efficiency
افزایش راندمان
ideal efficiency
راندمان ایده ال
ideal efficiency
بازده ایده ال
high efficiency
ضریب بهره بالا
high efficiency
راندمان بالا
combustion efficiency
بازده احتراق
commercial efficiency
بازده صنعتی
component efficiency
میزانی برای اندازه گیری بازده یک قسمت از یک ماشین
conversion efficiency
بازده تبدیل
efficiency of rectification
بازده یکسوکنندگی
energy efficiency
بازده انرژی لومینسانس
emission efficiency
بازده کاتد
efficiency variance
اختلاف بازدهی
efficiency variance
تباین کارایی
efficiency unit
واحد کارایی
injection efficiency
بازده تزریق
internal efficiency
راندمان داخلی
economic efficiency
کارائی اقتصادی
maximum efficiency
حداکثر کارائی
mechanical efficiency
بازده مکانیکی
luminous efficiency
راندمان روشنایی
luminous efficiency
ضریب روشنایی
maximum efficiency
راندمان حداکثر
absolute efficiency
کارائی مطلق
maximum efficiency
راندمان بیشینه
mechanical efficiency
راندمان مکانیکی
average efficiency
بازده متوسط
ballistic efficiency
کارایی بالیستیکی گلوله یاجنگ افزار بازده بالیستیکی
mechanical efficiency
کارایی مکانیکی
energy conversion efficiency
راندمان تبدیل انرژی
equity versus efficiency
برابری در مقابل کارائی
margine efficiency of capital
نرخ مورد نظر هر کس ازسرمایه گذاری خود
annual efficiency index
شاخص کارایی سالانه خدمتی
lamp bulb efficiency
بازده لامپ
marginal efficiency of capital
کارائی نهائی سرمایه
margine efficiency of capital
بازده نهایی سرمایه
decreasing marginal efficiency of capita
کارائی نهائی نزولی سرمایه
low level injection efficiency
ضریب بهره تزریق در سطح پایین
coefficient of relative efficiency organ
ضریب نسبی کارایی سازمان
crystal frequency changer efficiency
بازده بلور تغییر دهنده بسامد
ampere hour efficiency of storage batter
بازده باتری انبارهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com